عکس
وهابیها، در توبه نامهای که برای علمای مکه نوشته بودند و ایشان را مجبور به پذیرش و امضای آن کردند، از قول ایشان آوردهاند: «ما علمای مکه، شهادت میدهیم، دینی که محمد بن عبدالوهاب برپا کرده است و سعود بن عبدالعزیز مردم را به آن دعوت کرده است، اعم از توحید و نفی شرک، همان دین حقی است که کسی در آن
محمد بن عبدالوهاب درباره خود چنین بیان میکند: «من در مورد خودم به شما خبر میدهم، به خدایی که جز او خدایی نیست، سوگند یاد میکنم که همانا من طلب علم کردم و هر که مرا میشناخت گمان میکرد که من صاحب معرفتم و من در آن وقت معنای «لا اله الا الله» را نمیدانستم و قبل از این، دین اسلام را نمیشناختم،
تعدادی از نوادگان محمد بن عبدالوهاب، به عالمان نجد نامه نوشتند که: «خداوند بهوسیله محمد بن عبدالوهاب، بر مردم نجد در آخرالزمان منت نهاد، که فهمیدید چيزهايى كه رسول خدا به سبب آن مبعوث شده از دين اسلام و عمل به آن، اقامه دليل براى آن و ردّ اهل بدعت و گمراهى (همانهايى كه از دين اسلام خارج شدند
شیخ عبدالله بن عیسی المویسی از علمای معاصر محمد بن عبدالوهاب بود که روشنگری کرده و مردم را از پیروی محمد بن عبدالوهاب برحذر داشت، ولی با جملات تند و همراه با تکفیر محمد بن عبدالوهاب روبرو شد؛ محمد بن عبدالوهاب در نامهای خطاب به او نوشت: «من يقين دارم كفر كسانیكه گنبد ابوطالب را مىپرستند، به يك
سلیمان بن سحیم از عالمان همعصر محمد بن عبدالوهاب بود که به خاطر روشنگریهایش مغضوب وی قرار گرفت. او در نامهای خطاب به سلیمان نوشت: «اما تو! مردى جاهل، مشرك و دشمن دين خدا هستى.
عبدالله بن عیسی میگوید: «به من خبر دادهاند که گروهی از مردم تهامه در یک شب زیر نور، ششصد نفرشان از ترس موهای خود را تراشیدند؛ در روز، دیگر چگونه بوده؟!»
دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبدالوهاب عرض و نقد، عبدالعزیز بن محمد بن عبداللطیف، ص181.
پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ مولوی «جوانشیر داودی»، مدرس حوزه علمیه احمدیه تربت جام، بیان داشت: خداوند متعال در کلام پاک خود میفرماید «اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرًا»، بر اساس این آیه، دیدگاه اهل سنت در رابطه با محبت اهل بیت کاملاً واضح و
رملی شافعی مینویسد: «استغاثه به انبیاء (علیهمالسلام)، اولیاء و صالحین، بعد از رحلتشان نیز جایز است. چراکه معجزه انبیاء (علیهمالسلام) و کرامات اولیاء الهی، با مرگ، متوقف نمیشود. (لذا آنان بعد از مرگ نیز، میتوانند معجزات و کراماتی داشته باشند.)»
فتاوی الرملی، رملی، ج4، ص382.
نبهانی تصریح میکند: «استغاثه به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، از امور دینی معلوم نزد همه علما و مردم مسلمان بهحساب میآید، تا جایی که برخی از پیشوایان مالکیه (نظیر سُبکی و ابن حجر)، مانعین استغاثه را تکفیر کردهاند.»
شواهد الحق في الاستغاثة بسيد الخلق، نبهانی، ص106.
رملی شافعی تصریح میکند: اگر به نیت تبرکجویی، ضریح صالحین را ببوسیم، اشکالی ندارد.
فتاوى الرملی، رملی، ج4، ص106.
مقاله: «نقد و بررسی دیدگاه بن باز راجع به مسئله تبرک جویی به قبوراولیاء الهی»
از محب الدین طبری، عالم شافعی قرن هفتم، در مورد حکم بوسیدن و مس کردن قبور پرسیده شد؛ پاسخ داد: «علمای صالح به آن عمل کردهاند. (یعنی عالمان صالح، قبور را میبوسیدند و به نیت تبرک مس میکردند.)»
وفاء الوفاء، سمهودی، ج4، ص1406.
عبدالله بن احمد بن حنبل میگوید از پدرم (احمد بن حنبل) در مورد حکم تبرکجویی به قبر مطهر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و بوسیدن آن قبر نورانی پرسیدم، که پاسخ داد: اشکالی ندارد.
العلل ومعرفة الرجال، احمد بن حنبل، ج2، ص492.
ابن منکدر با شاگردانش در جلسهای نشسته بود که بهناگاه، زبانش بند آمد. در همین هنگام بلند شد و به سمت قبر مطهر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) رهسپار شد و گونههایش را بر روی قبر آن حضرت قرار داد و سپس به سمت شاگردانش برگشت؛ عدهای از شاگردان، او را مورد سرزنش قرار دادند.