اسناد
تقیالدین سبکی مینویسد: «کتاب عرش برای ابنتیمیه است و قبیحترین کتاب ابنتیمیه، کتاب العرش است و شیخ ابوحیان ابتدا ابنتیمیه را بزرگ میشمرد و زمانی که شیخ بر این کتاب واقف و خبردار شد، پیوسته ابنتیمیه را لعن میکرد تا اینکه از دنیا رفت.»
سبکی درباره کتاب منهاج الکرامه علامه حلی و بیانصافیهای ابنتیمیه در رد این کتاب و کتابهایی که خودش در رد ابن تیمیه نوشته، به شعر چنین میگوید:
صفدی شافعی میگوید: علما در رد افکار و اندیشههای ابنتیمیه کتابهای زیادی نوشتند و این ردیهها به دست ابنتیمیه میرسید، ولی اعتنایی به آنها نمیکرد، اما وقتی کتاب التحقیق فی مساله التعلیق از سبکی به دست وی رسید، با تعریف و تمجید از نویسنده آن گفت: این یک رد فقیهانه بر من است.
کتاب «شفاء السقام فی زیارة خیر الانام علیه افضل الصلوة و السلام»، نقد سبکی بر نظرات ابنتیمیه در مورد زیارت پیامبر اکرم است، که نام دیگر این کتاب، «شنّ الغارة علی من انکر السفر للزیاره» است، به معنی حمله همهجانبه بر کسیکه منکر زیارت است.
سبکی در کتابی که در رد ابنتیمیه نگاشته، درباره وی مینويسد: «افکار ابن تیمیه با عقیده اکثر مسلمین ناسازگار است و حرفهای بدعتآمیزی را در اصول عقاید زده، او خودش را تحت تبعیت و پیروی از کتب خدا و سنت پیامبر مخفی کرده و پایههای ستون اسلام و عقاید مسلمانان را از بین برده و اینطور وانمود میکند ک
ابنتیمیه در بحث، ممکن است همان ایراداتی که به دیگران میگیرد را در بحث دیگر میپذیرد و کلامش پر از تناقض است؛ بجز این، کسانیکه از او حمایت میکنند هم همینطورند؛ یکی از مؤیدین ابنتیمیه در نامهای که به عنوان دفاع از ابنتیمیه آورده، هنگام دعا کردن، به پیامبر و اهل بیت توسل میکند.
شیخ شهابالدین میگوید: دوست داشتم عقیده اهل سنت و جماعت را بیان کنم تا فساد و بطلان گفتههای ابن تیمیه روشن شود، هر چند نیازی به ابطال گفتههای ابن تیمیه نیست، زیرا خود ابن تیمیه همه ادعاهایش را نقض میکند و هر قاعدهای را که بنا نهاده، خودش آن قاعده را از بین برده است.
ذهبی در تاریخ الاسلام مینویسد: که علی بن موسی الرضا، سید بنیهاشم در زمان خود و اجلّ و گرامیترین آنان بود. مأمون خلیفه عباسی او را بزرگ میداشت و در برابر او خاضع بود و دربارهی او غلو میکرد تا آنجا که او را ولیّعهد خود قرار داد.
تاریخ الاسلام، ذهبی، ج14، ص270.
ابوحنیفه معتقد است که: «ایمان کم یا زیاد نمیشود، و توصیف ایمان به هر یک از این دو بیمورد است، لیکن تفاوتی که وجود دارد در به جا آوردن طاعات و ترک محرمات است و به همین جهت است که میان مردم تفاوت و برتری به وجود میآید، لیکن از نظر ایمان هیچ کس را بر دیگری مزیت و برتری نیست.»
معتزله ایمان را تصدیق و اقرار و عمل به آن میدانند، لذا مسلمان دارای صفت ایمان نمیشود، مگر اینکه خصال مذکور در او گرد آمده باشد؛ از اینرو آنان گنهکاران را مؤمن نمیشمارند، زیرا ایمان، تصدیق و عمل است و همچنین او را کافر نمیدانند، زیرا شهادتین را اقرار کرده.
مرجئه در قبول اصل حبوط با مکتب معتزلیان هم رأی هستند، اما به عقیده آنها ایمان به خدا همهی گناهان را به هر اندازه که باشد از میان میبرد، چه تکفیر، چه ارتداد و ...؛ گناهان نمیتوانند ایمان را از میان ببرند.
شرح المقاصد، تفتازانی، ج5 ص131و132.
از احادیث صحیحی که ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه مردودش دانسته، حدیث "رد الشمس" برای علی(علیهالسلام) است. او وقتی دید علامه طحاوی این حدیث را حسن و ثابت شمرده، با زبان تیز و کلام رها، به جرح علامه طحاوی پرداخت. به خدا قسم درجه علامه طحاوی در علم حدیث بالاتر از هزاران نفر مثل ابن تیمیه است.
شیخ مفید میگوید: شیعیان متفقند که شفاعت در روز قیامت به عدهای از مرتکبین گناه کبیره از بین امت اسلام میرسد؛ مرجئه در باب شفاعت پیامبر با شیعه موافق است، غیر ابنشبیب و عدهای از اهل حدیث؛ معتزله متفقند که شفاعت پیامبر خدا دربارهی اهل طاعت است، نه گنهکاران، و او نسبت به هیچ کسی از آفریدگان که
از امام باقر (علیهالسلام) نقل شده که فرمودند: خداوند در آیه 100 سوره شعراء میفرماید: «فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ، فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً، فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.[شعراء/100] شفاعت کنندگانی برای ما وجود ندارد و نه دوست گرم و پر محبتی.» این آیه، بر شفاعت دلالت دارد، ز