مکاتب اهل سنت
اخلاق حسنه اهل بیت (علیهم السلام) با علمای اهل سنت موجب شد که بسیاری از بزرگانِ ایشان، از محضر ائمه استفاده علمی کنند. در مسلک اهل بیت رابطه علمی بین شیعه و سنی همیشه با احترام و حرارت خاصی برقرار بوده است، الان هم باید میان علما و حوزههای علمیه شیعه و سنی رابطه علمی بیشتری برقرار کرد، تا دست تفرقه افکنان کوتاه گردد.
وهابیها عالمان شیعه را متهم به تکفیر میکنند. این در حالی است که امام خمینی (ره) صراحتا اهل سنت را مسلمان میدانند و معتقدند که عدم اعتقاد به امامت، باعث کفر نمیشود.
حدیثی به پیامبر اکرم به دروغ نسبت داده شده که اگر کسی هیچ نمازی نخوانده و قضای نمازهایش را بهجا نیاورده، در آخرین جمعه ماه رمضان، 4 رکعت نماز کفاره (در هر رکعت پس از حمد، 15 سوره قدر و 15 سوره کوثر) بخواند، و این عمل از نمازهای فوت شده او و والدین و زن و بچه و اقوامش کفایت میکند.
اهانت به اهلبیت (علیهم السلام) و مخصوصا به حضرت علی که در زمان معاصر از جانب برخی مسلماننماها صورت میگیرد، ریشه در تاریخ اهلسنت دارد. بسیاری ازعلمای اهلسنت در دورانی که ملقب به خیرالقرون بود، به این فعل شنیع دست میزدند و برای رسیدن به هدایای حاکمان، امیرالمؤمنین را منافق میخواندند و از آن حضرت اعلام بیزاری میکردند.
در روایات اهل سنت آمده است که عایشه بعد از شنیدن خبر شهادت امام علی (علیه السلام) سجده کرد. ابوالفرج إصفهانى، از دانشمندان بزرگ اهل سنت، در كتاب مقاتل الطالبيين با سند صحيح نقل كرده است که أبوالبخترى گفت وقتى خبر شهادت على (عليه السلام) به عائشه رسيد، سجده كرد. همچنین در منابع اهل سنت آمده است که قلب عائشه نسبت به حضرت علی (علیه السلام) پاک نبود...
امام حسن(علیه السلام) سیاستمداری دوراندیش بود که چون در زمان خلافت خود بعد از شهادت پدر بزرگوارشان حضرت علی(علیه السلام) تنها و بییاور گشت، و سخنان و خطبههای روشنگرانه او هیچ تاثیری را بر دل امت پیامبر نگذاشت، چارهای جز این ندید که از شیوه صلح استفاده کند تا بنیامیه و در راس آنها معاویه، این جرثومه فساد را مهار کند.
متاسفانه عناوین و اسمها جای خود را از دست دادهاند و بی مسمی شدهاند. کسانی که خود را اهل سنت مینامند میبایست بیشترین عمل کنندگان به سنت باشند و سلفیها باید به اطاعت بی چون و چرا از سلف صالح تن میدادند، اما دریغا که ایشان نه اهل سنتاند و نه پیرو سلف صالح. ایشان حتی با دیدن افطار کردن روزه توسط شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، باز هم مصر به گرفتن روزه بودند.
با روی کار آمدن خاندان بنیعباس و ایجاد سلطه ی عباسیان، حکام این سلسله به سختگیری هر چه بیشتر نسبت به فرزندان امام رضا از جمله، امام جواد، امام هادی و سرانجام حضرت امام حسن عسگری (علیهم السلام) پرداختند، که در این بین شرایط امام حسن عسگری، از شرایط پدرانش، سختتر بود، چرا که ایشان پدر فرزندی بودند که منجی عالم محسوب میگردید.
از آنجا که عبارتی از شمر بن ذی الجوشن در کتابهای تاریخ نقل شده که وی در روز عاشورا خطاب به حضرت اباالفضل العباس (علیه السّلام) و برادرانش گفت: «خواهرزادههای» ما کجایند؟ و بالعکس حضرت اباالفضل (علیه السّلام) نیز وی را با تعبیر کنایی و طعنآمیز «دایی» خطاب فرمود، همواره این پرسش مطرح میگردد که آیا شمر دایی حضرت ابالفضل (علیه السّلام) بوده است؟...
زمانی که خبر مردن معاویه انتشار یافت همه منتظر بودند که سرنوست حکومت به کجا می رسد. مردم بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شاهد خلاف ها و ظلم های متعددی بودند. وظیفه امام علیه اسلام این بود که مردم را نسبت به چهره فاسد و ظالم یزید آگاه کنند.
یکی از مسائلی که معتقدیم این است که پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در همه شئون اسوه و الگوست، و تمام سخنان ایشان قابل استفاده و حکیمانه است، حتی اگر در مورد امور دنیوی سخن گفته باشند؛ و برای همین جهت که چون میتوان از تمام کارهای پیامبر گرامی اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) الگو گرفت، عدهای از مسلمانان خود را اهل سنت...
خداوند موجودی از خاک تیره به نام انسان را آفرید و برای اینکه ارزش وجودی پیدا کند از روح خود بر این جسم خاکی دمید، به طوریکه اشرف مخلوقات عالم گردید و به موازات این کار انسانهای برگزیدهای را خلق کرد که در کیفیت و نوع خلقت با سایر مخلوقات فرق داشتند؛ چرا که آنها را از نور خود بهوجود آورد که عبارتند از پیامبر و اهل بیت ایشان.
زمخشری از علمای اهلسنت مدعی است که ظاهر آیه 67 سوره انفال بر صدور اشتباه از پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) دلالت دارد. این در حالی است که سرزنش این آیه بر پیروان آن حضرت جاری است، زمانی که پیش از پیروزی کامل، اسیر گرفتند.
از دلائلی که میتوان حضرت ابوطالب (علیه السلام) را با ایمان و اعتقاد کامل دانست و تفکرات او را در زندگی شخصی او مورد بررسی قرار داد، همان اخلاص و عمل بوده که در اشعار و سرودههای به جای مانده از او میتوان یافت، این اشعار حاکی از اعتقاد قلبی و طراوشات درونی اوست، و هر یک از این اشعار در اثبات ایمان و اخلاص ابوطالب کافی است.