اسناد
عبدالله بن مسعود ابنعباس را بهترین مترجم و مفسر قرآن کریم معرفی کرده است.
طبقات ابن سعد، ج2، ص315.
مقاله: «تعداد احادیث عبدالله بن عباس در کتب اهل سنت»
وقتی برای عمر معضلی پیش میآمد، برای حل آن مشکل، به ابن عباس رجوع میکرد.
اسدالغابه، ابناثیر، ج3، ص292.
مقاله: «تعداد احادیث عبدالله بن عباس در کتب اهل سنت»
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) برای ابنعباس دعا کرد و فرمود: «پروردگارا! به او حکمت و دانش بیاموز و تأویل قرآن را به او عنایت فرما.»
صحیح بخاری، ج3، ص33.
مقاله: «تعداد احادیث عبدالله بن عباس در کتب اهل سنت»
هنگامیکه ابوبکر فدک را گرفت، به فاطمه (سلاماللهعلیها) گفت: «شاهد بیاور که مالک فدکی.» او علی (علیهالسلام)، امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام)، و «ام أیمن» را نزد خلیفه آورد. اما خلیفه گواهی آنان را نپذیرفت و فاطمه (سلاماللهعلیها) سوگند یاد کرد که دیگر با ابوبکر سخن نگوید.
هنگامیکه ابوبکر فدک را گرفت، به فاطمه (سلاماللهعلیها) گفت: «شاهد بیاور که مالک فدکی.» او علی (علیهالسلام)، «ام أیمن» و «رباح» را نزد خلیفه آورد. اما خلیفه گواهی آنان را نپذیرفت و فاطمه (سلاماللهعلیها) سوگند یاد کرد که دیگر با ابوبکر سخن نگوید.
انساب الاشراف، بلاذری، ج1٠، ص79.
«یعقوبی» نقل می کند که فاطمه (س)، دختر پیامبر خدا (ص) نزد ابوبکر آمد و میراث خود را از پدرش خواستار شد.
امیرالمؤمنین (ع) در نامهای به «عثمان بن حنیف» مینویسند: «آرى! از ميان آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، تنها «فدك» در اختيار ما بود، كه آن هم گروهى بر آن، بخل و حسادت ورزيدند و گروه ديگرى آن را سخاوتمندانه رها كردند (و از دست ما خارج گرديد) و بهترين حاكم خداست؛ مرا با «فدك» و غير فدك چهكار؟
«در شهر بصره همراه عدهای با حجّاج دیدار کردیم. گروهی از قاریان مدینه از فرزندان مهاجر و انصار که ابوسلمه بن عبدالرحمن بن عوف نیز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجّاج با آنان مشغول گفتگو بود که یادی از علی بن ابیطالب (علیه السّلام) کرد و از او بدگویی نمود.
ابن قتیبه دینوری آورده است: «عمر به ابوبکر گفت: ما فاطمه را از خود خشمگین ساختیم؛ بیا نزد وی رفته او را از خود خشنود سازیم؛ به همین روی از او اذن ورود خواستند؛ ولی فاطمه (علیهاالسّلام) به آن دو اجازه نداد؛ به همین روی نزد علی (علیهالسّلام) رفته و با وساطت ایشان خدمت حضرت زهرا (علیهاالسّلام) شرفی
بیهقی از شعبی نقل میکند: «شیخین در آخرین روزهای حیات فاطمه (علیهاالسّلام) به ملاقات ایشان رفته و رضایت وی را جلب کردند؛ ابوبکر وارد شد و جویای کسب رضایت فاطمه (علیها السّلام) بود.
محمد سعید رمضان البوطی، یکی از علمای بزرگ دمشق در کتاب خود میگوید: «اگر یک مسلمان خود را پیرو مذهبی معرفی کند که امروز به مذهب سلفیه خوانده میشود، بدون شک چنین شخصی بدعتگذار است.»
السلفیه مرحلة زمینة لا مذهب اسلامی، محمد سعید رمضان بوطی، ص 236.
در مورد امامت جماعت توسط زنازاده، بین علمای اهل سنت اختلاف است؛ ابن حزم میگوید تأثیری در امامت این فرد ندارد و قرائتش صحیح باشد، یا احکام بلد باشد، یا سن او بالاتر باشد، اولویت برای امامت پیدا میکند، سفیان ثوری نیز بین او و دیگران فرقی نمیگذارد؛ مالک بن انس، امامت ولد الزنا را مکروه میداند؛ ا
ابنعباس از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقل کرده است که به عبدالرحمن بن عوف فرمود:
ابنعباس از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقل کرده است که به عبدالرحمن بن عوف فرمود: