مکاتب اهل سنت
علمای اهل سنت بر این باورند که شیعه به کسی اطلاق میشود که پیرو حضرت علی باشد و معتقد است که جانشین پیامبر اکرم، علی است؛ طبق صریح آیه قرآن و روایات وارده از پیامبر اکرم، خصوصاً در جریان واقعه غدیر خم در حضور 120 هزار نفر که از حج برمیگشتند، اما از آنجا که حق همیشه آشکار است برخی از علمای اهل سنت نیز به انصاف سخن راندند.
تفکر شیعه بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخصوص کسانی بود که معتقد بودند خلافت و جانشینی از آن حضرت علی (علیه السلام) به واسطه سفارشات موکد پیامبر در مناسبتهای مختلف است، خصوصاً در آخرین حجی که در منطقه غدیر خم مسلمانان را جمع نمود و سخن الهی را ابلاغ کرد و در آنجا بود که پیروان واقعی از غیر واقعی منفک شدند.
بیعتی که پیامبر و امیرالمومنین برای حکومتشان از مردم ستاندند، به معنای این نیست که مردم ایشان را به عنوان حاکم انتخاب کنند، بلکه بیعت تنها به معنای تنفیذ، و فعلیت و عینیت بخشیدن به حکومت حاکم بر مردمی است که میخواهد بر آنان حکومت کند و مردم نیز با بیعتشان، پذیرش حکومت حاکم و ولایتپذیری خویش را اعلام مینمایند.
امام برای حکومت بر جامعه اسلامی، نیازمند مشروعیت سیاسی و مقبولیت از جانب مردمی است که میخواهد بر آنان حکومت کند؛ وگرنه مردمی که خواهان و پذیرندهی حاکمیت امام نباشند امام چگونه میتواند بر آنان حکومت کند؟! مردم به دلائل مختلف پس از وفات پیامبر، با پشت کردن به وصیت پیامبر و کوتاهی در حق امیرالمومنین با ابوبکر بیعت کردند.
امام امیرالمومنین(علیه السلام) با عثمان بیعت کرد نه از رو که عثمان شایسته مقام خلافت باشد بلکه تنها برای حفظ وحدت جامعه اسلامی با عثمان بیعت نمود چراکه اگر با عثمان بیعت نمیکرد و راه مقابله را برمیگزید وحدت جامعه اسلامی و مصالح امت اسلام، به خطر میافتاد و تفرقه و آشوب، مانع گسترش اسلام و باعث تضعیف اسلام میگشت.
مخالفین مذهب تشیع سعی میکنند تا اثبات کنند که شیعه اصل و اساس خاصی ندارد و هر چه را هم اگر دارند از مذاهب اهل سنت یا اقتباس از آنان است و این در حالی است که با مراجعه به تاریخ اسلام خواهیم فهمید که مذهب شیعه که متصل به اهل بیت پیامبر است صاحب تصانیف و تالیفات فراوان از زمان پیامبر و بعد از آن بوده است.
علیرغم ادعاهای خلاف واقع دشمنان وحدت که آبشخور وهابی_صهیونستی دارند، حکومت ایران در حد بسیار بالایی توانسته است، رضایت اهلسنت را جلب نماید؛ آنان مانند شیعیان آزادانه مناسک خود را انجام میدهند. آنها بالغ بر 15000 مسجد دارند که از تعداد مساجد شیعیان هم بیشتر است و 330 حوزه علمیه اهلسنت با 30000 طلبه در کشور فعالیت دارند.
چه بگوییم درباره مردی که همه اقرار به فضلش نموده و نتوانستند کتمان کنند. او چون مشک میماند که هرچه او را بپوشانند بوی خوشش انتشار مییابد و چون خورشید است که با کف دست پوشیده نمیشود و چون روشنایی روز است که اگر چشمی آن را ندید چشمهای زیادی آن را میبیند. پس او سرچشمه همه فضائل است وهر فضیلتی بعد از آن از او گرفته شده است.
جملاتی طلایی، که حجت را برهمه تمام میکند، اعترافاتی از خلیفه دوم در حق امیرالمومنین، علی(علیه السلام)؛ خلیفه دوم در موارد مختلف بارها در وصف حضرت فرمود:«اگرعلی نبود عمر هلاک میشد» «در مشکلی که ابوالحسن نیست قرار نگیرم» «هرگاه علی در مسجد حاضر باشد کسی حق فتوا دادن ندارد» «بهترين قاضى در بين ما،على است» اما افسوس، نتیجه چه شد؟
طبرانی و نسائی نقل میکنند که از عبدالله بن عمر در مورد مقایسه امیرالمؤمنین و عثمان سؤال شد؛ او گفت: از کسی درباره علی سؤال نکن! نيازی به سؤال نیست! ببين علی چه جايگاهی نزد پيامبر دارد؛ پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درهای خانهی همهی صحابه را به داخل مسجد بست، ولی درب خانه علی بن ابیطالب را به همان حال خودش وا گذاشت.
بخاری در صحیح خود از قول ابن عباس نقل میکند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) تمام دربها به مسجدالنبی را بست، غیر از درب خانه ابوبکر؛ ابن حجر عسقلانی در شرح خود میگوید منظور درب نیست بلکه پنجره است و اقرار میکند که روایتی با سند قوی وجود دارد که درب خانهها به مسجدالنبی مسدود شد، غیر از درب خانه امیرالمؤمنین.
ایرانیان مردمی با فرهنگ و قدمتی طولانی که با ظهور دین اسلام در حجاز متمایل به آن شدند؛ افرادی مانند سلمان به خاطر علاقه زیاد به پیامبر و اهل بیت او جزء یاران صمیمی و وفادار پیامبر گشت. لذا پس از وارد شدن به این دین از کسانی شد که پیامبر اکرم او را از اهل بیت خود به مردم معرفی کرد و از او و قومش تمجید و تعریف کرد.
ایرانیان از جمله افرادی بودند که بعد از فتح ایران توسط خلیفه دوم، به دین اسلام گرایش پیدا کردند و با جان و دل به آیین اسلام متمایل شدند، هر چند که در فتح کشورشان به آنها ظلم و ستم فراوان شد، اما با درایت امامان معصوم چنان در عقیده خود پا برجا ماندند که هیچ قومی مانند آنها نبود و پیامبر هم نسبت به آنها سخنان زیبایی را بیان داشتند.
اشاعره و معتزله و امامیه گروههایی هستند که در مسائل اعتقادی و کلامی یا با هم اختلاف دارند و یا در برخی از جاها با همدیگر هم عقیده هستند، در بین این سه گروه، اشاعره و معتزله در بسیاری از موارد نسبت به همدیگر اختلافات شدیدی دارند، و نسبت به دیدگاههای همدیگر با شدت برخورد کرده و همدیگر را تخطئه میکنند، از جمله در صفات خداوند.