شبه معنویت های بومی
دیپاک چوپرا نویسنده و سخنران انگیزشی و از مروجان تفکر نوین میباشد. وی علی رغم اینکه فرقهی خاصی را ترویج نمیکند، اما نوشتهها و سخنانش آمیخته با معنویت شرقی و غربی است، که هیچگونه مطابقتی با دین، مذهب و فرهنگ ایرانی اسلامی ما ندارد. به گفته خود چوپرا، از یوگا و مدیتیشن متعالی «TM» برای طب روحانی خود استفاده میکند.
محمدعلی طاهری در شبهه عرفان خود اینچنین مطرح میکند که: «هیچکس قادر نیست درک و فهمی از خداوند داشته باشد، و این خداوند است که عاشق انسان میشود و انسان معشوق او واقع میشود.» ولی واقعیت این است که هرکس به اندازهی وسع و ظرفیت خود میتواند از اقیانوس بیکران خداوند بهرهمند شود.
بىتوجهى به اسرار و روح هستی و تعاليم معنوى، تربيتى و به طور کل، غفلت از خالق هستی، انسان را به وادی پوچی هدایت میکند که باعث پناهبردن به ارزشهايى چون يوگا مىشود. بايد بدانيم كه يوگا تنها يک ورزش براى تقويت بعدى از ابعاد درونى انسان است و براى عبادات و نيايش و شكرگزارى آفريدگار نيست.
محمدعلی طاهری سرکردهی عرفان حلقه، شیطان را اولین موحد عالم معرفی میکند و اذعان میکند که شیطان فریب خورده درگاه خداوند است زیرا خداوند بوده است که دستور داده تا شیطان به آدم سجده نکند. این سخنان طاهری با نص صریح قرآن مغایرت دارد و این به معنی افترا به ساحت قرآن است.
ذکر و یادکردن در عرفان اسلامی عبارت است از «توجه به خدا» که در عالیترین مراتب، عارف و سالک نباید لحظهای از خدای متعال غافل شود تا به انقطاع کامل برسد. اما در عرفان حلقه از تأثیر نداشتن ذکر و یاد خداوند متعال در کمالپذیری انسان صحبت به میان میآورند.
در فرقهی دجالیّه یمانی، صلوات بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و آل محمد (علیهمالسلام) نیز دستخوش تحریف شده است. صلواتی که آنها ذکر میکنند، چنین است: «اللهم صلِّ علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا». با مراجعه به روایات و منابع دسته اول امامیه و اهل تسنن در باب صلوات، هیچکدام به چنین صلواتی به این نحو اشارهای نکردهاند.
محمدعلی طاهری در عرفان حلقه ظاهراً مسئلهی بازگشت ارواح به اجسام و اجساد دیگر (یا همان تناسخ) را رد میکند؛ ولی وی این مسئله را در قالب کلام دیگری مطرح میکند و میگوید که طبق علاقه و عشق شدید روح و جسم به یکدیگر، روح بلافاصله بعد مرگ وارد جسم دیگر میشود!
در عرفان حلقه داشتن ایمان و اعتقاد برای حضور در حلقه به هیچ وجه لازم نیست. همچنین طاهری بر این باور است که انسان نمیتواند خدا را بفهمد و عباداتی که انسان در این راستا انجام میدهد بینتیجه خواهد بود وی به پیروان خود میگوید، تا زمانی که به شناخت نرسیدهاید ترمز دستی نماز را بکشید.
یکی از آیاتی که احمد البصری برای حجیت داشتن خواب میآورد، آیهی 111 از سوره مائده است؛ و میگوید: «در اینجا خداوند برای شناخت عیسای مسیح به حواریین، وحی را عنایت کرد، که مراد رؤیاست.» اما این سخن فقط ادعایی از طرف احمد بصری است و هیچ دلیلی برایش ارائه نشده است.
تئوری شعور کیهانی در دههای گذشته توسط اومانیستها مطرح شد. محمدعلی طاهری در عرفان حلقه نیز این تئوری را ادامه میدهد و بر این باور است که انسان میتواند به مقام خدایی برسد، سپس انسان را محور و معیار همهچیز معرفی میکند و خدا را فراموش میکند.
در فرقه حلقه هرچند در کوتاهمدت و در سایهی تلقین و ایجاد ذهنیت و تصرف در هیجانات فرد با استفاده از جنها، در درون برخی افراد نوعی تسکین احساس میشود؛ اما بعد از گذشت مدتی، موجوداتی به زندگی این افراد وارد میشوند که منجر به اختلال روانی و درونی و از هم پاشیدگی سلامت روانی ایشان میگردد، به گونهای که افراد زیادی در عرفان حلقه گزارش دادهاند که حضور موجوداتی مانند جنّ را در زندگیشان حس میکنند.
براساس آموزههای عرفان حلقه منشأ بسیاری از بیماریها حضور موجودات غیرارگانیک درون انسان است. باید بدانیم که طبق آموزههای آنها موجودات غیرارگانیک همان اجنه و شیاطین میباشند. به اعتقاد محمد علی طاهری یک سری مسائل انسان را وارد فاز و شبکه منفی(همان جنزدگی) میکند. از جمله آنها نصب تابلوهای آیات قرآن مثل آیت الکرسی رو دیوار خانه میباشد.
کم و بیش همهی ما با «قانون جذب» آشنا هستیم. قانون جذب در شبهمستند راز و کتابی با همین نام بین مردم ترویج شده است. این قانون که مصداق یک فریب عمومی است در ایران رشد چشمگیری داشته است. قانونی ساختگی و یا بهتر است بگوییم تخیلی که سعی دارد مشکلات زندگی مردم را برطرف کند. آهنربایی باشد برای جذبِ پول، ماشین مدل جدید، خانههای مجلل، قبولی کنکور و... .
عرفان کیهانی (حلقه) جزء جریانهای شبه معنوی است که با ممزوج کردن حق و باطل و تکیه بر مشکلات اساسی زندگی مردم، استفاده از ظواهر دینی و نمایشهای جذاب، موجب گمراهی و بهرهگیری از احساسات عدهای از جویندگان راه معنویت در کشورمان شده است. که هدف خود را در نزدیک کردن انسانها به همدیگر میداند.