سلفیت و وهابیت
لفظ شیعه از زمان پیامبر شروع و رواج پیدا کرد نه از زمان صفویه؛ احمد امین مصری میگوید: «پیدایش و شروع تشیع در میان گروهی از صحابه پیامبر بود که در محبت به حضرت علی بسیار مخلص بوده و ایشان را به خاطر صفات و فضائلی که راجع به او رسیده سزاوارتر به امامت میدانستند، و مشهورترین آنان سلمان و ابوذر و مقداد بود»
امروزه با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی و از جمله ماهوارهها، متاسفانه استکبار به جای استفاده صحیح از آن، با انکار واقعیات در امور مذهبی سعی در به انحراف کشاندن اذهان عمومی دارند؛ ایشان خشم حضرت فاطمه (س) نسبت به خلفاء را امری احساسی و کم اهمیت جلوه دادند و با بیان الفاظ و عباراتی سعی در سرپوش گذاشتن بر جنایات رخ داده دارند.
پیروان وهابیت به سبب عدم آگاهی از حدیث و تاریخ، در واقعیات تلخ پس از رحلت پیامبر اکرم تردید کرده و بر طبل انکار کوبیدهاند، اما از آنجا که بنا نیست چراغی را که ایزد برفروزد، با پفهای شبههافکنان، خاموش گردد، مجموعهای از اعترافات علمای اهلسنت بر این وقایع که باعث اثبات آن میگردد، در این مقاله بیان شده است.
یکی از مهمترین جلوههای دینداری در اندیشه اسلامی، احترام به اولیاء الهی است که از صدر اسلام در بین بزرگان بوده است و تا امروز ادامه دارد؛ این برخلاف اندیشه سلفیان و وهابیت است که این احترام به اولیاء که ضامن بقای تعالیم انبیاء است را به دلایل واهی مورد خدشه قرار دهد و سعی در به فراموشی سپردن بزرگان دین دارد.
وهابیت با دستاویز قرار دادن عقاید باطل و پوچ غلات و افراد و گروههای غالی در دوران اولیه اسلام و همچنین نسبت دادن آنها به مذهب تشیع، سعی زیادی کردهاند تا شیعه را متهم به غلوّ و عقاید کفرآمیز کنند. لذا با هجمههای وسیع و حملات ناجوانمردانه خود اتهاماتی را به این مذهب وارد کنند، مذهبی که پیرو اهل بیت پیامبرند.
پیامبر (ص) در حدیث ثقلین تمسک به اهل بیتش را ضامن فلاح و رستگاری بیان فرمودند، در عین حال عدهای از صحابه بدون در نظر گرفتن این موضوع، اقدام به هتک حرمت خانه فاطمه زهرا نمودند و با آوردن هیزم به درب خانه آن حضرت گستاخی را به نهایت رساندند و در ادامه با وقاهت کامل خود را جانشین پیامبر دانسته و به ناحق بر آن جایگاه تکیه زدند.
جوینی که مقام استادی شخصی همچون «ذهبی» را دارد از پیامبر اینگونه روایت میکند: «هرگاه فاطمه را میبینم به یاد حوادثی میافتم که پس از من برای او رخ میدهد. گویا با چشم خود میبینم که ذلّت در خانه وی داخل شده، حرمتش شکسته، حقّش غصب گردیده، از ارث محروم داشته، پهلویش بشکسته و فرزندش در رحم سقط گردیده... .»
فتوای مفتی عربستان سعودی «عبدالله بن باز» درمورد انکارظهور حضرت مهدی: مثل چنین کسی کافر میباشد چون چیزی را انکار کرده است که نزد رسول خدا ثابت میباشد واخبار وارده از رسول خدا در این مورد صحیح ومتواتر میباشد ومهدی در آخرالزمان زمین را پر از عدل وداد میکند واحادیث آخرالزمان همچون آمدن مهدی ونزول مسیح همه اینها ثابت شده است.
شخصی نزد عایشه به امیرالمومنین(ع) دشنام داد، اما عایشه نه تنها هیچ عکس العمل منفی در برابر فرد دشنام دهنده نشان نداد، بلکه به نوعی رضایتش را از این عمل، اعلام کرده و به فرد دشنام دهنده گفت که من در مورد ناسزایی که به علی گفتی چیزی به تو نمیگویم. سیاق این حدیث دلالت بر رضایت عایشه از ناسزاگویی به امیرالمومنین(ع) دارد.
جسارت و تعرض به خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از اتفاقات تلخی است که دل هر انسان آزاده ایی را می لرزاند. این واقعه جانگداز غیر قابل انکار است و بسیاری از صحابه آن حادثه را به چشم خود دیدند. ولی جای تعجب است که همگی سکوت اختیار کرده و چشمان خود را بر این حادثه بستند و حامیت وقت را مورد عتاب خود قرار ندادند
برخی با پنهان کردن حقایق تاریخی، تاریخ را به گونهای که مطلوبشان است نشان میدهند. وهابیت یکی از سردمداران تحریف واقعیتند. آنها پروژههای مختلفی را در دست اجرا دارند که از جملهی آنها، حسنه جلوه دادن روابط خلفا و عایشه با امیرالمومنین(علیه السلام) است، تا با این پروژه، خلفا را از نقطههای تاریک تاریخ و عایشه را از جنگ جمل تبرئه کنند.
از آنجا که بنا نیست چراغی را که ایزد برفروزد با پفهای شبههافکنان وهابی، خاموش گردد، برخی از علمای اهلسنت به ماجرای هجوم به خانه وحی اعتراف کردهاند. از باب نمونه طبرانی میگوید: «از ابوبکر روایت شده که هنگام فرا رسیدن مرگش گفت: ای کاش! خانه فاطمه را نگشوده، آن را رها کرده و درب جنگ را بر خود میبستم.»
توسل اگر چه امری واضح و دربین مسلمانان هرگز ناصواب نبوده است. بنای مسلمانان در این توجه استمداد از خداوند به واسطه و توسل از بزرگانی است که حتما در پیش خداوند ارج و قربی دارند.اما هین عمل در نزد وهابیت مورد نکوهش و تهمت واقع می شود و البته این نکوهش نزد بزرگان اهل سنت هرگز مقبول نبوده و نیست و حتی در مقابل نظر ایشان است
در بین مذاهباسلامی این امری جا افتاده و پذیرفته شده است که بعد از حج هر کسی برای زیارت قبر نبوی به سمت مدینه برود. این البته فقط یک توصیه نیست و بزرگان اهل سنت نیز به استحباب موکد این موضوع تصریح کردهاند. اما باید این نکته را بدانیم که وهابیت در مقابل این اجماع قرارگرفتهاست و بلکه این را امری نادرست میدانند.