اسناد
شخصی از پیامبر دربارهی اسلام پرسید و حضرت فرمود: «اسلام آن است که نماز را برپا داشته و زکات بپردازی و روزهی رمضان را بهجا آورده و حج خانه خدا را انجام دهی و غسل جنابت بهجا آوری!» وی پیامبر را تأیید کرد، مانند اینکه او استاد پیامبر بوده است.
جبرئیل از پیامبر دربارهی اسلام پرسید و حضرت فرمود: «اسلام آن است که شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر از جانب خدا را انجام بدهی، و نماز را برپا داشته و زکات بپردازی و روزهی رمضان را بهجا آورده و حج خانه خدا را انجام دهی...
سمهودی مدعی است که در زمان عبدالعزیز بن محمد که در قرن دوم میزیسته بر روی قبر سعد بن معاذ، صحابی رسول خدا، قبّهای وجود داشته است.
وفاء الوفاء، سمهودی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3، ص299.
خطیب بغدادی از بارگاه و بنای بر روی قبر صحابهی جلیل القدر پیامبر اکرم، یعنی سلمان فارسی، یاد میکند.
تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج1، ص508.
مقاله: «پدیدهی تخریب قبور، ناشی از تفکرات وهابیت»
ابن ابیالحدید در شرح نهج البلاغه، کلام امیرالمؤمنین وقتی که شهادت مالک اشتر را شنید، اینگونه نقل میکند: ما از خدا هستیم و بهسوى او باز مىگردیم، و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است، بار خدایا!
ذهبی (در شرح حال مالک اشتر) کلام امیرالمؤمنین وقتی که شهادت مالک اشتر را شنید، اینگونه نقل میکند: «ما از خدا هستیم و بهسوى او باز مىگردیم، خدا مالک را جزاى خیر دهد و مالک چگونه بود، که اگر کوه بود کوهى عظیم و بزرگ بود، و اگر سنگ بود سنگى سخت بود، بر مردى مانند مالک باید گریه کنندگان بگریند.»<
در تاریخ دمشق، (در شرح حال مالک اشتر) کلام امیرالمؤمنین وقتی که شهادت مالک اشتر را شنید، اینگونه نقل شده است: «ما از خدا هستیم و بهسوى او باز مىگردیم، خدا مالک را جزاى خیر دهد و مالک چگونه بود، که اگر کوه بود کوهى عظیم و بزرگ بود، و اگر سنگ بود سنگى سخت بود، بر مردى مانند مالک باید گریه کنندگا
ابن اثیر در قضایای سال 38 هجری، که در آن سال، مالک اشتر به شهادت رسید، میگوید: امیرالمؤمنین دو دست داشت که یکی از آنها در سال 37 و در جنگ صفین قطع شد (عمار یاسر به شهادت رسید)؛ دیگری هم با شهادت مالک اشتر قطع شد.
امیرالمؤمنین پس از شهادت مالک اشتر فرمود: «خداوند مالک را رحمت کند، او برای من همانگونه بود که من برای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بودم.»
معاویه پنج نفر را لعن میکرد که مالک نیز یکی از آنها بود.
شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج15، ص63.
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) در کاخ یزید، خطبهای ایراد کرد: «ای یزید! آیا میپنداری که فضای آسمان و زمین را بر ما تنگ کردهای و ما را همانند اسیران به هر شهر و دیار سوق داده و کشاندهای، ما نزد خدا خوار و زبون هستیم و تو در پیشگاه خدا گرامی و عزیز هستی؟ ...
چون فرزندان جعفر از آل هستند، بر آنها به اجماع، صدقه حرام است و به اجماع آنها مستحق سهم ذوی القربی هستند.
آنها مستحق دریافت از وقف برکه حبشه هستند.
الحاوی للفتاوی، سیوطی، ج2، ص33.
اولاد حضرت زینب (سلاماللهعلیها)، از آل نبی هستند، و روایتی از صحیح مسلم و سنن نسائی به عنوان دلیل این مطلب ذکر میکند که زید بن ارقم نقل کرد که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در خطبه سه مرتبه، سفارش اهل بیتشان را کردند؛ از زید بن ارقم سؤال کردند اهل بیت پیامبر کیست؟
ابنعساکر نقل میکند: در کاخ یزید، وقتی اهل بیت امام حسین (علیهالسلام) به اسارت به آنجا برده شدند، یکی از اهل شام بلند شد و به یزید گفت: این کنیز (فاطمه دختر امیرالمؤمنین) را به من ببخش!
حضرت زینب (سلاماللهعلیها)، پس از شهادت امام حسین (علیهالسلام) به دمشق (به اسارت) برده شد؛ سخنان ایشان به یزید، در کاخ یزید، هنگامیکه یک مرد شامی میخواست خواهرش فاطمه را به کنیزی ببرد، نشان از عقل و قوت قلب ایشان دارد.
الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، ج8، ص166 و 167.