مکاتب اهل سنت
علاوه بر آیاتی که خداوند در آن، امامت حضرت علی (ع) را بیان کرده است، پیامبر اکرم (ص) به دستور خداوند، از ابتدای دعوت علنی تا هنگام وفاتش بارها حضرت علی را بهعنوان جانشین و خلیفه خود به مسلمانان معرفی کرد، و حجت را برای مسلمانان تمام کرد، نخستین اعلام ولایت حضرت علی (ع) بعد از سه سال دعوت پنهانی، با نزول آیه انذار صورت پذیرفت.
احمد بن حنبل پیشوای حنابله و رئیس اهل حدیث است. وی اولین فردی است که عقیده به «تربیع» (چهار خلیفه)، را به عقاید اهل سنت بازگرداند، زیرا تا قبل از آن، اکثریت جهان اسلام، تفکر عثمانی داشتند و معتقد به خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، عثمان) بودند، و از دوران خلافت حضرت علی (علیه السلام) با نام «دوران فتنه» یاد میکردند.
با توجه به زمینهای که عمر بن خطّاب برای کعب الاحبار فراهم کرد، مزّی در کتاب تهذیب الکمال میگوید: شخصیتهای بزرگی از صحابه و تابعین از کعب الاحبار نقل روایت کردهاند، که نکته قابل تأمل آنها روایت صحابی از تابعی است. چرا که قاعده این است، که نسل بعدی از نسل پیشین روایت کند، امّا درباره کعبالاحبار قاعده بر عکس شده است.
با مطالعه کتابهای روایی و تفسیری اهل سنت، به روایاتی برمیخوریم که در اصطلاح علمای علم حدیث، آن را اسرائیلیات میخوانند. «اسرائیلیات» اصطلاحی در علوم اسلامی، بهویژه در زمینه تفسیر و علوم حدیث است. این روایات، از نوع قصص و مفاهیم است که در قرآن و از احادیث نبوی نیست، بلکه از تعالیم و کتب امتهای پیشین بهویژه یهود بوده است.
عکرمه ظاهراً تنها کسی است که معتقد به نزول آیه شریفه تطهیر، در شان همسران پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. ذهبی در (سیر اعلام النبلاء) میگوید: «زید بن حباب چنین گفته که حسین بن واقد از یزید نحوی از عکرمه از ابن عباس برای ما چنین نقل نمود: آیه (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت) در مورد زنان پیامبر نازل گشته است. سپس عکرمه گفته است: هر کس بخواهد من با او بر این مساله مباهله میکنم.»
مهمترین دلیل علمای اهل سنت بر امامت ابوبکر، اجماع مسلمین است، که در جواب آن میگوییم: اجماعی در کار نبوده، بلکه اجماع تمام اهل مدینه هم واقع نشد، چه برسد که اجماع همه مسلمین باشد؛ همچنین برای خلافت و امامت حضرت علی (علیه السلام) نصّ داریم و خود اهل سنت بر این ادعا معترفند و اجماعی که بر خلاف نصّ واقع شده، خطاست.
آیات ابتدایی سوره مبارکه نجم، از جمله آیاتی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در دو اتفاق مهم تاریخی، برای اثبات حقانیت حضرت علی (علیه السلام) به آنها استناد کرد. در منابع معتبر اهل سنت نیز به این وقایع، در ذیل آیات مذکور اشاره شده است که نشان میدهد، این آیات در شأن و منقبت حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.
از آنجایی که لعن یک نوع برائت و بیزاری از طرف مقابل است و همیشه یک طرف ظالم و دیگری مظلوم است، این لعن اگر با واقعیت همراه باشد، قطعاً اصابت خواهد کرد و اگر نباشد به خود شخص برمیگردد، در آیات و روایات، لعن و نفرین وارد شده است و یکی از مصادیق لعن، که در آن ظلمی واقع شده است، لعن یزید است که به اهل بیت پیامبر ظلم نموده است.
نشر احادیث نادرست و دروغ در عصر پیامبر اکرم به وسیله کسانی که از اسلام سیلی خورده بودند و تاب مشاهده گسترش فرهنگ اسلامی را نداشتند آغاز شد، به طوری که پیامبر اکرم آشکارا هشدار داده بودند: «دروغ بستن به من همانند دروغ بستن شما بر یکدیگر نیست، هر کس به من دروغ ببندد جایگاه او در آتش جهنّم خواهد بود.»
سنت شریف نبوی در دوران پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) با ممانعت شدید در عرصه نقل و نوشتار مواجه گردید، به طوریکه برخی از صحابه بهجای فراگیری احادیث پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) دنبال اهداف دنیوی خود بودند و برخی هم مانند ابوهریره دنبال پر کردن شکم خود بودند و برخی هم مانند عایشه به دنبال عشوهگری بودند.
سنّت شریف نبوی پس از شهادت جانگداز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با ممانعت شدید در عرصه نقل و نوشتار مواجه گردید و تا حدود یک قرن که بسیاری از حاملان و ناقلان حدیث از دنیا رفته بودند، ادامه یافت. شعار اصلی پایهگذاران منع نقل و تدوین احادیث، در همان روزهای اول رحلت پیامبر اکرم «حسبنا کتاب الله» بود.
مسلمانان عقیده دارند که پیامبران گذشته به آمدن نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت دادهاند. همچنین شیعیان با توجه به اشارات موجود در قرآن و احادیث ائمه معصومین(علیهم السلام)، عقیده دارند که انبیاء قبل از پیامبر اسلام به خاطر اقرار بر ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، به نبوت مبعوث شدند.
عمر بن خطّاب به محو روایات موجود در پایتخت جهان اسلام بسنده نکرد و به بهانه نوشتن سنّت، دستوراتی به دورترین سرزمینهای اسلامی صادر کرد تا هر روایتی که از رسول خدا به آن سرزمینها رسیده، نابود گردد. آری با چنین رویکردی است که عمر میگوید: «بگذارید مردم به کار خود برسند و با نقل حدیث از پیامبر مانع مردم نشوید.»
اسلام دین کاملی است، و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مفسر و مبین قرآن بود، اما پس از رحلت پیامبر افرادی آمدند و با رای و نظر خود، از آیات و روایات مطالبی را استخراج کردند، که با احکام شریعت ناسازگاری داشت؛ آنان دین را ملعبه هوا و هوس خود قرار دادند؛ برخی از این فتاوا عجیب بوده و بطلانش در ظاهرش آشکار است.