مکاتب اهل سنت
یکی از کتب ضاله و گمراه کننده وهابیت کتاب منهاج السنه است که بهتر است این کتاب را منهاج البدعه بنامیم چرا که مولف آن شخصی به نام ابن تیمیه است که با دروغ و اراجیف فراوان خود باعث گردیده که دیگر مذاهب اسلامی را نسبت به مذهب تشیع که پیرو اهل بیت پیامبر هستند را به شک و تردید و بعضا به صورت دشمن سرسخت در بیاورند.
علمای بزرگ اهلسنت با قبول شهادت فِرق اسلامی، مخالفت خود را با تکفیر مسلمانان اعلام کردهاند. از جمله شافعی، شهادت تمامی فِرق به جز خطابیه را پذیرفته است. ابوحنیفه نیز اسلام تمامی فِرق را پذیرفته و اشعری پس از ذکر اختلاف مسلمانان و تفرقه آنان، تمامی فِرق را مسلمان دانسته و اسلام را وجه جمع و نقطه مشترکشان معرفی میکند.
عالم سنی به نام سید قطب در مورد قیام امام حسین میگوید: در پیروزی سیدالشهدا و دریافت پیام حضرت، فقط شیعهها نیستند بلکه شیعیان و غیر شیعیان و نه فقط مسلمانان، بلکه بسیاری از غیر مسلمانان هم پیام پیروزی و ایستادگی و جوانمردی و مردانگی را از امام حسین گرفتند. لذا امام حسین هم در دنیا و هم در قیامت پیروز شد.
ما دو نوع علم غیب داریم: 1- علم غیب بالذات مخصوص خداوند است 2- علم غیب بالغیر، وابسته به اراده و اجازه خداوند است و شامل غیر خدا میباشد. بر این اساس خداوند رسولان خود را بر امورى غيبى آگاه مىكند لكن چنين نيست كه آنان مجاز باشند از آن علم همه جا استفاده نمايند بلكه مورد استفادهى آن را خداوند متعال تعيين مىكند و اجازه میدهد.
فخر رازی آیات سوره لیل را دلیلی بر افضلیت ابوبکر میداند. این استدلال متوقف است بر اینکه شأن نزول این آیات در مورد ابوبکر و انفاق او باشد، در حالیکه این امر حتی در بین مفسرین اهل سنت اختلافی است، و دو قول دیگر در شأن نزول آیات بیان کردهاند؛ پس اجماعی در بین مفسرین اهل سنت در شأن نزول آیه وجود ندارد.
در تفاسیر اهل سنت آوردهاند که آیات سوره لیل در شأن ابوبکر نازل شده، و دلیلی بر افضلیت اوست، در صورتیکه این استدلال با دلایل شیعه بر عصمت و افضلیت امیرالمؤمنین نقض میشود و اگر دو استدلال را ثابت بدانیم، با هم تعارض کرده و هر دو از اعتبار ساقط میشود و پس از آن در آیات دلیلی بر فضیلت ابوبکر باقی نمیماند.
مسیحیت دینی قبل از اسلام بود که پیامبر آن حضرت عیسی(علیه السلام) بر انان مبعوث گردید و این پیامبر الهی نوید پیامبر خاتم را با خصوصیاتش برای مردم بیان کرده بود و علما و دانشمندان مسیحی ظهور پیامبر خاتم را طبق کتب خود میدانستند لذا برخی از آنان منتظر ظهور پیامبر اسلام بودند. و کسانی که اعتقاد دینی داشتند هم یقین به آن داشته و آن را بازگو می کردند
همیشه انسانهای دیندار و افراد متدین در هر زمانی وجود داشته اند. خصوصاً شاعران آزاده که با سرودن اشعار و یا بازگو کردن وقایع تاریخی در قالب حکایت و شعر و ... وقایع تاریخی را ترسیم میکنند، از میان اینگونه افراد که در زمان امامان معصوم بودند، اشخاصی مانند کمیت اسدی و حمیری و دیگران پیشتاز در بازگو کردن حقایق بودند.
عمروعاص یکی از افرادی است که در فتح مکه جزء آزادشدگان بود، او در ظاهر تظاهر به اسلام کرد و در صفوف مسلمین قرار گرفت، کسیکه هیچگاه اعتقاد به آخرت نداشت و به دنبال جاه و مقام و ریاست خود بود و از رهآورد آن به متاع چند روزه دنیایی دست یافت، اما در آخر عمر خود چنان به حسرت و پشیمانی رسید که دیگر سودی برایش نداشت.
از آنجایی که لعن هم در قرآن و هم در روایات و گفتار پیامبر اکرم و هم در سخنان امامان از اهل بیت پیامبر وارد شده است لذا نقصی بر کسانیکه لعن میکنند نیست و این لعن مرتبط به افرادی است که تظاهر به دینداری و قبول اسلام کردند، اما در نهان دست به کارها و اعمال ناشایستهای زدند که از اسلام و مسلمانی فرسنگها فاصله دارد.
در طول تاریخ کسانی بودند که با بصیرت کامل همیشه و در همه حال، مدافع سرسخت تفکر مذهب تشیع که تابع محض امامان معصوم بودند قرار داشتند، افرادی که بعضاً با تمام وجود در این راه حتی از جان خود هم دریغ نکردند و داد مظلومیت اهل بیت و امامان را سر دادند و با بازگو کردن وقایع مهم تاریخ یا به صورت شعر و یا خاطره آن را ثبت نمودند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مناسبتهای مختلف فضائل اهل بیت (علیهم السلام) را بازگو میکرد تا همگان به عمق وجودی ایشان پی ببرند و چنگ در ریسمان اینان بزنند تا گمراه نشوند، لذا دوست و دشمن، اهل بیت پیامبر را به عنوان معیار در تمام اعمال خود میدانستند، از جمله عایشه امیرالمؤمنین را سنگ محک میداند.
برخی میگویند احادیث غدیر ضعیف هستند و قابل استناد نیستند. مرحوم شرف الدین در کتاب المراجعات در نامه 54 احادیث فراوانی را نقل میکند که مورد توجه و اهمیت نزد اهل سنت است. وی میگوید: روایات آن قدر در این زمینه زیاد است که قابل شمارش نیست. همه این روایات نصوص صریحی هستند که با زبان گویا، ولایتعهدی حضرت علی را ثابت میکنند.
برخی می گویند حدیث غدیر از احادیث ضعیف است. این در حالی است که حدیث غدیر در منابع مورد وثوق و اعتماد اهل سنت ذکر شده است. یکی از منابع معتبر نزد اهل سنت، کتاب مسند احمد بن حنبل است، که مورد توجه اهل سنت است. احمد بن حنبل در این کتاب، روایت غدیر را به نقل از براء بن عازب نقل میکند. که عمر نیز به حضرت علی تبریک میگوید.