مکاتب اهل سنت
پیشوایان و رهبران غلات همچون افرادی به مانند ابوالخطاب چون عالم به قرآن و روایات پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) او بودند، لذا در برای دست یابی به مطامع دنیایی خود از هیچ کوششی فرو گذار نکردند. پس برای توجیه اعمال و تفکرات و اعتقادات خود که سراسر اباحی گری و بی بند وباری بود متوسل به تاویلات قرآنی می شدند.
از اعتقادات امامیه، رجعت است که به آیات و روایات فراوان مستند است، اینکه قبل از قیامت، که منجی بشریت ظهور میکند، افرادی خاص بعد از مردنشان دوباره زنده شده، و به دنیای خاکی برمیگردند، اما فرق غلات غیر رجعت به این معنا، به رجعتی به معنای تناسخ نیز معتقدند و با همین معنامسئله بهشت و جهنم و بعث را توجیه میکنند.
انسان در بین مخلوقات موجودی ذو ابعاد است، به این معنا که حدّ وسط بین حیوان و فرشته است. حیوانات غریزه مادی محض دارند و فرشتگان غریزه معنوی محض، اما انسان هم غریزه مادی دارد و هم معنوی؛ لذا هر کدام بر انسان غلبه کند، او را به طرف خود میکشد. غالیان مقهور غریزه مادی شده و برای جذب دیگران به اباحهگری روی آوردهاند.
اشعار شافعی امام اهل سنت درمورد اهل بیت:« اگر محبت آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلَّم) رفض و ترك دين خداست، همه جن و انس شهادت دهند كه من رافضى هستم»«پنا میبرم به خداوند از گروهی که دوست داشتن فاطمه را رافضی گری میدانند.درود پروردگارم بر آل رسول ولعنتش بر آن جاهلیت باد»واین در حالی بود که به او تهمت رافضی گری زده بودند.
برای تثبیت پایههای حکومت، چون پشتوانهی الهی نداشتند و هرگز مورد تأیید رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نبودند، خلفا و طرفدارانشان، دست به راهکارهای فراوانی از جمله مغالطهی سیاسی، تبلیغ گسترده، تطمیع برخی از بزرگان صحابه و حذف مخالفان زدند. لذا توانستند در مدت بسیار کوتاهی زمام حکومت مسلمین را در دست گیرند.
مخالفان مذهب تشیع، تلاش میکنند تا رجعت را که یکی از اعتقادات مهم و یکی از مسلّمات شیعه اثنی عشری است را با اتهامات واهی و کذایی مورد هجمه قرار دهند و طبق معمول به سراغ شخص مجهول الحال به نام عبدالله بن سبأ یهودی میروند و او را به شیعه نسبت میدهند و میگویند که او اولین کسی بود که نظریه رجعت را در دین اسلام بیان کرده است.
حضرت فاطمه يک انسان عادی نبودند، او بر پيامبران پيشين برتری داشته، و سرور زنان عالم است. او مکمل رسالت و پناه ولايت به حساب میآید. لذا پيامبر خدا وظيفه داشت که حضرت فاطمه را گرامی بدارد و شان و عظمت وی را برای مردم بیان کند. رسول خدا علاوه بر حضرت زهرا فرزندان ديگری هم داشت، ولی هيچ کدام آنان جايگاه حضرت زهرا را نداشتهاند.
خلافت و جانشینی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) امری است که معرکه آراء و اختلاف نظرات فراوان شده است. با تحقیق و جستجویی که در منابع تاریخی صورت گرفت این بحث به چشم می خورد که غصب خلافت امری نبود که به طور اتفاقی صورت گرفته شده باشد و بالعکس با برنامه ریزی دقیق مخالفان خلافت حضرت علی(علیه السلام) صورت گرفته است
اعتقاد به رجعت یکی از مهمترین عقائد و باورهای مذهب تشیع و از مسلّمات آنها است که با استناد به قرآن و روایات امامان معصوم (علیهم السلام) به آن معتقدند هر چند که در این مورد با اهل سنت اختلاف دارند اما برایشان قابل قبول است ، چرا که اهل سنت این رجعت را نه تنها باور ندارند بلکه آن را شدیداً انکار می کنند
غصب خلافت که منجر به انحراف مسیر اسلام گردید، بزرگترین خبط و گناهی بود که در اسلام اتفاق افتاد. این غصب خلافت برنامهایی نبود که بداهتا بعد از فوت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) اتفاق افتاده باشد بلکه برنامهای بود که از پیش طراحی شده بود و حتی در زمان حیات رسول خدا طراحی شده بود. برای این ادعا شواهد و قرائنی نیز وجود دارد.
از اعتقادات شیعه اثنی عشری، بحث رجعت است، که طبق آیات و روایات وارده، از ائمه معصومین (علیه السلام) به آن یقین دارند، و معتقد هستند. اما اهل سنت نقطه مقابل شیعه هستند و این موضوع را قبول ندارند و در کتب روایی آنها متذکر آن نشدند و در مقابل آیات قرآن یا سکوت میکنند و یا دلیل واهی و سست ارائه میدهند.
خداوند متعال قرآن را به عنوان معجزه رسالت و با هدف اینکه به واسطه آن مردم به حقیقت و کمال برسند آن را بر قلب پیامبر (ص) نازل کرد و به پیامبرش نیز این اطمینان را داد که او هرگز این آیات را از یاد نخواهد برد؛ اما عدهای کوتهبین با تمسک به روایاتی که مخالف نص صریح قران هستند شائبه فراموشی آیات قرآن از جانب پیامبر را مطرح میکنند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در مدت معینی که در کتب اهل سنت ذکر شده «شش ماه و یا هفت ماه ونه ماه » به طور مستمر هنگام خروج برای نماز صبح نزد خانه فاطمه میآمد و میفرمود: «سلام بر شما باد، ای اهل بیت نبوت! بهدرستیکه خداوند اراده کرده است که از شما اهل بیت، پلیدی را دور نماید و شما را پاکیزه کند.»
احترام ویژه رسول الله به فاطمه زهراء(س) به نقل از ام المومنین عایشه، که میگوید: «هرگاه فاطمه زهراء(سلام الله علیها) بر رسول خدا وارد میشد، حضرت به او خوش آمد میفرمود، برابر فاطمه میایستاد دست دخترش را میبوسید و در جایگاه خویش او را مینشاند» واین نشان از مقام برتر حضرت زهراءاست. در واقع پیامبر تکریم کرد تا تکریمش کنند اما..