اسناد
ابن خلکان در مورد امام صادق (علیهالسلام) مینویسد: او از بزرگان اهل بیت پیامبر است، لقب او صادق است، به خاطر اینکه صداقت و درستی سخنان او هویدا و آشکار است.
وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج1، ص327.
ابن جوزی از عمرو بن مقدام نقل میکند: هرگاه من به جعفر بن محمد الصادق نگاه میکردم، علم و یقین پیدا میکردم که او از نسل پیامبران است.
صفوه الصفوه، ابن جوزی، ج2، ص168.
ابن صباغ مالکی در مورد امام صادق (علیهالسلام) مینویسد: او در میان برادران خود جانشین پدر گردید و به مقام امامت رسید، یاد او در خاطرهها از همه بیشتر و ارزش او فزونتر بود. محدثین آن مقدار که از او حدیث نقل کردهاند، از هیچیک از اهل بیت پیامبر حدیث نقل نکردهاند.
ابنحجر هیتمی در مورد امام صادق (علیهالسلام) مینویسد: او خلیفه و وصی پدرش شد، مردم به اندازهای از علوم بیکران او نقل کردند که کاروانها به سوی او حرکت میکرد و آوازهی او در همه شهرها پیچیده شد. ائمه چهارگانهی اهل سنت و بزرگان علمای ایشان از او روایت نقل کردهاند.
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «ناصبی و دشمن ما اهل بیت کسی نیست که آشکارا با ما دشمنی ورزد، بلکه ناصبی کسی است که نسبت به شما شیعیان دشمنی میورزد، در حالیکه میداند شما ما را دوست دارید و از دشمنانمان بیزاری میجویید...» زیرا ناصبی سعی میکند دشمنی خود را نسبت به اهل بیت مخفی کرده تا به نا
ابن تیمیه، روایتی از سنن نسائی نقل میکند و گفته حدیث صحیح است، اما جمله آخر آن، از پیامبر نیست؛ زیرا اگر بپذیرد هر بدعتی، گمراهی است و هر گمراهی در آتش است، تأیید کرده برخی از بزرگان مذهبش اهل جهنمند و به جهت لازمه حدیث، قسمت آخر را منکر شده است.
ابن تیمیه روایتی از سنن نسائی نقل میکند که مشابه آن از صحیح مسلم نیز نقل شده، و گفته است که حدیث، صحیح است، اما جمله آخر آن، «وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ» را از پیامبر نمیداند؛ زیرا اگر بپذیرد که هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است، تأیید کرده برخی از بزرگان مذهبش اهل جهنمند؛ خود نیز
عبدالحليم جندی، عالم اهل سنت میگوید: «ابوحنيفه و مالک بن انس شاگرد امام صادق بودند چه در فقه و چه در طريقت، بسيار تحت تاثير ايشان بودند و مالک، استاد شافعی است و شافعی مردم را به فرزندان پيامبر (صلیاللهعليهوآله) رهنمون میساخت كه با آنان ارتباط خانوادگی برقرار كنند و از علم آنان بهره بگيرند.
پیروان زید از رأی او دربارهی ابوبکر و عمر بن خطاب سؤال کردند، او پاسخ داد: «خداوند آن دو را بیامرزد، من از هیچیک از کسانم نشنیدهام که از آنها بیزاری جوید، و من دربارهی آنها جز به نیکی سخن نمیگویم، آنها در پاسخ گفتند پس در این صورت چرا برای خونخواهی اهل بیت قیام کردهای؟
از امام رضا (علیهالسلام) روایت شده که به مأمون فرمودند: «ای مأمون!
زمانی که امام صادق (علیهالسلام) خبر آنچه را که بر سر عمویش زید بن علی آمد را شنید، به سختی گریه کرد و استرجاع کرده، فرمود: «خدا رحمت کند عمویم زید را، او نیکو عمویی بود برای دین و دنیای ما، او مانند کسانیکه در کنار پیامبر خدا و علی و حسن (علیهمالسلام) به شهادت رسیدند، از دنیا رفت.»
فضیل رسّان نقل میکند که گفته: بر امام صادق (علیهالسلام) پس از کشته شدن عمویش، زید، وارد شدم؛ به من فرمود: ای فضیل! عمویم زید بن علی کشته شد؟ عرض کردم فدایت شوم، آری! فرمود: خدا او را رحمت کند، آگاه باش! او مومن، عارف و زاهد و عالم و بسیار راستگو بود و اگر پیروز میشد، وفا میکرد، آگاه باش!
امام باقر(علیهالسلام) میفرماید: «مردى از اهل یمام به نام جویبر نزد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) آمد و اسلام آورد. جویبر مردى کوتاه اندام، نیازمند، برهنه و از سیاهان زشتروى بود. روزى رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نگاهى عطوفتآمیز و رحمتانگیز به جویبر کرد و فرمود: اى جویبر!
بقیع دارای قبههایی بود که آنها زایل شد، (نابود شد) و به این صورت فضای بقیع وسیعتر گردید.
آثار المدینه المنوره، عبدالقدوس انصاری، ص175و176.
مقاله: «جنایات و خباثتهای سیگانه وهابیت نسبت به مسلمین»