اسناد
آلوسی در غیرعاقلانه بودن ازدواج جن و انس، اینگونه بیان میکند که ای کاش میدانستم (هنگامیکه زن جنی با مرد انسی ازدواج کرد و حامله شد) آیا آن زن بر لطافت اجنه باقی میماند و دیده نمیشود، و جنین او به صورت انسان قابل مشاهده است و دیده میشود؛ یا اینکه جنین مانند جن در زمان حاملگی دیده نمیشود و
ارمی شافعی در «تفسير حدائق الروح والريحان» ذیل آیه 72 سوره نحل، این شبهه که جن از آتش است و نمیتواند با انسان که از خاک است وصلت کند پاسخ داده که درست است که آنان از آتش خلق شدهاند، ولی بر عنصر آتش باقی نمیمانند، بلکه بهوسیله خوردن و آشامیدن و زاییدن و ...
قرطبی در تفسیرش قول ماوردی را مطرح میکند و میگوید: اینکه مادر بلقیس از جن باشد، عقلانی نیست، چون جنس انسان و جن متباین و طبع و حسشان مختلف است.
الجامع لأحكام القرآن (تفسير قرطبی)، محمد بن أحمد أنصاری قرطبی، ج13، ص213.
محمد بن عبدالله الإمام میگوید: «ازدواج بین انسان و جن به این صورت انجام میشود که زن جنی بر مرد انسی ظاهر میشود، و برای فریب او زن جنی به شکل زن زیبایی از انسان ظاهر میگردد، و با او یک نفر از جن حضور دارد که ادعا میکند از بستگان این زن است، و با آنان عاقدی از خودشان حاضر است و همه این اتفاقات
ارمی شافعی نیز در «تفسير حدائق الروح والريحان» ذیل آیه 72 سوره نحل آورده است: «بعضی از علماء از این آیه برداشت کردهاند که انسان (مرد) نمیتواند با زنی از جن ازدواج کند، چون بین آنها یک جنس بودن وجود ندارد و آیه میفرماید از جنس شما همسرانی برای شما قرار دادیم، ولی اکثر علما معتقد به امکان این ق
ابن تیمیه میگوید: ازدواج بین انسان و جن و بهدنیا آمدن فرزند از این وصلت، بسیار معروف است و علماء آن را ذکر کرده و درباره آن تکلم کردهاند.
مجموع الفتاوى، ابن تیمیه، ج19، ص39.
آلوسی در مورد لعن یزید میگوید: «از احمد بن حنبل نقل کردهاند: که وقتی پسرش عبدالله در مورد لعن یزید از او پرسید، در جواب گفت: چگونه لعن نکنم کسی را که خداوند او را در قرآن، لعن کرده است؟»
ابنعماد حنبلی در شذرات الذهب مینویسد: «ظهیر الدین اردبیلی حنفی مشهور به قاضی زاده؛ ... عالم کامل و صاحب سخن و وقار و هیبت و فصاحت، و با علوم مخصوصاً انشا و شعر آشنایی داشت و خطش نیکو بود؛ ...
وهابیان مدعی هستند که جشن برای میلاد رسول الله بدعت است؛ مسلمانان به جهت میلاد رسول الله مجلس ذکر و وعظ برگزار میکنند، تا شکر نعمت الهی را انجام دهند و شکر نعمت، بدعت در دین نیست.
وقتی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به مدینه هجرت کردند، عده ای از یهود در روز عاشورا روزه میگرفتند. حضرت از ایشان علت روزه گرفتن را پرسیدند، آنها گفتند: «در این روز فرعون غرق شده است و موسی نجات یافته است و ما به جهت شکرگزاری این روز را روزه میگیرم.
شعراوی در مورد توسل میگوید: «به یاد آورید آنگاه که موسی برای قوم خود آب خواست»؛ عمر گفت: ما به پیامبر توسل میکردیم که باران ببارد، ولی پیامبر به رحمت خدا رفته است؛ پس به چه کسی متوسل بشویم؟ متوسل میشویم به عموی پیامبر، چرا؟
احمد بن حنبل که در اهل سنت، نام امیرالمؤمنین را زنده کرد و کسیکه امیرالمؤمنین را به عنوان خلیفه چهارم نپذیرد، از دایره اهل سنت خارج کرد نیز وقتی از مفاد حدیث غدیر از او سؤال میکنند، میگوید: «در این مورد سخن نگویید و همانطوری که این حدیث را شنیدید، رها کنید.» یعنی روی حدیث غدیر و مفاد آن، بحث و
در کتاب غزالی آمده است: «و اجمعت الجماهیر علی متن الحدیث من خطبته فی یوم غدیر خم باتفاق الجمیع و هو یقول "من کنت مولاه فعلی مولاه" فقال عمر: بخ بخ یا ابا الحسن لقد اصبحت مولای و مولی کلی مولا، فهذا تسلیم و رضی و تحکیم.» جمهور بر متن حدیث از خطبه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در روز غدیر خم اجماع دا