اسناد
حدیث مجهولی که در تهذیب الاحکام آمده و با استناد آن میگویند شیعه در روایاتش به جماعت خواندن تراویح توسط پیامبر را آورده، همان حدیث در استبصار با تفاوت یک کلمه، به صورتی آمده که سخن شیعه را تأیید میکند و احتمال اینکه تصحیف در کتاب تهذیب الاحکام رخ داده را زیاد میکند، و این دلیل بر نفی نماز تراو
از اینکه خلیفه دوم شخصی را برای اینکه مردم، نافله شبهای ماه رمضان خود را با قرائت او بخوانند، مشخص میشود که شخص خلیفه، نماز نافله خود را به جماعت در مسجد نخواندهاند، و عینی احتمال داده است که شاید خلیفه معتقد بوده که این نماز باید در خانه خوانده شود.
عمدةالقاری، عینی، ج11، ص126.
از اینکه خلیفه دوم شخصی را برای اینکه مردم، نافله شبهای ماه رمضان خود را با قرائت او بخوانند، مشخص میشود که شخص خلیفه، نماز نافله خود را به جماعت در مسجد نخواندهاند، و ابن حجر احتمال داده است که شاید خلیفه معتقد بوده که این نماز باید در خانه خوانده شود.
پیامبر اکرم از اینکه با ایشان نماز مستحبی را به جماعت میخوانند خبر نداشت که برخی از شارحین صحیح بخاری، بحث نماز جماعت بدون اینکه امام جماعت نیت جماعت کند را در این قضیه، پیش کشیدهاند.
فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، ج3، ص14.
با اختلافی که در نقلهای مختلف حدیث «به جماعت خواندن نماز تراویح توسط پیامبر» وجود دارد، مشخص است که این نماز به جماعت نبوده (یعنی اتصال به امام جماعت با حایل بوده)، و پیامبر اکرم یا داخل مسجد و یا خارج مسجد، اتاقکی با حصیر آماده کرده بود که جایی برای نشستن در روزها و نماز مستحبی خواندن در شبها ب
با اختلافی که در نقلهای مختلف حدیث «به جماعت خواندن نماز تراویح توسط پیامبر» وجود دارد، مشخص است که این نماز به جماعت نبوده (یعنی اتصال به امام جماعت با حایل بوده)، و پیامبر اکرم یا در خانه خود بودند، یا در گوشهای از مسجد جایگاهی برای عبادت خود آماده کرده بودند.
زرندی شافعی از علمای اهل سنت در کتاب نظم دررالسمطین روایت کرده که مردی نامهای به دست امام حسن (علیهالسلام) داد که در آن حاجت خود را نوشته بود.
از عایشه نقل شده است كه رسول خدا زياد از خديجه ياد میكرد، من گفتم: چقدر زياد از خديجه ياد میكنی؛ خداوند به جای خديجه كه پيرزن بیدندان بود و در زمانهای گذشته هلاك شده، (بهتر از او) را به تو داده است؛ پس رسول خدا خشمگين شد؛ به طوریكه تاكنون او را هرگز اينچنين خشمگين نديده بودم و فرمود: خداوند
عايشه مىگويد: رسول خدا هرگاه به ياد خديجه میافتاد، از او به نيكی ياد میكرد. روزی حسادت بر من چيره شد و گفتم: چه زياد از آن پير زن بیدندان ياد مىكنيد؟ همانا خداوند بهتر از او نصيب شما فرموده است.
سید قطب در کتاب «فی ظلال القرآن» آورده است که سوره هود پس از سوره یونس و سوره یونس پس از إسراء نازل شده است که این ایام مشقتبارترین زمان در رسالت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در مکه بود که قبل آن فوت ابوطالب و خدیجه (سلاماللهعلیهما) اتفاق افتاده بود و (با نبود ابوطالب) جرأت مشرکین بیشتر شد
در تفسیر الوسیط که توسط عدهای از علمای الازهر نوشته شده، در توضیحاتی که در ابتدای سوره نجم آوردهاند، میگویند: این سوره (نجم) از جریان معراج سخن میگوید که تسلیتی بود برای پیامبر، بعد «عام الحزن»، وفات امالمؤمنین خدیجه (سلاماللهعلیها) و عمویشان ابوطالب (سلاماللهعلیه).
ابنقیم جوزیه، شاگرد ابنتیمیه، فضایل حضرت خدیجه را اینطور بیان میکند:
- پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در زمان زندگی با او، با کسی ازدواج نکرد.
- تمام اولاد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) (به جز ابراهیم که از ماریه قبطیه بود)، از حضرت خدیجه بود.
فخر رازی به عقیده شیعه در مورد امام زمان میپردازد و میگوید شیعیان این فرد را امام معصوم نامیده و به او لقب صاحب الزمان میدهند و میگویند غایب است؛ سپس اظهار نظر میکند و میگوید: آنان در این توصیفات راست میگویند، چون او خالی است از نقایصی که در دیگران است و معصوم است از آن نقایص؛ او صاحب الزم
البانی میگوید: برخی عقیده صحیح قیام حضرت مهدی را (پس از فتنه جهیمان و ادعای مهدویت دروغین) منکر شدند.
این افراد (که عقیده خروج حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی را منکر میشوند) نزد من مانند کسانی هستند که الوهیت خداوند را منکر شوند، به دلیل اینکه این ادعا را بعضی از فراعنه دارند.