عکس
حطاب رعینی مالکی، تصریح میکند: حاجی پس از انجام اعمال حج و عمره، به قصد زیارت قبر مطهر نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به مدینه برود.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ کمیته فتوای مجمع تحقیقات اسلامی الازهر در پاسخ به پرسشی درباره حکم توسل به پیامبراکرم (صلیاللهعلیهوآله) برای برطرف شدن بیماری کرونا گفت: توسل به پیامبر اکرم پس از وفات ایشان، بنا بر قول جمهور فقهای مالکی و شافعی و متأخران حنفی و نزد حنبلیها جایز است، به اینکه
ملک فیصل میگوید: «ما و یهودیان پسر عمو هستیم، راضی نمیشویم به دور کردن ایشان از دریا، همانگونه که برخی به ما این پیشنهاد را میکنند، بلکه سیاست ما همراهی کردن مسالمتآمیز با ایشان است.» «نسب ما و یهودیان منتهی میشود به سام، لذا به ما گفته میشود «سامیة» کما اینکه شما میدانید، افزون بر اینک
ذهبی درباره امام جواد (علیهالسلام) مینویسد: ابوجعفرهاشمی حسینی، ملقب به جواد، و قانع و مرتضی است؛ او از پیشوایان اهلبیت پیامبراکرم است.
یافعی به عنوان یکی از ادله مخالفین مشروعیت تبرکجویی به صالحین این دلیل را میآورد که گفتهاند: از سوی صحابه و تابعین، دلیلی مبنی بر مشروعیت تبرکجویی به صالحین وارد نشده است.
یافعی ادله مخالفین مشروعیت تبرکجویی به صالحین را ذکر میکند و پاسخ میدهد:
1) مشروعیت تبرکجویی به صالحین، صرفاً به نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و آثار باقیمانده از ایشان، تعلق میگیرد و لذا تبرکجویی به سایر اولیاء الهی جایز نیست.
یافعی ادله فراوانی بر مشروعیت تبرک به صالحین بیان میکند؛ از جمله، روایت ابن عمر که طبرانی آن را اینگونه نقل میکند: ابن عمر میگوید: «پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، آب حوضچههایی که دستان مؤمنان به آنها خورده بود، را ترجیح میدادند.» طبرانی اذعان میکند تمامی روات این روایت، ثقه هستند.
یافعی بعد از بیان ادله فراوانی مبنی بر مشروعیت تبرک جستن به آثار باقیمانده از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، میگوید به اماکنی همچون کعبه، زمزم، حجرالاسود، تربت مدینه، مسجد قبا طبق شرع مقدس، تبرکجویی میتوان کرد.
التبرک بالصالحین بین المجیزین و المانعین، یافعی، ص51-53.
یافعی با استناد به روایات متعدد، مدعی میشود که همه مسلمانان اتفاق نظر دارند که تبرک جستن به پیامبراکرم (صلیاللهعلیهوآله) و آثار باقیمانده از آن حضرت، جایز است.
محمد بن طلحه شافعی پس از نقل ماجرای مأمون و امام جواد (علیهالسلام) در بغداد، با شگفتی این جریان را بهترین دلیل و گواه بر عظمت امام جواد (علیهالسلام) دانسته و میگوید: این جریان، خود به تنهایی دارای دلالات و معانی عمیق است که برای به تصویر کشیدن عظمت و مقام امام، همین منقبت کافی است.
شبراوی شافعی پس از نقل ماجرای مأمون و امام جواد (علیهالسلام) در بغداد میگوید: مأمون پس از این جریان، آن حضرت را نزد خود برده و محبت بسیار کرده و از ایشان بسیار تجلیل و تکریم میکرد و پیوسته او را مورد توجه قرار میداد؛ چرا که برای وی برکات و مکاشفات و کرامات آن حضرت ظاهر شده بود.
ابن صباغ مالکی پس از نقل ماجرای مأمون و امام جواد (علیهالسلام) در بغداد میگوید: مأمون پس از این جریان، مات و مبهوت عظمت آن حضرت بود؛ چرا که در این جریان، مقام علمی و فضل و کمال و عقل و زیرکی و نشانههایی از امامت آن حضرت، با آن که کم سن و سال بودند، برای مأمون آشکار شد.