اسناد
آلوسی میگوید: برای یزید مانندی در میان فاسقان یافت نمیشود و ظاهر آن است که او توبه نکرده است؛ چنان که در حکم او هستند افرادی همچون ابن زیاد، عمر سعد و دیگر همراهان آنها، پس نا روز قیامت و هرگاه قطره اشکی برای حسین (علیه السّلام) ریخته میشود لعنت خداوند بر همهی اینان و یاران و پیروانشان و هر ک
تفتازانی مینویسد: «حق این است که رضایت یزید به قتل و شهادت حسین عقیده قلبی اوست، ... لعنت خدا بر او و یاران و کمک کنندگانش باد.»
شرح عقائد نسفیه، تفتازانی، ص103.
مقاله: «جواز لعن یزید از نگاه علمای اهل سنت»
ذهبی از عبدالمغیث حنبلی که مدافع یزید است، نقل میکند: «حاکم و خلیفه عصرش از او سؤال کرد که چرا برای دفاع از یزید کتاب نوشتی؟
ابن عماد حنبلی مینویسد: احمد بن حنبل در مورد لعن بر یزید دو قول دارد، تلویحاً و تصریحاً؛ همچنین مالک و ابوحنیفه هم تلویحاً و تصریحاً یزید را لعن کردهاند و قول مورد قبول خودش را به دلایلی که میگوید صریح میداند و تلویحاً لعن نمیکند؛ بعد میگوید: علما متفق القول هستند که جایز است لعن بر کسیکه
ابن حزم با استفاده از یک روایت از امیرالمؤمنین که به قرآن استدلال کردهاند، مسجدالحرام را امن خوانده؛ سپس قرامطه را کافر خوانده و لعن کرده و گفته، آنان در این مکان مسلمانانی را کشتهاند.
شبراوی به نقل از استادش مینویسد: «اهل تسنن، همگان به کفر حجاج بن یوسف ثقفی حکم کردهاند، در حالیکه بیتردید جنایتهای حجاج، هرگز به پای جنایتهای یزید نمیرسید و او خیلی کمتر از یزید ستم کرده است.»
الاتحاف بحب الاشراف، شبراوی، ص175.
شبراوی نقل میکند که ابویعلی حنبلی در کتابی تحت عنوان مستحقین لعن به یزید، یزید را مستحق لعن و نفرین میداند و مخالفان او را جاهل و منافق قلمداد کرده است.
الاتحاف بحب الاشراف، شبراوی، ص174.
آلوسی مینویسد: «به عقیده من، یزید خبیثی است که اصلاً به پیامبر اکرم ایمان نیاورد و...
ذهبی درباره یزید گفته است: «یزید شخصی ناصبی و تندخو و سبک (جلف) بود و شراب مینوشید و اعمال منکر انجام میداد. حکومتش را با شهادت امام حسین (علیهالسلام) شروع کرد.»
سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج4، ص38.
اقتضای ظلم، لعن و عذاب و دوری از رحمت خداست، ولی اگر معارضی بیاید، میتواند این اقتضا را از بین ببرد، مثلاً توبه یا خوبیهای محوکننده بدی یا مصیبتهایی که کفاره گناهان است.
ابنتیمیه به جهت استدلال بر منع لعن یزید میگوید: در روایات نبوی مستفیض آمده که عدهای از آتش جهنم با شفاعت خارج میشوند، که در آنان کسانی هستند که ذرهای ایمان در قلبشان وجود دارد.
منهاج السنة، ابن تیمیه، ج4، ص571.
ابنتیمیه اعتراف دارد که طبق مذهب ما، اهل قبله به مجرد گناه تکفیر نمیگردد، و هر شخصی دارای بدی و خوبی است، ولی از این مسئله نتیجه میگیرد که دیگر ما در مورد هیچ فردی که شهادتین گفته و غیر شرک هر گناهی کرده باشد، نمیتوانیم اظهارنظر کنیم، بلکه حساب اعمال همه دست خداست و خدا میداند که او لایق دور
ابن تیمیه قتل امام حسین (علیهالسلام) را از گناهان بزرگ میداند، و اعتراف میکند: «آنچه از اتفاقات و انتقامهای صورت گرفته در مقابل قتل امام حسین (علیهالسلام)، رخ داده است، شکی نیست که قتل امام حسین (علیه السلام)، از بزرگترین گناهان است، و انجام دهنده آن و راضی به آن فعل و کمک کننده آن مستحق عذ
اسماء بنت عمیس روایت میکند که پیامبر اکرم فرمود: ... ای اسماء! پسرم (امام حسین) را گروه ستمکاران خواهند کشت، خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند، بعد گریه سختی کرد و...
مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص136.