مکاتب اهل سنت
از تاریخ هجدهم ذی الحجة که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، پسر عموی گرامش را در جمع کثیری از اصحاب و حاجیان حجة الوداع به امامت منصوب کرد، تا روز بیست هشتم صفر که روز وفات آن حضرت بود، فقط هفتاد روز فاصله شده بود و همه اصحاب واقعه غدیر را به یاد داشتند و اینگونه نبود که آن اتفاق فراموش شده باشد.
پیامبر اکرم (ص) در آخرین حج خود مامور شد تا پیام الهی را که جانشینی حضرت علی (ع) بود، به حاجیانی که از زیارت خانه خدا بر میگشتند، در منطقه غدیر خم ابلاغ کند. لذا در این نقطه حدیث معروف (من کنت مولی...) را برای مردم بیان فرمود، ولی با کارشکنی برخی از صحابه، این اصل مهم، از مسیر خود خارج گردید و خلافت بهدست نااهلان افتاد.
حدیث دوات و قلم از احادیث متواتر و قطعی در منابع اهلسنت است و مورد انکار هیچ محدث و مورخی نیست. اگرچه برخی از معاندین آن حدیث را نقل نکردند و یا اگر نقل کردند، نام شخص توهین کننده به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را ذکر نکردند، ولی در بسیاری از منابع دست اول و معتبر همچون بخاری و مسلم ذکر شده است.
شافعی در کتاب «الأم» از وهب بن کیسان روایت کرده: «تمام سنّتهای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از او تغییر یافت، حتّی نماز.» بنابراین طبیعی است در چنین جو و فضایی (ممنوعیت نقل احادیث نبوی)، «سنّت»، جای خود را بدعتها دهد؛ چنان که خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز چنین روزگاری را پیشبینی کرده بود.
هیچیک از صحابه، حق تشریع در دین را ندارند و نباید بر خلاف سیره و رفتار پیامبر (ص) عمل کنند. اما با این وجود، برخی از صحابه، بدعت در دین ایجاد کردند. مثل اقامهی نماز تراویح به جماعت، توسط خلیفه دوم، که هنوز این بدعت در بین اهل سنت باقی است و جای تعجب است که چرا به جای تأسی به سنت نبوی به بدعت صحابی عمل میشود.
قرآن میفرماید: «هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته است»، و برخی اصحاب، با عمل نکردن به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مبنی بر تبعیت از قرآن و اهل بیت، بسیاری از مسلمانان را گمراه کرده و از نظر اعتقادی کشتند و این بزرگترین گناه در طول تاریخ بشریت است.
افرادی اصرار دارند به اینکه آیه تطهیر شامل زنان پیامبر هم میشود، تا در نتیجه به مقصودشان برسند واثبات کنند که عایشه هم جزو آیه تطهیر میباشد، واین درحالی است که میتوان از کتب خود اهل سنت خلاف آن را ثابت کرد. مثلاً آلوسی در تفسیر روح المعانی میگوید: «همسران پاکیزه پیغمبر، در اهل بیتی که یکی از ثقلین هستند، داخل نیستند.»
دشمنی حریز با امیرمؤمنان تا حدّی بوده است که به عنوان نمونه درباره او گفتهاند هر روز صبگاه 70 مرتبه و شامگاه 70 مرتبه آن حضرت را لعن و نفرین مینمود. ابن حجر عسقلانی مینویسد: «ابن حبّان گوید: حریز هر صبح و شام علی را هفتاد مرتبه لعن میکرد، چون علتش را جویا شدند، گفت: او سر پدران و اجدادم را از تن جدا کرده.»
هدف از منع انتشار احادیث را در دو چیز میتوان خلاصه کرد: جلوگیری از فضایل امیرالمومنین علی (ع)، جلوگیری از انتشار واقعهی غدیر، و انتصاب علی (ع) به دست پیامبر (ص) در سرزمین غدیر خم. چون در صدر اسلام، مسلمانان فتوحات زیادی داشتند و در صورتی که فضایل اهل بیت (ع) و واقعهی غدیر، به مردم گفته شود، قطعاً کار بر خلفاء سخت میشد.
امام محمد غزالی میگوید: سبّ و لعن و شتم صحابه ابداً موجب کفر و فسق نمیشود، حتی سبّ شیخین نیز کفرآور نمیباشد، بههمین دلیل است که در مواردی این دشنام دادن و سبّ کردنها، بین خود صحابه اتفاق افتاده است، ولی ما آنها را کافر نمیخوانیم. مثلاً عمر بن خطاب به پیامبر عرض کرد: یا رسول الله! اجازه بده، گردن حاطب را بزنم. در حالیکه حاطب از اصحاب بدر و مهاجرین بود، پس چرا با دشنام دادن به او، هیچکس عمر بن خطاب را کافر نمیخواند؟
متأسفانه بخاری و مسلم که اهلسنت، شاید حدود هشتاد درصد از دین خود را از این دو منبع میگیرند، در روایاتشان به جای رجوع به اهلبیت به افرادی اعم از نواصب، ضعفای در نقل روایت، طرد شدگان در علم حدیث و افراد غیر قابل اعتماد و آن هم بر اساس مبانی رجالی معتبر نزد خودشان تکیه نموده و روایاتشان را نقل نمودهاند.
برخی معتقدند که مذهب تشیع وجود خارجی نداشته و یک پدیدهای است که بر جامعه اسلامی عارض شده است و بهتدریج در طول زمان گسترش پیدا کرده است و بهصورت فعلی در آمده است و حال اینکه این گروه در زمان پیامبر وجود داشت، و برخی از صحابه خاص پیامبر دارای این لقب بودهاند و از پیامبر اکرم (ص) در مورد این گروه مطالبی بیان شده است.
با اینکه پیامبراکرم از آغاز دعوت علنی به اسلام تا زمان رحلتشان، بارها به جانشینی حضرت علی تصریح کرده بود و در موارد متعدد افضلیت امیرالمؤمنین را متذکر شده بود، باز نگران حال آینده امتش بود. چون پیشرفت و تعالی و سلامت امت اسلامی، در گرو خلافت و امامت حضرت علی (علیه السلام) بود و ستم بر ایشان بهمنزله ستم بر حکومت اسلامی بود.
قرظه بن کعب، میگوید: عُمر، مرا بهعنوان اُستاندار کوفه تعیین کرد و برای بدرقهی من مسافتی را پیمود. سپس رو به من کرد و گفت: میدانی چرا من به بدرقه شما آمدم؟ گفتم: آری، چون ما از اصحاب پیامبر(ص) هستیم. گفت: بله، ولی خواستم بگویم: شما به شهری میروید که مشغول ذکر قرآن هستند، بنابراین با ذکر حدیث، آنان را از قرآن جدا نکنید.