ازدواج با محارم در دین زرتشت، آری یا خیر؟

  • 1391/12/06 - 03:30

قول موبد نیکنام , موبد آذرگشتسب: که ازدواج با محارم در دین زرتشت وجود ندارد ، جواب دارد.

از جمله بحثها و مواردی که زرتشتیان نسبت به جوامع و ادیان با آن مواجه هستند ، بحث ازدواج با محارم است که زمان زیادی است که این ایراد بر جامعه زرتشتیان نسبت داده می شود و در این بین دو دسته نظریات وجود دارد:

عده ای که عمده آنها زرتشتی هستند ، این ازدواج را در دین زرتشت رد می کنند و بیان می دارند که چنین ازدواجی در ایران باستان و دین زرتشت وجود ندارد.

در مقابل، عده ای که بر این باورند، در دین زرتشت ازدواج با محارم وجود داشته، به چند متن از منابع زرتشتیان اشاره کرده اند.

ابتدا قولی از افرادی که ازدواج با محارم در دین زرتشت را قبول ندارند بیان می کنم:

سوال:

آیا دین زرتشت ازدواج محارم را جایز می داند؟

پاسخ کوروش نیکنام:

خیر، زرتشتیان زناشویی با نزدیکان را ندارند . یکی از تهمت های ناروای دشمنان فرهنگ ایران، ازدواج با محارم در سنت ایران باستان است که دروغی بیش نیست ، در مورد بینش زرتشت دراین باره به هات 53 از گات ها بیندیشیم که پیام آور ایران به دخترش پورچیستا می گوید جاماسب ( که از نزدیکان نیست وبیگانه است ) به خواستگاری تو آمده است من او را در دین داری تایید می کنم ولی تو با خردمندی و اختیار اگر مایلی او را به شوی خود بپذیر. و این نشان از باور به سنت زن و شویی در فرهنگ زرتشتیان است.و هیچگاه در تاریخ زندگی زرتشتیان ازدواج با نزدیکان مشاهده نشده است .

نکته :

در مورد پاسخ کوروش نیکنام چند نکته قابل تامل است:

۱-آقای نیکنام به جای اینکه پاسخ سوال را بیان کند ، آن را تهمت می داند!! سوال در مورد بحث ازدواج با محارم و باید آقای نیکنام پاسخ شبهات را بدهد ولی بجای آن این مطلب را تنها تهمت می داند و از پاسخ دادن آن به نوعی طفره می دهند.

۲-آقای نیکنام تنها موردی از اشو زرتشت و دخترش را بیان می کند و آن را دال بر  فرهنگ زرتشتیان می داند و نتیجه می گیرد که در تاریخ زندگی زرتشتیان ازدواج با نزدیکان نبوده است. آیا به نظر شما این پاسخ کاملی می باشد ؟

حال سوالی باقی است که آیا پاسخ نیکنام در جواب سوال ، درست می باشد ؟ آقای نیکنام در عوض پاسخ ، این مقوله را تایید می کنند و بهتر می بود بجای بیان سخن زرتشت در مورد ازدواج ، شبهه را بیان می داشتند.

در ادامه ، قول آقای آذر گشتسب که ازدواج محارم را در ایران باستان و دین زرتشت قبول ندارند بیان می شود، در حالی که این مطلب هم خالی از ایراد نمی باشد.
آقاى آذرگشتسب مى گوید: یكى از اتهاماتى كه به پدران نامدار ما نسبت داده اند تهمت نارواى زناشوئى با نزدیكان است كه از سوى دشمنان ایران و افرادى كه از مذهب ایرانیان باستان اطلاع عمیق نداشته اند، به نیاكان نامدار ما وارد آمده و آنها را به ارتكاب این عمل زشت ، متهم نموده اند. این افتراء نخست از سوى یونانیان كه با پدران ما دشمنى دیرینه داشته اند به منظور خاصى به آنها نسبت داده شد و قرنها بعد پس از آنكه خاك پاك ایران لگدكوب سم ستوران اعراب گردید، اینان نیز تا آنجا كه توانستند به این آتش دامن زدند، و در قرن اخیر چند تن از خاورشناسان و اوستادانان غربى ، با پیدا كردن واژه اوستائى ((فیتودت)) به خیال خودشان به این موضوع - تهمت - صحه گذاشتند، و ما اینك مى كوشیم تا به این تهمت ناروا كه پایه و اساسى ندارد با عقل و منطق جواب گوئیم و براى اینكه نوشته و ترتیب خاصى برخوردار باشد،........ به تهمت هاى وارده یكى پس از دیگرى با دلیل و منطق پاسخ مى گوئیم ، .........

