مکاتب اهل سنت
مذهب تشیع با تکیه بر اعتقادی که نشات گرفته از اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) است در میان تمام مذاهب اسلامی چون خورشیدی میدرخشد و تمام مذاهب دیگر به نوعی خود را مدیون این مذهب میدانند؛ چرا که پیشوایان این مذاهب از علوم بیکران امامان معصوم شیعه کسب فیض کردند، لذا برخی با تحقیق وسیع، قبول این مذهب نمودند.
خداوند در قرآن میفرماید که ما نمیگذاریم نور حق خاموش شود هر چند دشمنان سعی و تلاش کنند و این نور اهل بیت پیامبر است که تا قیام قیامت باقی است و پرتوافشانی میکند و دل انسانهای حقیقتجو را از انحراف و سیاهی به طرف صراط مستقیم و روشنایی حرکت میدهد، لذا در این میان خداوند برخی از افراد را به راه هدایت رهنمون میسازد.
در تمام دورانها برخی از اشخاصی که به گمراهی و ضلالت قدم برداشتهاند با عنایت خاص امامان اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) و لطف خداوند به راه مستقیم و روشن وارد شدند و اینگونه افراد را در اصطلاح مستبصر گویند و در مقابل آن اکثر مردم طبق صریح آیات قرآن تعقّل و تدبّر نمیکنند و در گمراهی خود اصرار و پافشاری میکنند.
مذهب تشیع با پیوند عمیقی که با اهل بیت پیامبر و امامان و پیشوایان معصوم دارند در مباحث اعتقادی و باورهای دینی با دلایل عقلی و نقلی چنان پیشتاز در علوم الهی توسط این حضرات معصومین شدند که دیگر مذاهب و فرق اسلامی را توان مقابله با دیدگاههای محکم و مستدل این مذهب نیست و به خاطر همین انسانهای ره یافته قبول این مذهب میکنند.
به گفته برخی از مورخین خلافت و جانشینی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در سقیفه به صورت اجماع امت صورت پذیرفته، اما این ولایت داشتن اجماعی نبوده، بلکه انتصابی است که خداوند آن را به پیامبرش امر نمود و در تاریخ هم آمده که پیامبر اکرم در مناسبتهای مختلف خصوصاً در غدیر خم آن را برای مردم تشریح نمود و بر آن بیعت گرفت.
سخنان حنابله در مورد پیشوای خود، احمد بن حنبل به نحوی است که یکی از مصادیق بارز غلو میباشد. از باب نمونه میگویند: هنگامی که احمد بن حنبل از دنیا رفت، شخصی در خواب دید که بر روی تمامی قبور چراغهایی گذاشته شده است. پرسید: این چراغها چیست، گفته شد: مگر نمیدانی که خداوند قبرها را به خاطر ورود احمد بن حنبل، نورانی کرده است.
سخنان حنابله در مورد پیشوای خود، احمد بن حنبل به نحوی است که یکی از مصادیق بارز غلو در اعتقادات میباشد. از باب نمونه: عبدالله بن حسین بن موسی میگوید: فردی از اهل حدیث را که از دنیا رفته بود، در خواب دیدم. پرسیدم خدا با تو چه کرد؟ پاسخ داد: خداوند مرا بخشید. پرسیدم چه چیزی باعث بخشیده شدن تو شد؟ جواب داد: محبت احمد بن حنبل.
احمد بن محمد کندی احمد بن حنبل را در خواب دیده و از وی پرسید: خداوند با تو چه کرد؟ احمد بن حنبل در جواب میگوید: خداوند مرا بخشید. خداوند از احمد میپرسد: آیا به خاطر من کتک خوردی؟ احمد در پاسخ میگوید: بله، ای پروردگار! خداوند میگوید: ای احمد! این صورت من است، به آن نگاه کن که به تو اجازه دادم به صورتم نگاه کنی.
عالمان اهل سنت میگویند هیچ حدیث صحیحی در فضیلت معاویه وجود ندارد، و معترفند که جاهلان از راویان اهل سنت برای معاویه حدیث میساختند؛ احمد بن حنبل گفت: امیرالمؤمنین دشمنان زیادی دارد و هر چه دشمنانش خواستند در او عیبى بیابند، موفق نشدند. پس دور کسى جمع شدند که با او محاربه و جنگ کرده، او را در حیله و مکر بر علیه على تحریک نمودند.
صحیح بخاری در قسمت مناقب صحابه، به معاویه که رسیده، گفته باب ذکر معاویه؛ شارحان صحیح بخاری اینگونه شرح دادهاند که: علت عدول بخاری از بیان لفظ «منقبت» برای معاویه، اعتماد بر کلام استادش، ابن راهویه است که گفته هیچ فضیلت صحیحی در خصوص معاویه نقل نشده و نسائى و دیگران هم بر این عقیدهاند، بنابراین معاویه فضیلتی ندارد.
سخنان حنابله در مورد پیشوای خود، احمد بن حنبل به نحوی است که یکی از مصادیق بارز و روشن غلو در اعتقادات میباشد. از باب نمونه اسحاق مدائنی میگوید: در خواب دیدم که مردم در مکه جمع شدهاند؛ حجرالأسود شکافته شده و پرچمی از آن خارج شد. پرسیدم: این چیست؟ جواب دادند: این احمد بن حنبل است که با خدا بیعت کرده است.
یکی از شاخصههای فکری و اعتقادی برخی غلو این فرقه درباره پیشوایان خود است. از باب نمونه: صدقه مقابری میگوید: «نسبت به احمد بن حنبل بدبین بودم. شبی در خواب دیدم که پیامبر اکرم دست او را گرفته، همچون دو رفیق، با محبت در کنار هم راه میروند. هنگامیکه از خواب بیدار شدم، بغضی که در دل نسبت به احمد بن حنبل داشتم از بین رفت.»
سخنان حنابله در مورد پیشوای خود، احمد بن حنبل به نحوی است که یکی از مصادیق بارز و روشن غلو در اعتقادات میباشد. از باب نمونه اسحاق بن راهویه میگوید: اگر احمد بن حنبل جان خودش را فدای اسلام نمیکرد، دین اسلام از بین میرفت. و یا اینکه میگویند: اگر احمد بن حنبل نبود، دین اسلام از مسیر واقعی خارج شده و دین جدیدی به وجود میآمد.
هر فقیهی در هر فِرَقی و هر عالِمی در هر علمی جیره خوار امیرالمومنین علی بن ابیطالب است. از ابوحنیفه و اصحابش گرفته تا شافعی و یارانش. چون کسی با پیامبر اکرم خلوتی نداشت، جز مولا علی (علیه السلام) و ناگفته پیداست که در آن خلوتها و نجواها پیامبر خدا، آنچنان حضرتش را از زلال علوم الهی سیراب کرد که باب مدینه علم او گردید.