اسناد
احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان میکند که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی میدهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که
سیوطی در کتاب الحاوی للفتاوی از عبدالله بن مسعود نقل كرده است:
لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.
ابن کثیر در کتاب البدایه والنهایه از عبدالله بن مسعود نقل كرده است:
لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.
احمد بن حنبل در کتاب مسند خود از عبدالله بن مسعود نقل كرده است:
لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.
احمد بن حنبل در کتاب مسند خود از عبدالله بن مسعود نقل كرده است:
لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.
ابن سعد در کتاب الطبقات الکبری از عبدالله بن مسعود نقل كرده است:
لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.
عبدالرزاق در کتاب مصنف خود از عبدالله بن مسعود نقل كرده است:
لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.
احمد بن حنبل میگوید: «زمانی که ابوبکر قدرت را بهدست گرفت، ابوعبیده جرّاح را بر بیت المال گمارد و عمر بن خطاب را بر امر قضاوت نصب کرد.»
«حدثنی ابوسعید قال... لمّا ولّی ابوبکر ولّی اباعبیده بیت المال و ولّی عمر بن خطاب القضاء...»
ابن اثیر جزری مینویسد: «هنگامیکه ابوبکر به خلافت رسید، ابوعبیده جرّاح را به امور بیت المال مسلمین و عمر بن خطاب را به صدور احکام قضاء منصوب کرد.»
«لمّا ولّی ابوبکر قال له ابوعبیده انا اکفیک المال یعنی الجزاء و قال عمر انا اکفیک القضاء...»
البانی، در رد ابن تیمیه میگوید : «قصد و منظور من از تشریح و تبیین حدیث غدیر و بیان صحت آن، تضعیف سخنان ابن تیمیه در تضعیف قسمت اول حدیث غدیر- من کنت مولاه فعلی مولاه- و تکذیب قسمت دوم آن -اللهم وال من والاه...- است.
در صحیح بخاری نقل شده که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عایشه فرمودند:
ابن ابی ملیکه میگوید: عایشه گفت: پیامبر اکرم زیارت قبور را جایز دانسته است.
سمعت ابن ابی ملیکه عن عائشه: أن رسول الله رخص فی زیارة القبور.
سنن ابن ماجه ت الأرنؤوط، محقق: شعيب الأرنؤوط، ناشر: دار الرسالة العالمية، چاپ اول، 1430ق، ج2، ص511.
در مستدرک حاکم آمده است که عایشه به زیارت قبر برادرش عبدالرحمن میرفت. ابن ابی ملیکه میگوید: روزی عایشه را دیدم که برای زیارت قبور از خانه خارج شد. به او گفتم که مگر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از زیارت قبور نهی نکرده است؟ گفت: آری! ولی بعداً دستور به زیارت قبور داد!
در صحیح مسلم آمده است که پیامبر اکرم فرمود: «پس از من پیشوایانی بر مسند قدرت میآیند که از هدایت من بهرهای ندارند، به سنت من عمل نکرده و در میان آنها افرادی خواهند آمد که در شکل آدمیزادند، اما قلبهایشان قلب شیاطین؛ عرض کردم ای رسول خدا! اگر آن روز را درک کردیم، وظیفه ما چیست؟