بررسی سه مورد تاریخی:

۱-ازدواج كامبوزیا (کمبوجیه) با خواهر خود
نخستین نویسنده اى كه راجع به این موضوع مطلبى نوشته و این تهمت را به پادشاه بزرگ هخامنشى وارد نموده ، هرودت (484-409 پیش از میلاد) است . این نویسنده شرح قضیه را در كتاب خود به این مضمون آورده است : دومین خطایى كه كامبوزیا (کمبوجیه) مرتكب شد، كشتن خواهرش بود كه او را به مصر آورده و با او مانند یك زن زندگى مى كرد، گرچه او خواهرش بود و از یك پدر و مادر.
طرز ازدواج آنها بدین طریق بود كه پیش از این ، ازدواج برادر و خواهر مرسوم نبود؛ ولى كامبوزیا كه عاشق خواهرش شده بود، با اینكه مى دانست كه این كار غیر عادى است ، معهذا نمى توانست از آن چشم بپوشد. بنابراین پس از مدتى ، این مطلب را با قضات سلطنتى در میان نهاد و از آنها چاره جوئى كرد. داوران از پادشاه سه روز مهلت خواستند تا قوانین كشور را بررسى كنند. پس از پایان مهلت به حضور شاه شرفیاب شده ، به عرض رساندند كه در كلیه قوانین موجود نتوانستند قانونى بیابند كه خواهر را بر برادر حلال كند، ولى قانونى وجود دارد كه مى گوید: شاه سایه خدا است و فوق قانون است ! بنابراین او مى تواند به تمایل خود جامه عمل بپوشاند.
آنچه از این نوشته بدست مى آید این است كه در ایران باستان ازدواج با محارم نه سابقه كشورى داشته و نه سابقه در قوانین مذهبى . بنابراین هرودت گفته اش جز یك تهمت بیش نبوده ، ولى متاءسفانه نویسندگان دیگر كه بعد از هرودت آمده اند این مطلب را ناقص و با غرض خصمانه به مذهب زرتشت نسبت داده اند و پدران ما را متهم به عمل زشت ازدواج با محارم نموده اند.

نکته:

در این پاسخ چند مورد وارد می شود:

اولا اگر منظورتون از نداشتن سابقه کشوری ، این است که این مطلب در داخل ایران صورت نگرفته است ، پس خود اشو زرتشت هم که در خوارزم متولد یافته هم از بحث ایران خارج می باشد؟ غیر از این منطقه مصر هم در آن زمان جزو امپراتوری ایران بوده است؟

دوما مطلب شما در مورد تهمت خواندن سخن هرودت هم نوعی تهمت است چون پاسخ قانع کننده ای بیان نداشتید.

سوما، واقعا مطالبی که از ایران باستان و تاریخ و عقاید آن بدست زمان امروزه رسیده به چه طریق بوده است؟ آیا همین یونانی ها و غرب شناسان برای فهم ایران باستان زحمات زیادی نکشیده اند؟

۲-ازدواج اردشیر دوم با دختر خود

نخستین نویسنده یونانى كه به این موضوع اشاره نموده (( كتزیاس )) است كه در سال 440 قبل از میلاد مى زیسته است  نوشته هاى او در دست نیست ، ولى پلوتارك كه در سال 66 بعد از میلاد به دنیا آمده در رابطه با زندگى اردشیر دوم ، پادشاه هخامنشى به استناد گفته كتزیاس ، این پادشاه را متهم به ازدواج با دخترش مى كند. پلوتارك در این باره مى گوید:

اردشیر دوم - ارتاكزرس - یك كار كرد كه كلیه بدى هاى او را نسبت به یونانیان جبران كرد و آن كشتن - تیسافرن - دشمن بزرگ یونان بود كه پادشاه به اصرار مادرش ، پریزاد، تیسافرن را كشت ، و چون پادشاه این كار را به اصرار مادر و طبق تمایلات او انجام داد، مادرش از آن به بعد مى كوشید كه پادشاه را از خود راضى نگهدارد و در هیچ كارى برخلاف میل او رفتار نكند. پریزاد بارها دیده بود كه پادشاه نسبت به یكى از دخترهاى خود - آتوسا - علاقه زیادى دارد ولى مى كوشد كه این عشق و علاقه را از مادر خود و مردم پوشیده دارد. پریزاد، پس از اطلاع از این موضوع كوشید تا نسبت به نوه اش - آتوسا - علاقه بیشترى نشان دهد و هر وقت فرصت مى یافت ، از زیبائى و حسن رفتار او نزد پادشاه سخن فراوان مى گفت و او را لایق پادشاه مى دانست تا سرانجام ، شاه را تحریك كرد تا با او ازدواج كند.

