سلفیت و وهابیت
قفاری از شخصیتهای وهابی است که با ظاهری علمی،کتابهای مختلف در جهت تئوریزه کردن دیدگاه وهابیت از شیعیان در جهان اسلام نگاشته است. او البته در این کاراز هر دلیل و بهانه و اشکالی که بتواند در جهت خدشه به مبانی شیعیان کمک کند استفاده میکند، حتی اگر در این امر به اشکالات واهی و ادلهای ظاهری و عام پسند استناد کرده باشد.
با توجه به اینکه دین ما اسلام و پیامبر ما حضرت خاتم (ص) میباشد، جا دارد در کشورهای اسلامی خود و مخصوصا کشور عربستان به عنوان مرکز آثار کسلامی که در شهرهای مکه و مدینه هستند از آنها به شایستگی محافظت و پاسبانی میکردیم نه این که آثار اسلامی را معدوم و نابود کنیم و به جای آن قلعه های مربوط به یهودیان را در آثار ملی ثبت نماییم.
وهابیت بر خلاف روش همه کشورها و ممالک، که امروزه به حفظ و حراست اماکن تاریخی و یادمانهای گذشته به عنوان عقبه فرهنگی و تاریخی خود اهتمام دارند، متاسفانه به صورت گسترده اقدام به تخریب اماکن اسلامی مربوط به زمان صدر اسلام نموده و تمامی آثار برجا مانده از آن را نابود کردند به طوری که به جز اندکی از آن باقی نمانده است.
با نگاه اجمالی به عملکرد وهابیت در عربستان گمان این میرود که این کشور بر خلاف دیگر کشورها به حفظ آثار و برپایی موزهها اعتقادی ندارند و چنین چیزی در آنجا یافت نمیشود، اما میبینم ایشان خانه محمد بن عبدالوهاب را به موزه تقدیم میکنند و این در صورتی است که محل تولد پیامبر را به محل خرید و فروش حیوانات تبدیل نمودند.
وهابیت در ادامه افراط و تفریطهایی که تقریبا در همه مسائل دینی و شرعی دارند، حتی نسبت به اماکنی که جنبه تاریخی و مذهبی دارند نیز با افراطیگری برخورد میکنند که به عنوان مثال میتوان به تخریب خانه حضرت خدیجه و تبدیل آن به محل دستشویی نام برد. خانه ای که محل نزول وحی بود سزاوار مکان دستشویی و... نیست.
هستی شناسی در هر آیین و اندیشهای باعث میشود، خط و مشی آن فکر را درباره جهان ماوراء و غیر محسوس روشن شود. بهویژه درباره اعتقادات دینی که این موضوع به مراتب بیشتر جلب توجه کرده و باعث صدق ادعای قائلین به این عقیده و راستی و درستی این اعتقاد است. این هستی شناسی ماورائی در سلفیت به خطا رفته و شکل دیگری به خود گرفته است.
با آغاز تحرکات تروریستهای داعش، برخی داستان تطبیق علائم ظهور را کلید زده و مدعی شدند داعش همان سفیانی است؛ در حالی که در روایتی از امام صادق نقل شده: «خروج این سه نفر، خراسانی، سفیانی، و یمانی در یک سال، در یک ماه و در یک روز است و هیچ پرچمی در این میان، راهنماتر از پرچم یمانی نیست که مردم را به سوی حق راهنمایی میکند.»
عربستان با تکیه بر ثروت عظیم نفتی، برنامههایی از قبیل تاسیس موسسات و مدارس دینی در سراسر جهان برای ترویج جریان سلفی پیاده کرد و آنان با پرداخت مبالغ هنگفتی این برنامهها را پیش بردند. عربستان کشور پیشرو در زمینهی رواج سلفی تکفیری افراطی در جهان است که این خود از لابهلای سخنان بزرگانشان به وضوح روشن است.
برخی از اندیشمندان مسلمان آوردهاند آراء جریانهای تروریستی مطابق عقاید وهابیت است. آنان بر این عقیدهاند که تکفیریها منبع رشدشان از عربستان بوده و این امر موجب اختلال در حکومت عربستان است و این کار عربستان هم از روی نشناختن تکفیریها میباشد. این مشکلی است که باید در دولت عربستان درست شود و تکفیری از این دولت جدا شوند.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ وهابیت برای تخریب شیعیان به هر بهانه و هر دلیلی استناد میکند. غافل از اینکه این جریان غیرسازنده، بالاخره خود ایشان را مبتلا میکند و انسانهای آزاد اندیش به خوبی این برخوردها را به قضاوت خواهند نشست.
یکی از بدیهی ترین و پذیرفتنی ترین امور در ادبیات جهان موضوعی است تحت عنوان استعمال مجازی که در عالی ترین سطح ادبیات قرار داشته، باعث افتخار و سربلندی ناطقین به این زبان میباشد. اصولا استعمال مجازی در یک زبان باعث ارتقاء و تعیین وجوه بلاغی برای آن زبان است. این درحالی است که سلفیان معتقدند در زبان عربی مجاز نداریم.
در میان شیعیان چنین مرسوم است که به غیر از نام خداوند بر اشیاء و یا موارد دیگر قسم یاد میکنند؛ این فعل شیعیان از جانب غیر شیعیان مورد اعتراض واقع شد که علمای شیعه در دفاع از قسم خوردن شیعیان به غیر لفظ جلاله، موارد 40گانهای را از قرآن مجید متذکر شدند که خداوند به غیر نام خود قسم یاد کرده است و این مجوزی برای این کار است.
از جمله مواردی که وهابیت نسبت به آن بسیار حساس میباشند، قسم خوردن به لفظ جلاله و منع از قسم یاد کردن به اشخاص دیگر و از جمله نبی مکرم اسلام (ص) است. ولی شیعیان با محور قرار دادن کتاب خدا که در آن خداوند به اشیاء مختلف قسم یاد کرده، در اموری غیر از خصومت و قضاوت، آن را جایز میدانند و البته نسبت به امور کم ارزش نهی میکنند.
وهابیت که در هیچ زمینهای از جمله امور اعتقادی چیزی برای گفتن ندارند، سعی میکنند با ایراد گرفتن به شیعیان در مواردی مانند تضرع و حاجت خواستن ایشان در کنار قبور ائمه (ع) به شیعیان خورده بگیرند و آنان را در چشم دیگر فرق اسلامی کوچک جلوه دهند اما نمیدانند که بزرگان اهلسنت خود نیز افعالی مانند شیعیان را انجام میدهند.