اسناد
بیهقی، عالم اهل سنت، در مورد جریان ترور پیامبر در لیله عقبه از قول حذیفه میگوید: عمّار ياسر در جلوی شتر پیامبر و من در پشت سر شتر، (یا بالعکس) قرار گرفتیم. چون به عقبه رسيدیم، 12 سوار ديدم، به پیامبر اشاره دادم؛ بر آنان بانگ زدیم تا اینکه برگشتند.
پیامبر اکرم در طائف، با حضرت علی (علیهالسلام) نجوا میکرد که این نجوا طولانی شد؛ آثار ناراحتی در چهره برخی از صحابه، (خلفاء) پدیدار شد و گفتند: امروز نجوایش به درازا کشید که پیامبر فرمود: من نبودم که او را برای نجوا برگزیدم، بلکه خداوند او را انتخاب کرد.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در حق علی (علیهالسلام) فرمودند: «این امیر نیکان است و کشندهی تبهکاران، هر که او را یاری کند، یاری میشود و هر که او را خوار و ذلیل کند، خوار و ذلیل میشود.»
مختصر تاریخ دمشق، ابنمنظور، ج17، ص355و356.
نافع بن جبیر، یکی از قریشیان در مورد ترور پیامبر در تبوک میگوید: پیامبر اکرم نام منافقین شب عقبه در تبوک را به غیر از حذیفه به کسی خبر نداد؛ آنها 12 نفر بودند که در بین آنان هیچ قریشی نبود و همه از انصار و وابستگان به انصار بودند.
مختصر تاریخ دمشق، ابنمنظور، ج6، ص253.
در صحیح بخاری از عبدالله بن مسعود نقل شده که میگفت: ما صدای تسبیح غذا را در حالیکه پیامبر تناول میفرمود، میشنیدیم؛ (یعنی وقتی غذا در دستان پیامبر بود) و دست گوسفند مسموم با آن حضرت سخن گفت و به او خبر میداد که داخل گوشت سمّ ریختهاند؛ همچنین حیوانات اهلی و وحشی و جمادات، به نبوت پیامبر شهادت
در روایتی از ابوهریره آمده پس از فتح خیبر گوسفندی به پیامبر هدیه شد که در آن سم بود، پیامبر یهودیان را احضار فرمودند، از آنها سؤال کردند: در این گوسفند سم ریختهاید؟ گفتند: بله! پرسید: چرا چنین کردید؟ گفتند: قصد داشتیم اگر دروغگویی از دستت راحت شویم و اگر پیامبری، ضرری به تو وارد نمیشود.
ابنکثیر از بزار از ابوسعید خدری نقل میکند زنی یهودی گوسفند مسمومی به پیامبر هدیه داد؛ اصحاب دست بردند که از غذا تناول کنند؛ پیامبر فرمود: دست نگهدارید که عضوی از این گوسفند به من خبر داد که غذا سمی است، از آن زن سؤال کردند، تأیید کرد و علت را امتحان پیامبر دانست که اگر دروغگوست مردم از دستش ر
ابنکثیر از قول ابناسحاق نقل میکند پس از آنکه رسول خدا از کار صلح و تقسیم غنایم خیبر فارغ شد، زنی از یهودیان که زن سلام بن مشکم و دختر حارث بود، گوسفندی را کشته و بریان کرد و آن را با زهر مسموم کرده، به عنوان هدیه برای رسول خدا و مسلمانان آورد و چون شنیده بود که پیغمبر اسلام کتف گوسفند را بیش
ابنکثیر دو نقل متفاوت را از ابوداود بیان میکند که در نقل از جابر آمده، پیامبر آن زن را بخشید، و در نقل از ابوسلمه آمده که بشر بن براء در اثر مسمومیت کشته شد، و پیامبر دستور قتل آن زن را صادر فرمود (که بیهقی هم همین حدیث را از ابوسلمه از ابوهریره آورده و گفته احتمالاً پیامبر در ابتدا آن زن را نک
ابنکثیر از صحیحین نقل میکند که انس گفت: زنی یهودی گوسفند مسمومی برای پیامبر آورد، پیامبر از آن خورد؛ وقتی آن زن نزد پیامبر آمد، از او سؤال شد؛ گفت: قصد داشتم تو را بُکشم! پیامبر فرمود: خداوند تو را بر من مسط نمیکند! (یا خداوند تو را بر آن کار مسلط نمیکند.)
ابنکثیر روایتی از بیهقی نقل میکند و میگوید: ابوهریره گفت زنی یهودی گوسفند مسمومی به پیامبر هدیه کرد؛ پیامبر به اصحاب فرمود: دست نگهدارید که غذا مسموم است و به آن زن فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: خواستم بدانم که اگر پیامبری، خدا تو را مطلع خواهد کرد، و اگر دروغگویی، مردم از دستت راحت شوند.
عبدالله بن مسعود گفت: ما معجزات را برکت میشمردیم، (و طبق آیه 59 سوره اسراء که خدا فرموده: ما نشانهها را نمیفرستیم مگر برای ترسانیدن (کفار)) و شما آنها را از باب ترس میشمارید؛ ما در سفری همراه پیامبر بودیم، آب کم شد؛ پیامبر فرمود: از آب باقیمانده بیاورید؛ ظرفی آوردند که در آن اندکی آب بود؛ ایش
ابنکثیر میگوید: در حدیثی در صحیح بخاری به صورت مختصر، ماجرای اهدای گوسفند مسموم بیان شده است که پس از فتح خیبر، گوسفندی به پیامبر هدیه شد که سمی بود و مفصل این واقعه را از مسند احمد بیان میکند که در روایتی از ابوهریره آمده پس از فتح خیبر گوسفندی به پیامبر هدیه شد که در آن سم بود، پیامبر یهودیا
در حکایتی آمده است که افرادی از اهل کتاب به نامهای (زریر، تمام، دریس) آنچه را که بحیراء، راهب مسیحی، دیده بود را در وجود پیامبر اکرم در دوران طفولیت حضرت، دیده بودند و مترصد فرصتی بودند که بحیرا مانع آن میشد و آنچه از صفات و نام او در کتاب الهی خودشان آمده بود را برای ایشان گوشزد میکرد و به