اسناد
قندوزی حنفی نقل میکند از پیامبر دربارهی برترین نعمتهایش سؤال کردند و پیامبر فرمود:
«... قیل و ما اولی النعم؟ قال طیب الولاده و لایحبّنا الاّ من طابت ولادته.»
... برترین نعمتها حلالزادگی است، و ما را دوست نمیدارد، مگر آنکه حلالزاده باشد.
در حدیث صحیحی نقل شده است که پیامبر اکرم در زمان رحلتشان، طلب کاغذ و قلم و دوات کردند؛ شخصی که در بسیاری از کتب حدیثی مشخص شده است خلیفه دوم بوده، مطلبی توهین آمیز گفت؛ پس از آرام شدن غائلهی نزاع و درگیری میان اصحاب حضرت، ابن عباس میگوید از پیامبر اکرم سؤال کردم
در حدیث صحیحی نقل شده است که پیامبر اکرم در زمان رحلتشان، طلب کاغذ و قلم و دوات کردند؛ شخصی که در بسیاری از کتب حدیثی مشخص شده است خلیفه دوم بوده، مطلبی توهین آمیز گفت. در برخی از منابع توهین او به این صورت آمده که گفت: پیامبر هذیان میگوید.
«ان الرجل لیهجر.»
عمر بن خطاب اقرار میکند که پیامبر نه یک بار، بلکه دوبار درخواست کاغذ و دوات کرد.
«... قال: لمّا مرض النّبی-ص- قال ادعوا لی بصحیفه و دوات اکتب لکم کتاباً لاتضلّوا بعده ابداً... ثمّ قال: ادعوا لی بصحیفه اکتب لکم کتاباً لاتضلّوا بعده ابداً.»
آلوسی در تفسیرش پس از نقل جریان به معراج رفتن پیامبر و نوشتن برخی عبارات در کنج عرش و خواندن آن توسط خود پیامبر، مینویسد: «قدرت بر خواندن، فرع قدرت بر نوشتن است؛... روایاتی در صحیح بخاری و غیر آن وجود دارد و این مطلب را تأیید میکند.»
علمای اهل سنت در کتابهای خود، خصوصاً در صحیح بخاری روایاتی را ذکر کردهاند که پیامبر اکرم خود در برخی از موارد نامههایی را مکتوب کردهاند، از جمله در صحیح بخاری آمده است: «پیامبر نامهای به فرمانده سپاه نوشت و دستور داد نامه را تا هنگامیکه به فلان مکان نرسیده است، آن را نخواند...»
سعید بن جبیر از ابن عباس از رسول خدا روایت میکند که پیامبر اکرم خطاب به امیرالمؤمنین فرمود:
«... لایحبّک الاّ طاهر الولاده و لایبغضک الاّ خبیث الولاده.»
محب و دوستدار تو نیست، مگر حلالزاده و دشمن تو نیست، مگر حرامزاده.
در حدیث صحیحی نقل شده است که پیامبر اکرم در زمان رحلتشان، طلب کاغذ و قلم و دوات کردند؛ شخصی توهین کرد؛ بین صحابه بالای بستر پیامبر اختلاف شد؛ پس از آرام شدن غائلهی نزاع و درگیری میان اصحاب، حضرت فرمودند: برخیزید و از خانه خارج شوید.
سیوطی در تفسیر خود اینچنین آورده است که: «پیامبر از دنیا نرفت، مگر آنکه میخواند و مینوشت.»
«ما مات النّبی-ص- حتّی قرأ و کتب.»
در المنثور، سیوطی، ج3 ص574.
علمای اهل سنت در کتابهای خود، خصوصاً در صحیح بخاری روایاتی را ذکر کردهاند که پیامبر اکرم خود در برخی از موارد نامههایی را مکتوب کردهاند، از جمله: «پیامبر نامهای نوشت و به شخصی که به فرماندهی برگزیده بود، امر کرد تا آن را به پادشاه بحرین بدهد...»
ابناثیر جزری که خودش یکی از صاحبان کتب لغت است، بر معنای فحش دادن تصریح میکند و میگوید: «هجر -به ضم هاء- به معنای فحش دادن است، ... و این سخن عمر بن خطاب بود که از او انتظار اینچنین سخنی نبوده است.»
«أهجر فی منطقه یهجر اهجاراً اذا أفحش... و القائل کان عمر بن خطاب و لایظنّ به ذلک.»
عبدالرزاق صنعانی در کتاب خود، به نقل از عبدالله بن مسعود روایتی را نقل میکند که پیامبر فرمودند:
«... اما والذی نفسی بیده لئن اطاعوه لیدخلّن الجنه اجمعین اکتعین.»
به خدا سوگند که جانم در دست اوست، اگر او (علی) را اطاعت کنید، همه شما را به بهشت رهنمون خواهد کرد.
عمر بن خطاب میگوید:
«اگر خلافت را به علی بسپارید، شما را به راه راست هدایت خواهد کرد، عبدالله فرزند عمر گفت: اگر چنین است، پس چرا او را به جانشینی خود برنگزیدی؟ عمر گفت: در دوران زندگی و پس از مرگم از اینکه علی زمام امور را به عهده داشته باشد، اکراه دارم.»
در صحیح مسلم روایتی از زید بن ارقم وارد شده که از او دربارهی اهل بیت پیامبر سؤال کردند، که آیا همسران پیامبر از اهل بیت او محسوب میشوند؟ «گفت: نه!