اسناد
امام باقر (علیهالسّلام) فرمود: مردی در زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) گناهکار بود و مدتی متواری بود و جرئت نداشت از خانه بیرون آید و برای نجات خود دنبال وسیلهای میگشت تا اینکه روزی در راه خلوتی امام حسن و امام حسین (علیهماالسّلام) را دید.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «حسین، از من است و من از حسینم. خدا، دوستدار حسین را دوست میدارد!»
نقل اين روايت در صحيح ابن حبان، نشانه اين است كه از نظر وی، این روایت صحيح است.
صحيح ابن حبان، ج15، ص427.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «حسین، از من است و من از حسینم. خدا، دوستدار حسین را دوست میدارد!»
احمد بن ابوبکر كنانی پس از نقل حدیث میگوید: این روایت دارای سندی حسن و نیکو است و راویانش همه ثقه هستند.
مصباح الزجاجة، کنانی، ج1، ص168.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «حسین، از من است و من از حسینم. خدا، دوستدار حسین را دوست میدارد!»
حاکم نیشابوری این روایت را صحیح میداند و میگوید: این روایت صحیح است ولی صحیح بخاری و صحیح مسلم، آن ر ا نقل نکردهاند.
المستدرک، حاکم نیشابوری، ج3، ص194 و 195.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «حسین، از من است و من از حسینم. خدا، دوستدار حسین را دوست میدارد!»
ترمذی در سنن خود، بعد از نقل این روایت، میگوید: این روایت، حسن است.
سنن ترمذی، ج5، ص658 و 659.
کسیکه سر امام حسین (علیهالسلام)، عزیز پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را از تن جدا کرده، با استناد به کلام پیامبر میگوید: «سر بهترین مردم از حیث نسب را از تن جدا کردیم و برای انجام این کار پاداشی از طلا و نقره داریم.»
معجم الکبیر، طبرانی، ج3، ص126.
یعلی بن مره میگوید: با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در پی دعوتی، به میهمانی رفتیم که دیدیم حسین (علیهالسّلام) در کوچه، بازی میکند.
جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید: «هرکس دوست دارد نظر کند به مردی از اهل بهشت، باید به حسین (علیهالسلام) نظر کند؛ زیرا از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) شنیدم که چنین میفرمود.»
صحیح ابن حبان، ج15، ص421و422.
بخاری نقل میکند که از ابنعمر سؤال شد: شخص محرم مگسی را به قتل میرساند، حکمش چیست؟ او در جواب گفت: اهل عراق از مگسی سؤال میکنند در حالیکه فرزند دختر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را به قتل رساندهاند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: حسن و حسین دو ریحانه من از این دنیایند.»
محکمترین و واضحترین دلیل بر ایمان ابوطالب، سخنانی است که در حال احتضار بیان کرد. او به بزرگان قريش که نزد او جمع شده بودند، فرمود: «اى گروه قريش!
با سندهای فراوان؛ برخی از عباس بن عبدالمطلب و بعضی دیگر از ابوبکر بن ابی قحافه، روایت شده که ابوطالب از دنیا نرفت تا این که: لا اله الّا الله، محمّد رسول الله » گفت.
شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج13و14، ص255.
امام رضا (علیهالسلام) در جواب ابان بن محمود که به حضرت نامه نوشته بود و سؤال کرده بود که فدایت شوم، من در اسلام ابوطالب شک دارم، نوشت:
امام صادق (علیهالسلام) از رسول خدا نقل میکند که فرمودند: «همانا اصحاب کهف ایمان خود را مخفی کردند و اظهار کفر کردند؛ پس خدا به آنها، دو پاداش داد و همانا ابوطالب نیز ایمان خود را مخفی و اظهار شرک کرد؛ پس خداوند به او دو پاداش داد، «پاداش ایمان» و «پاداش کتمان و تقیه».
از امام باقر (علیهالسلام) دربارهی این حدیث که در مورد ابوطالب نقل میکنند، «ابوطالب در گودالی از آتش است» سؤال کردند؛ ایشان در جواب فرمودند: «اگر ایمان ابوطالب در یک کفّه ترازو و ایمان این مردم در کفّه دیگر قرار گیرد، ایمان او سنگینتر است؛ آیا نمیدانید امیرالمؤمنین در زمان حیاتش دستور میداد