اسناد
از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده که گفت: پیامبر در مورد فرزندش باقر به من خبر داده و فرمود: ای جابر! فرزندم حسین دارای فرزندی خواهد شد که نام او علی است و علی هم صاحب فرزندی میشود که نام او محمد، و همنام من است؛ اگر او را ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان.
ابوزهره در مورد مقام و مرجعیت علمی امام باقر (علیهالسلام) میگوید: «از بزرگان فقه و حدیث، خیلیها به قصد بهرهگیری علمی پیش حضرت باقر (علیهالسلام) میآمدند.»
الامام الصادق، ابوزهره، ص22.
ابنخلکان دربارهی امام باقر (علیهالسلام) مینویسد: ابوجعفر محمد بن زین العابدین، ملقب به باقر، یکی از ائمه دوازدهگانه در اعتقاد شیعه امامیه و پدر امام پیشوایان دیگر امامیه، یعنی جعفر صادق (علیهالسلام) است؛ باقر، عالم بزرگ و سید عظیمی بود و به این جهت به او باقر گفته میشد که علم را شکافت و به
ذهبی درباره امام باقر مینویسد: «او از کسانی است که بین علم و عمل و آقایی و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و اهلیّت برای خلافت داشت.»
سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج4، ص402.
هیثمی مینویسد: حجر بن عنبس میگوید: ابوبکر و عمر، حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) خواستگاری کردند، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) خطاب به علی (علیهالسّلام) فرمود: فاطمه (علیهاالسّلام) برای توست.
این روایت را طبرانی نقل کرده و راویان آن مورد اعتمادند.
ابن حبّان نقل میکند: ابوبکر و عمر از فاطمه خواستگاری کردند، امّا پیامبر به آنها فرمود: فاطمه خردسال است تا آنکه علی (علیهالسلام) به خواستگاری آمد، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) او را به ازدواج علی (علیهالسّلام) درآورد.
صحیح ابن حبان به ترتیب ابن بلبان، ابن حبان، ج۱۵، ص۳۹۹.
عایشه نقل میکند: روزی پدرم ابوبکر به من گفت: عُمَر را دیدم، پرسید: چرا با فاطمه (علیهاالسّلام) ازدواج نمیکنی؟ پاسخ دادم، فاطمه (علیهاالسّلام) همسر من نمیشود. عمر گفت: چرا همسرت نشود! درحالیکه تو بهترین مردم و از اولین افرادی هستی که به اسلام گرویدند؟ دخترم!
ابن سعد نقل میکند:
چون علی (علیهالسلام) با فاطمه (علیهاالسلام) ازدواج کرد، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به علی (علیهالسلام) فرمود: خانهای برای خود جستجو کن.
در روایتی به نقل از عکرمه آمده: «هنگامیکه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فاطمه (علیهاالسلام) را به همسری علی (علیهالسلام) درآورد، ازجمله جهازی که به او داده شده بود، تختی بندی بود که بندهایش طنابهای لیفی بود و متکایی که از لیف خرما انباشته بود و ظرفی چرمین برای آب خوردن و مشکی برای آب اندوختن،
ابواسامه، از مجالد، از عامر به نقل از علی (علیهالسلام) نقل میکند: «هنگامیکه با فاطمه ازدواج کردم من و او بستری جز پوست گوسفندی نداشتیم که شبها بر آن میخوابیدیم و روزها روی آن برای شتر آبکش خود علف میریختیم و من و او را خدمتکاری جز خود او نبود.»
واقدی در روایتی به نقل از ام ایمن آورده است که «پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آمد و کنار در حجره ایستاد و سلام داد و اجازه خواست و چون اجازه داده شد وارد شد و پرسید آیا برادرم اینجاست؟ ام ایمن میگوید: پرسیدم ای رسول خدا پدر و مادرم فدای تو باد، برادرت کیست؟
پس از ازدواج امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به علی (علیهالسلام) فرمود: «اکنون برای عروس باید ولیمه داد، سعد گفت: من گوسفند نری دارم و گروهی از انصار هم چند کیلو ذرت فراهم آوردند و چون شب زفاف فرا رسید، فاطمه (علیهاالسلام) را به خانه علی (علیهالسلام) بر
در صحیح مسلم آمده است که در میان آن تعدادی که در عقبه قصد ترور پیامبر را داشتند، مردی با حذیفه در بین مردم سخنانی را ردّ و بدل کرد و به حذیفه قسم میداد که بگو تعداد آنان چند نفر بود؟ مردم به حذیفه گفتند: حال که از تو پرسیده به او خبر ده! حذیفه گفت: به ما خبر داده شده که آنان 14 نفر بودند.