تصوف
واژهی اسلام رحمانی گرچه واژهای نوظهور در ادبیات دینی_سیاسی ایران است اما بنیادهای فکری، نظری و عملی این گفتمان ریشه و پیشینهای طولانی در عرفان مسلمین (تصوف) دارد .عموم فرقهها از جمله تصوف برای جذب افراد و پیروان ، دچار شریعتگریزی و اسقاط تکلیف میشوند و نیز تقابل و نزاع با محورهای انحراف در عالم مانند شیطان و عوامل آن را از دستور کار خود حذف میکنند و این روال را تجلی رحمانیت الهی و دین رحمانی تلقی مینمایند
مسلمانان از عهدهی اولین و بزرگترین امتحان تاریخ بشریت بعد از آخرین رسول الهی سربلند بیرون نیامدند و جز تعدادی اندک، همگی به غصب و ظلم گردن نهاده و مسیر اسلام راستین را از بستر خود خارج ساختند. نور علی تابنده قطب سابق دراویش فرقهی گنابادیه، با جعل و تحریف اکثر مسلمانان را تابع نظر و پیمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) میداند که کذب این موضوع با رجوع به منابع تاریخی و رجالی و روایات اهل سنت و شیعه، روشن میگردد.
با همه این تفاصیل ، رسانههای زنجیرهای و فعالین مدعی اصلاحات، همصدا با مقامات آمریکایی، حمله همه جانبهای را علیه این توافق به راه انداختهاند و مضحک ماجرا، هم آوایی قطب خودخوانده و متوهم فرقه منحرف گنابادیه با مخالفین است. اسماعیل صلاحی ضمن اعلام اعتراض شدید نسبت به کشتار مسلمانان چین، مخالفت مشی فرقهاش را با هرنوع خشونت و خونریزی یادآور شد و همه مردم را به صلح و سلم و راستی در گفتار و پندار و رفتار دعوت کرد!
واقعهی سقیفه بنیساعده که مبتنی بر سنتهای قبیلهای در جاهلیت بود، اولین و بزرگترین انحراف و شکافی بود که بین مسلمانان به وجود آمد و بر اساس این اتفاق اکثریت مسلمین از پیمان خود مبنی بر اطاعت از جانشین منصوص رسول خدا سر باز زدند و عهد شکنی کردند. انحرافاتی مانند ایجاد و شکلگیری فرق منحرف در اسلام مانند تصوف از تبعات حتمی جریان سقیفه است.
با توجه به حوادث و فجایع خشونتباری همچون گلستان هفتم در تهران، قم، کوار و ... که خون فرزندان این مرزوبوم به ناحق به زمین ریخت، دلیل اهدای این لوح از سوی انجمن جهانی حقوق بشر به سرکرده سابق این گروهک تروریستی که لباس عرفان به تن کرده چیست؟ شاید مهمترین دلیل، فعالیتهای خصمانهی این فرقه علیه نظام جمهوری اسلامی است.
صلاحی مدعی است که در صدر انقلاب، امام موسی صدر یک رقیب سیاسی برای حضرت امام (ره) به حساب میآمد، لذا امام (ره) بعد از مفقود شدن امام موسی صدر پیگیر وضعیت امام موسی صدر نشد. درحالی که ایشان طی نامههای مختلفی به یاسر عرفات، حافظ اسد رئیس جمهور سوریه و قذافی رهبر لیبی خواستار مشخص شدن وضعیت امام موسی صدر شد و در جلسات مختلف پیگیر این موضوع بودند.
محمد اسماعیل صلاحی اخیراً در سخنان خود به آیتالله خویی اشاره میکند و او را ازنظر علمی از علمایی میداند که در سطح امام (ره) بود و حکومت ایران در پی خدشهدار کردن چهره او بود. صلاحی در سخنان خود روابط بین حضرت امام (ره) و آیتالله خویی و انقلاب ایران را تیره و تار نشان میدهد. در حالی که آیتالله خویی با حمایت های متعدد خود، از جمله علمای مدافع و طرفدار انقلاب اسلامی بود.
