اسناد
شیخ محمد غزالی در کتاب «کیف نفهم الاسلام» مینویسد:
«سرانجام شکاف میان شیعه و سنی را به اصول اعتقادی ربط دادند! تا دین یکپارچه، دو پاره شود! تا آنجا که هر یک در کمین دیگری نشسته است تا او را از پای درآورد.
شیخ محمد غزالی در کتاب «کیف نفهم الاسلام» مینویسد:
شیخ محمد غزالی در کتاب «دفاع عن العقیدة و الشریعة ضد مطاعن المستشرقین» مینویسد:
«یکی از عوام به من گفت: چگونه شلتوت فتوا صادر کرده و شیعه را یکی از مذاهب اسلامی دانسته است؟
به وی گفتم: برادر! من آنان را میشناسم، نماز میگزارند و روزه میگیرند، مانند ما!
محمد محمد المدنی، از علمای تقریبی اهل سنت در مقالهاش در مجله رسالةالاسلام، شیعه را از تهمت اعتقاد به تحریف قرآن مبرا دانست:
برخی از علمای اهل سنت، اصل مکاتبات بین علامه شرفالدین و شیخ سلیم البشری، رئیس دو دوره الازهر مصر را پذیرفتهاند.
عمر رضا كحاله، در کتاب خود آورده است: «ازجمله آثار او کتاب المراجعات است که در آن به پرسشهایی که سلیم بشری مطرح میکند، پاسخ میدهد.»
برخی از علمای اهل سنت، اصل مکاتبات بین علامه شرفالدین و شیخ سلیم البشری، رئیس دو دوره الازهر مصر را پذیرفتهاند.
«ابوبکره گفت: خداوند مرا در جنگ جمل، به واسطه سخنی که از پیامبر شنیدم، بهرهمند ساخت؛ چرا که نزدیک بود به اصحاب جمل بپیوندم و در کنارشان بجنگم و آن سخن این بود که چون به پیامبر خبر رسید که دختر کسری، سلطنت فارس را بهدست گرفته است فرمود: قومی که زمامداری و اختیار خود را به دست زنی دهد، هرگز رستگا
ابن صباغ مالکی مینویسد ابراهیم بن عباس گفته است، من از عباس شنیدم که میگفت: از رضا چیزی پرسیده نشد، جز آنکه آن را میدانست و من از زمانی که او را درک کردهام تا عصر او داناتر ندیدهام. مأمون عباسی برای امتحان دربارهی هر چیزی از او میپرسید و او پاسخ شفابخش میداد.
سبط بن جوزی حنفی، در کتاب تذکره الخواص آورده: واقدی میگوید: امام رضا حدیث را از پدر بزرگوارش و عموهای خود شنیده است. مورد وثوق و اطمینان بوده و در حالیکه بیست و چند ساله بود، در مسجد پیامبر فتوا میداد، او از طبقه هشتم تابعین مدینه است.
ابن حجر هیتمی میگوید: وقتی امام رضا به نیشابور آمد، از او درخواست حدیثی کردند؛ ایشان حدیث سلسله الذهب را برای مردم آن دیار بیان فرمودند که نویسندگان و کاتبانی که این حدیث شریف را نوشتند، بیست هزار نفر بودند.
الصواعق المحرقه، ابنحجر هیتمی، ص181.
محمد بن مومل میگوید: با ابن خزیمه امام اهل حدیث و ابوعلی ثقفی و گروهی از مشایخ، جهت زیارت قبر علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به مشهد رفتیم، هنگامیکه به زیارت امام رضا (علیه السلام) شرفیاب شدیم، چنان تواضع، تعظیم و تضرعی از ابن خزیمه در برابر قبر علی بن موسی الرضا (علیه السلام) مشاهده کردیم، ک
در مورد «ابنخزیمه»، محدث بزرگ شافعی که به شدت به پیروی از سنت و تبعیت از احادیث مقید بوده، آنچنان که اهل سنت او را امام اهل حدیث میدانند، ابن حجر عسقلانی آورده است که شاگردش نقل میکند که به همراه استاد و چند تن از بزرگان اهل سنت، به زیارت قبر امام رضا (علیهالسلام) رفتیم، حتی کار به اینجا خت
ابنحجر هیتمی داستان ورود امام رضا به نیشبور را چنین روایت کرده است: زمانی که علی بن موسی الرضا به نیشابور رسید، مردم اطراف مرکب ایشان را گرفتند. حضرت سرش را از محمل بیرون کرد و به مردم نگریست. در این هنگام بعضی فریاد میزدند و برخی در حالیکه گریبان چاک میکردند، میگریستند.
ابن صلاح معتقد است بخاری و مسلم همه روایات صحیح را جمعآوری نکردهاند؛ بلکه تنها بخشی از روایات صحیح را گردآوری کردهاند. وی میگوید نویسندگان صحیح چنین التزامی نداشتند که تمام احادیث صحیح را بیاورند، بلکه برای طولانی نشدن، بسیاری از احادیث صحیح را نیاوردند.