مکاتب اهل سنت
پیامبر اکرم در آخرین حجی که معروف به حجه الوداع است در هنگام بازگشت از حج در منطقه ای به نام غدیر خم تمام مسلمانان را جمع نمود و در آن گرمای سوزان حجاز خلیفه و جانشین بعد از خود را معین کرد و آن حدیث معروف را که حاکی از وصایت بعد از خود بوده است را برای مردم بیان کرد تا مردم همه بدانند اما در برخی روایات آن را نفی کردهاند.
نماینده مجلس اردن «طارق خوری» در اعتراض به مردم و دولتهای عربی گفت: آیا آنهائی که به فلسطین خیانت کردند شیعه بودند؟ آیا آنهائی که لیبی را نابود کردند و اهالی لیبی را میکشند شیعه هستند؟ آیا انتحاریهائی که اجساد خود را در عراق، عربستان سعودی و کویت منفجر میکنند شیعه هستند؟ آیا القاعده، داعش و جبهه النصره شیعه هستند؟
برخی از اهل سنت، نوک پیکان روایتی را که خشم حضرت فاطمه(علیها السلام) را مساوی با خشم خدا و رسولش میداند به سوی امیرالمومنین(علیه السلام) منحرف کردند و با ساختن و جعل روایات متعدد، خواستند علی(علیه السلام) را خشمگین کنندهی حضرت زهرا و پیامبر(علیهما السلام) و مخاطب حدیث «فاطمة بضعة منی من اغضبها فقد اغضبنی» جلوه دهند.
مسور بن مخرمه که راوی اصلی افسانه خواستگاری امیرالمومنین از دختر ابوجهل است، در زمان وقوع داستانی که ادعایش کرده، 6 ساله بوده، و یکی از دشمنان طراز اول حضرت علی(ع) است، او با معاویه همکاری داشت و با ذکر نام او بر وی درود میفرستاد و با عبدالله بن زبیر ارتباط تنگاتنگ داشته طوریکه ابن زبیر کاری را بدون مشورت او انجام نمیداد.
پیامبر اکرم (ص) در مناسبتهای مختلف درباره حضرت علی (ع) احادیث و روایاتی را درباره فضائل علی (ع) متذکر شدند که احدی از صحابه به این فضائل نائل نیامدند. به طوری که در کتب روایی فریقین این احادیث قابل احصاء و شمارش نیست و این حاکی از شخصیتی میکند که در میان اصحاب و حتی افراد عالم بیمانند است و همتایی ندارد.
روایات بسیاری از امیرالمؤمنین در کتب اهل سنت آمده است، اما برخی روایات در کتب دستهی دوم اهل سنت است که در حق آن جفا شده؛ یکی از روایاتی که در سند دسته دوم اهل سنت آمده است منزلت امیرالمؤمنین را میرساند که پیامبر ایشان را با سورهی توحید تطبیق میدهد، اما با این حال همهی اینها نادیده گرفته شده است.
اثبات فاجعهی وحشتناک بعد از رحلت پیامبر و حمله به خانهی دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت زهرا (سلام الله علیها) و اسنادی موجود از کتب علمای اهل سنت که به اقرار خود علمای اهل سنت، حاکی از فاجعهای بزرگ در برههای از زمان بود که اتفاق افتاد و جای هیچ شک و تردیدی را برای احدی باقی نمیگذارد.
خداوند در قرآن کریم میفرماید ای پیامبر تو منذر و بیم دهنده هستی و جانشین تو هادی و نگه دارنده. لذا از این آیه شریفه فهمیده میشود که هدف مهم و نیاز یک جامعه انسانی، خصوصاً در دین اسلام، بودن فردی است که راهنما و هدایت گر بعد از رحلت پیامبر اکرم باشد و این درست همان چیزی است که تعبیر به امام و جانشین میباشد.
کلام عالم سنی درمورد مقام اهل بیت ومهدویت: به هرکه فیض وهدایت از راه قرب ولایت میرسید توسط حضرت علی بوده است چون ایشان نقطه منتهای این راهند ومرکز این مقام، و این منصب عظیم القدر به حضرات حسنین و به ائمه اثناعشر ترتیبا مسلم گشت ودر نهایت حضرت مهدی نیز ظهور خواهند نمود ومعامله این بزرگواران برتر از آن است که توسط احدی اخذ فیض نمایند.
در مورد علم و دانش امیر المومنین، حضرت علی (علیه السلام) در میان تمام فرق و مذاهب اسلامی، هیچگونه اختلافی و نزاعی نیست، و حتی دانشمندان اسلام شناس غربی و شرق عالم هم به این موضوع اذعان دارند، و با صراحت تمام به آن معترفند. کسی که تمام علوم الهی سینه مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را یکجا از خود حضرتش کسب نمود.
از آنجایی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خاتم پیامبران الهی است و به همراه این پیامبر معجزات فراوانی بوده، لذا از جمله آن معجزات، کتاب قرآن می باشد. این کتاب محتاج تفسیر و تبیّن است. لذا احادیث فراوانی را پیامبر اکرم در اثبات فضائل و حقانیت و کرامات اهل بیت و جانشینان خود ذیل آیات الهی برای اثبات آنها بیان فرمودند
پیامبر اسلام در برهه ای از زمان، آن هنگام که مسلمانان منسجم تر و قوی تر شده بودند. با اقدامی جالب و موثر بین مسلمین اتحاد و برادری را برقرار نمود و به صورت دو به دو تمام مسلمین را با عقد اخوت نسبت به یکدیگر برادر قرار داد و حتی خودش را هم از این موضوع استثناء قرار نداد و حضرت علی را برادر خود معرفی کرد
چرا بعضی از یاران حضرت علی تقیه نکردند؟ میثم تمار وحجر بن عدى پس از شهادت امیرمؤمنان در میان شیعیان، سمبل تشیع بودند و سکوت و سازش آنها با حکومت معاویه، تشیع را با خطر جدى روبه رو مىساخت، از این رو تقیه و سکوت چنین شخصیتهایى جایز نبود، ولى افرادى که هم سطح آنها نبودند، چنین وضعى نداشتند و مىتوانستند تقیه کنند.
خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که به خطبه فدک مشهور است، سرشار از درد و رنجی است که بر این بانوی مظلوم و اهل بیتش (علیهم السلام) وارد شده است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این خطبه به مصائبی که بر آن بانوی مخدره وارد شده، اشاره دارد و در آن نسبت به عاملین و مسببین غصب خلافت و فدک شکوه و گلایه مینماید.