با نگاه به عملکرد فرقه سلطان علیشاهی (گنابادی) در جمهوری اسلامی ایران متوجه میشویم که این فرقه در اکثر رخدادهای اجتماعی و سیاسی در تضاد و تقابل با مردم و جمهوری اسلامی بوده. ارتباط و دوستی این فرقه و سران آن با منافقین و علیالخصوص دشمنان قسم خورده ایران، مثل وهابیت خبیث و آمریکای جنایتکار گویای همین مسئله است.
با ادعای قطبیت محمد اسماعیل صلاحی گویا سلسله نعمت اللهی دوباره شاهد انقطاع و انشعابی جدید در خود خواهد بود و ما در یکزمان، شاهد دو مدعی قطبیت در این سلسله خواهیم بود. قطبیتی که بی شباهت به ادعای قطبیت صفی علیشاه نیست و هر دو بعد از پذیرش قطبیت رقیبان با چرخش از مواضع خود ادعای قطبیت کردند.
حضرت ولی عصر (عجّلاللهفرجهالشریف) چگونه عدالت را حاکم میسازد؟ چگونه قدرتهای قاهر و ستمگر را مغلوب خواهد کرد؛ چگونه تبهکاران را از بین خواهد برد؟ در آیات و روایات فراوانی آمده است که، امام زمان (عجّلاللهفرجهالشریف) حکومت را از دست کفار و مشرکان میگیرد و آن را به دست صالحان میسپارد. اما در عصری که قدرتهای جهنمی مخربترین سلاحهای شیمیایی و هستهای را تولید و استفاده میکنند، چگونه میتوان تصور مبارزه با آنان را در سر گذراند؟
زمانیکه از صفی علیشاه این سؤال میشود که «کسی که عشر میدهد آیا زکات و خمس هم باید بدهد یا نه»؟ در جواب میگوید : «در صورت اول عیبی ندارد و در صورت دوم بدعت است». او علاوه بر اینکه عشریه را مکفی از خمس دانسته پرداخت خمس را بدعت میداند! آنچه در قرآن و روایات به عنوان پرداخت حقوق واجب شرعی ذکر گردیده، خمس و زکات بوده و نامی از عشریه برده نشده است.
ازجمله اعتقادات صوفیه که مرحوم میرزای قمی بهطور مفصل به نقد آن پرداخته است، تصور صورت مرشد در هنگام ذکر و عبادت است. به اعتقاد میرزای قمی استحضار صورت شیخ، مانع از کمال ذکر و ضد اوست و هیچ دلیلی از عقل و نقل قائم نشده است که چنین کاری منشأ استکمال شود، بلکه از عقل و نقل هر دو، دلیل برخلاف آن قائم است.
صوفیانی که قرنها سلوک عملی خود را بر صلحکل میدانستند، امروزه با رای قطبی مانند نورعلی تابنده به درویشی داعشی تبدیل شده و دم از سنگ خارا و مشت آهنین میزنند! جالب این است که خوی خشن درویشی در فرقهی نعمت اللهی گنابادیه، تنها به روی نظام مقدس جمهوری اسلامی است و ایشان به کفار و مشرکین و اهل کتاب و... در سلم و صلح هستند!
باعنایت حکومت قاجار مزار برخی صوفیان مانند مشتاق علیشاه که در کرمان به اتهام الحاد کشته شده بود، دارای قبه و بارگاه گردید. در تهران، شیراز و شهرهای دیگر کانونهایی برای صوفیان به وجود آمد. محمد حسن اصفهانی مشهور به صفی علیشاه در تهران و میرزا احمد خوشنویس اردبیلی در شیراز مراکزی برای تجمع صوفیان به وجود آوردند.