مکاتب اهل سنت
نه تنها اجماع شیعه و عقیدهی مذهب شیعه بر آن است که حضرت مهدی از فرزندان امام حسن عسکری (علیه السّلام) که در سال 255 هجری به دنیا آمده و افراد زیادی نیز آن حضرت را زیارت کردهاند، بلکه بسیاری از علمای اهل سنت نیز در این موضوع با شیعه اتفاق نظر دارند. از باب نمونه فخر رازی شافعی و دیگران به این موضوع اعتراف کردند.
به اعتقاد شیعه مقام امامت انتصابی است و امام از سوی خداوند انتخاب میشود، ولی اهل سنت معتقدند که امامت انتخابی است و یکی از راههای انتخاب امام شورا است. اما در حقیقت شورا، راهبردی بود برای استمرار غصب خلافت.
مکتب ماتریدیه یکی از مکاتب پرنفوذ اهلسنت است که بخشی بزرگی از جمعیت اهلسنت را در جهان تشکیل میدهد. این فرقه با پذیرش حسن و قبح عقلی، ظلم را بر خداوند نمیپذیرد و به اهلبیت مقام حجیت را میدهند. اگرچه استفاده از عقل در این مکتب، یکی از اصول بنیادین آن است، اما طرفداران این مکتب این مساله را در مقوله صفات الهی جاری نساختند.
باور و اعتقادی بی پایه و اساس در بین اهل سنت وجود دارد و آن اینکه چون ابوبکر و عمر پدر همسر رسول خدا هستند و چون عثمان داماد ایشان است، دلالت بر تقرب این افراد در نزد رسول خدا دارد و سبب عاقبت به خیری است. این سخن با وقایع تاریخی مانند کنار زدن از امامت جماعت و عزل از قرائت آیات برائت، و راندن از کنار بستر، منافات دارد.
آیه سی و سوم از سوره احزاب بر پاکی اهلبیت (علیهمالسلام) دلالت دارد. اما سوال این است که مصداق اهلبیت در این آیه چه کسانی هستند؟ آلوسی معتقد است که اهلبیت افزون بر حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله)، علی (علیهالسلام)، فاطمه زهرا (علیهاالسلام)، حسنین (علیهماالسلام)، شامل دیگران نیز میشود. دلیل وی سیاق آیات است که با روایات معتبر مخالف سیاق، رد میشود.
حدیث دوات و قلم یا حدیث قرطاس از احادیثی است که مورد پذیرش و اجماع علمای فریقین است. در این حدیث سخن بسیار است. شیعه امتناع برخی از وصیت پیامبر را باعث گمراهی مسلمین می داند چرا که اگر وصیت رسول خدا انجام می گرفت بنابر گفته خود حضرت کسی گمراه نمی شد.در حالی که می بینیم جامعه اسلامی دارای تفرقه و گمراهی هستند و این تفرقه ار همان روز نشأت گرفت
بینش شیعه در مساله جانشینی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، مبتنی بر شایسته سالاری است. این ویژگی تنها در دوازده نفر به صورت مبرهن بارز شده است که روایت «یکون بعدی اثنا عشر خلیفه» بر همین امر دلالت دارد. اما برادران اهلسنت از آنجا که این اندیشه را برنتافتند دست به دامان خلفای اموی شدند و دچار تناقض گشتند.
همانگونه که در این دنیا ما میتوانیم از روی علامات و نشانهها به وجود خداوند پی ببریم در عوالم ماقبل و ما بعد نیز چنین خواهد بود.
برخی علمای اهلسنت معتقدند که اهلبیت منحصر در 5 تن آلعبا نیستند. به عنوان مثال امسلمه نیز بنا بر روایات داخل در اهلبیت است. این کلام با روایات متقابلی که امسلمه را خارج از اهلبیت میداند، در تعارض است و کیفیت حل تعارض در تمایز نهادن میان معنای لغوی و اصطلاحی اهلبیت است.
نه تنها اجماع شیعه و عقیدهی مذهب شیعه بر آن است که حضرت مهدی از فرزندان امام حسن عسکری (علیه السّلام) که در سال 255 هجری به دنیا آمده و افراد زیادی نیز آن حضرت را زیارت کردهاند، بلکه بسیاری از علمای اهل سنت نیز در این موضوع با شیعه اتفاق نظر دارند. از باب نمونه ابن اثیر جزری و دیگران به این موضوع اعتراف کردند.
سنّت نبوی پس از رحلت جانگداز پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) با ممانعت شدید در عرصه نقل و نوشتار مواجه گردید و تا حدود یک قرن که بسیاری از حاملان و ناقلان حدیث از دنیا رفته بودند، ادامه یافت. بنابراین طبیعی است در چنین جو و فضایی، سنّت، جای خود را به بدعتها دهد؛ چنانکه خود پیامبر نیز چنین روزگاری را پیشبینی کرده بود.
نه تنها اجماع شیعه و عقیدهی مذهب شیعه بر آن است که حضرت مهدی از فرزندان امام حسن عسکری (علیه السّلام) که در سال 255 هجری بهدنیا آمده و افراد زیادی نیز آن حضرت را زیارت کردهاند، بلکه بسیاری از علمای اهل سنت نیز در این موضوع با شیعه اتفاق نظر دارند. از باب نمونه سبط بن جوزی و دیگران به این موضوع اعتراف کردند.
عذر به جهل یکی از موانع مهم تکفیر است. سلفیان این عذر را بسیار محدود و در موارد زیادی آن را مورد توجه قرار نمیدهند. این در حالی است که در اهل سنت با اتکا به منابع اسلامی آن را به عنوان مصداقی برای عذر به جهل میدانندد. استنادات ایشان به داستان حواریان یکی از مواردی است که میتواند شاهدی برای این ادعا باشد.
در جهان اهل سنت دو دیدگاه افراطی درباره اطاعت از حاکم وجود دارد. اهل سنت معتقد به اطاعت بی چون و چرا از حاکم هستند و سلفیه جهادی حکم به کفر حاکم فاسد میدهند و قیام علیه حاکم را واجب میدانند.