پاسخ آقای آذرگشتسب: در اینجا باز مشاهده مى شود كه شاهنشاه از اینكه به دختر خود عشق مى ورزد، همواره مى كوشد تا این عشق را از نظر مردم پوشیده دارد، چون از مردم و مادرش خجلت مى كشد، و عاقبت اردشیر به تحریك مادرش كه زن جاه طلب و بدجنسى بود، به این كار اقدام مى ورزد.

 نکته:

لازم به ذکر است، یکی از منابع برای تاریخ نویسان امروزی ، سخنان نویسندگان یونانی می باشد.

پاسخ آقای آذرگشتسب , بیشتر دلالت دارد که این عمل صورت گرفته , هرچند که مخفیانه می باشد ، و ایشان در رد این مطلب سخنی را بیان نداشته اند.

نسبت به اینکه آقای آذر گشتسب در مقام پاسخ گویی و رد این مطلب هستند ، ولی جواب ایشان دال بر رد این مطلب نیست بلکه بر صورت گرفتن این ماجرا دلالت دارد.

۳-ازدواج قباد با دختر خود

موضوع ازدواج قباد با دخترش را اولین بار ((آگاتیس)) كه در عهد پادشاهى انوشیروان مى زیست ، عنوان نموده است كه قباد پدر انوشیروان با دختر خود به نام ((زنبق)) ازدواج كرده ولى بدین موضوع نه فردوسى روانشاد در شاهنامه اش اشاره كرده و نه تاریخ نویسان عرب و دیگر تاریخ نگاران و حتى پروفسور رالینون مترجم تاریخ هرودت به انگلیسى ، در این باره چیزى ننوشته است . اگر شبهه را قوى بگیریم ممكن است بگوئیم كه قباد تحت تأثیر آئین مزدك قرار گرفته و این كار را كرده است ، زیرا مى دانیم در زمان پادشاهى قباد، شخصى به نام مزدك پیدا شد و ادعاى پیامبرى نمود و عده اى از مردم ایران ، از جمله قباد، دین و آئین او را پذیرفتند.

دینى كه مزدك عرضه داشت بر اساس اشتراك در همه چیز دور مى زد. مزدك مى گفت: خداوند همه چیز را براى همگان آفریده است ، و نباید آن را به شخصى معین اختصاص داد. دین جدید با قوانین اشتراكى خود به اساس قانون مالكیت و زناشویى و مراسم و سنن خانوادگى ایرانیان لطمه بزرگى وارد نمود و آن را سست كرد.

پاسخ :آگاتیاس مى گوید: عمل ازدواج با محارم اخیرا در ایران پیدا شده و همه این خلاف قانونها و بى نظمى ها، در اثر تعلیمات دین مزدك در ایران پیدا شده بود كه با خلع قباد از پادشاهى و كشته شدن مزدك و مزدكیان ، ریشه كن شد ، و پیش از پادشاهى قباد و ظهور مزدك ، عمل ازدواج با محارم در ایران ، متداول نبوده و به قول آگاتیاس ، اخیرا شیوع یافته است.

نکته:

در پاسخ این مورد هم آقای آذرگشتسب این مطلب را از یونانیان می داند و همین را موجب رد آن می داند  با اینکه یکی از منابعی که در شناخت ایران باستان و تاریخ آن ، مورد استفاده موخان می باشد ، سخن یونانیون می باشد.

با اینکه آقای آذرگشتسب در مقام رد بحث ازدواج بامحارم هستند ، باز هم وقوع این ماجرا را اثبات می کنند که این مورد ازدواج با محارم صورت پذیرفته است.

چرا آقای آذرگشتسب در تمامی این موارد تاریخی که می خواهند این ادعا ها را رد کند ، آنها را اثبات می کنند ، این دلالت بر چه دارد؟ وجود ازدواج با محارم ، یا عدم وجود آن؟

 

پی نوشت:

1- سایت موبد کوروش نیکنام

2- کتاب نوروز تا نوروز, موبد کوروش نیکنام

3- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان, موبد اردشیر آذرگشسب.

 

لینک مرتبط:

اسناد ازدواج با محارم در آیین زرتشتی

 

تولیدی

دیدگاه‌ها

با سلام...ممنون از سایت پر مغز ..نزشته هاتون خیلی جاب و عالی هست....بدانید حقیقت تلخ ترین واقعیت ادمی هست

آموزه های زرتشتی خیلی منطقی وصریحه.ازدواج بامحارم هم جزیی ازتحریفایه که به این دین نفوذکرده که اینم طبیعیه چون هردینی باگذشت زمان دستخوش تحریفاتی میشه بااینحال آیین زرتشتی بهترین دینه

آمیتیس *** آموزه‌های زرتشتی بسیار مبهم و مابقی غیرمنطقی هستند. شما موردی را نام ببرید که صریح و منطقی باشند.

آقای کاشانی برای اثبات گفته هام دلیل میارم بادقت نگاکنین *1)درآیین زرتشتی به عقل واختیار اهمیت بسیاری قائلن 2)چندهمسری نکوهیده شده3)برابری زن ومرد دربیشترزمینه ها4)دوری کردن از عزا وشادزیستن5)حمایت زرتشت ازستمدیدگان ونه خوشگذرانا6)درآیین زرتشت خدا انسانهارو دوست خودش میدونه نه بنده وبرده...جناب کاشانی بازم بگم؟!!

درود بر شما * سپاسگزارم * 1* عقل و اختیار می‌تواند تنها روی کاغذ باشد. برای مثال اگر من به شما ثابت کنم که کشتن مورچه و خراب کردن لانه مورچه در دین زرتشتی کردار نیک است، شما آن را عقلانی می‌دانید؟ 2* وقتی بزرگان و بزرگترین بزرگان تعداد زیادی همسر رسمی و غیررسمی داشتند، دیکر چه نکوهیدگی میماند؟ 3* اگر به شما ثابت کنم که در دین زرتشتی، مرد، خداب زن شمرده میشود و حق دارد با او هر کاری بکند، از دید شما برابری است؟ 4*حتی به قیمت ممنوعیت اشک ریختن در عزای عزیزان؟ عزا، غم و اشک بخشی از حیات انسان است. 5* خوب است. پس چرا در اوستا ثروتمندان بر نیازمندان، و سیران بر گرسنگان برتر دانسته شده اند؟ 6* اگ موردی را بیاورم که انسان در دین زرتشتی بنده اهورامزدا است، آن وقت چه؟

1)فک نکنم چنین مطالبی تواوستاباشه 2)منظورتون ازبزرگان بزرگان زرتشیه؟3)اینم جزشعارها4)منظورم عزاداری بیش ازحد بود هرچیزی حدی داره...ثابت کنین فقط شعارندین منم دنبال حقیقتم مرسی.

سلام خانم آمیتیس. دین زرتشتی نکات زیبایی هم داره و قابل احترام هست. ولی از دید من اسلام کامل شده دین زرتشتی هست. کامل شده همه ادیان. هرچند ممکنه نظر شما با من فرق داشته باشه و من به نظر شما احترام میگذارم.

1)فک نکنم چنین مطالبی تو اوستاباشه2)منظورتان ازبزرگان بزرگان زرتشیه؟3)اینم جزشعارها4)منظورم عزاداری امامانه نه عزیزانمون...ثابت کنین فقط شعارندین منم میخوام حقیقتو بدونم مرسی

آخه این اسلام چی داره که هی ازش طرفداری میکنین یکم واقع بین باشین خودتونوقول ندین.

اسلام، دارای بیشترین پتانسیل در مسیر انسان سازی است. راه حق و راه فطرت... اسلام اگر چیزی نداشت، ابرقدرتها تا این حد برای نابودیِ نسخۀ واقعی آن تلاش نمی‌کردند.

درود آقای محمدی.دین اسلام چیوکامل کرده؟اجبار*قتل وغارت*ازدواج تو9سالگی*چندهمسری..لطفانظرتونو واضح بگین مرسی.

ببینید انوشیروان که یک زرتشتی تمام عیار بود، ده هزار زن رسمی و غیر رسمی داشت : http://www.adyannet.com/news/5970

اسلام خشن ترین دینه مثل یهودیت.اگه ابرقدرتها درصددنابودی اسلام تلاش میکنن بخاطر قدرت طلبی وتوسعه طلبی اسلامه.

خشونت اسلام فقط علیه مجرمین و گناهکاران هست. مثل باغبانی که درخت و یا گیاهی را هرس میکند، شاخه‌ها و برگ‌های آفت‌زده و غیرقابل درمان را می‌چیند تا باغ سالم بماند. در اسلام خشونت علیه بیگناهان وجود ندارد. داعش و امثال او بی‌دین هستند که در لباس مسلمانان به اسلام ضربه می‌زنند. نشانه اش همین که اینان هیچگاه حاضرنشدند با اسرائیل بجنگند. ولی مسلمانان را می‌کشند و آزار می‌دهند. قدرت طلبی اسلام ناشی از پتانسیل بالای اوست. ایران بر مبنای اسلام، در شرایط سخت تحریم، 4 پایتخت مهم خاورمیانه (بغداد، دمشق، بیروت و صنعا) را فتح کرده است. ولی امریکا با آن همه هزینه هولناک، نتوانست بغداد را در اختیار خود بگیرد.

اگر اسلام را قدرت طلب و توسعه طلب بدانید، ادیانی مانند بودیسم و یهودیت و مسیحیت را در این زمانه و زرتشتیت را در زمانه ساسانیان چه می نامید؟

درباره عقل در دین زرتشتی، ببینید اوستا می‌گوید خراب کردن لانه مورچه و کشتن مورچه‌ها کردار نیک است. این از نگاه شما عقلانی است؟ http://www.adyannet.com/news/6017 خرا کردن خانه های غیرزرتشتیان کردار نیک است؟ http://www.adyannet.com/news/12411 کشتن و سربریدن انسان‌ها که در دین زرتشتی وجود داشته کردار نیک است؟ قطع اعضای بدن دیگران، زنده زنده پوست کندن انسان‌ها عقلانی است ؟ http://www.adyannet.com/news/12028 همه این‌ها در دین زرتشتی آمده است. شما در زمینه خشونت هر ایرادی به اسلام بگیرید، وارد نیست. چون اسلام فقط علیه مجرمین خشونت به خرج میدهد * اما دین زرتشتی بسیار خشنتر از اسلام عمل کرده، همچنین در دین زرتشتی بیگناهان هم مجازات می‌شوند. مانند این: http://www.adyannet.com/news/5981

آقای کاشانی بازم که شما حرف خودتونومیزنین ایناروخودتون اختراع کردین تواوستاهمچین چیزی وجودنداره ضمنا پادشاهان کارشون خوشگذرونیه نباید اینارو به دین نسبت بدیم این اسلام این شما خیروشرشون باشما

آمیتیس، این مطالب در اوستا بخش وندیداد آمده است و کاری دینی بوده است و زرتشتیان از سال 1350 به قبل این کارها را انجام می داده اند و پایبندی شدیدی نسبت به انجام آن داشته اند.

درود.همه ی دینها هدفشون خداشناسی وانسان سازی بوده وباگذشت زمان هرکسی به نفع خودش تحریفایی کرده اساس فقط خداپرستیه ضمنا هردینی توجای خودش دارای احترامه ونباید به صرف اینکه پیروان هردینی اعمال ناشایستی انجام دادن به حساب دین بذاریم.

من میگم اسلام خشنه یعنی خشنه!!

صرف گفته شما که تنها ادعایی بیش نیست، که درست نمی باشد. اگر دلیلی دارین بیان کنید و می دانید که باید دلیل با رفرنس باشد. به فکر بیان شبهاتی که قبلا بیان شده هم نباشید، چون بزرگترهای شما چنین مطالب پوچی رو بیان کرده و پاسخ شنیده اند!!!!

درود. همه دینهاهدفشون خداشناسی وانسان سازی بوده وباگذشت زمان هرکسی به نفع خودش تحریفایی کرده اساس فقط خداپرستیه ضمناهردینی توجای خودش دارای احترامه ونباید به صرف اینکه پیروان هردینی اعمال ناشایست انجام دادن به حساب دین بزاریم

درود، اگر گفته ها ومکتوبات یونانی و امثالهم که صورت نقل قول دارند محکم و بی شبه قلم داد میشوند ، پس درک و شناخت اسلام و شخصیت پیامبر اسلام از مستنداتی همچون سیره طبری ، ابن سعد و واقدی قابل توجه و تامل میباشد. با سپاس

مغلطه نکن ! این قیاسی که کردی بی ربط هست ! اگر نوشته های طبری و واقدی و ابن سعد رو بریزی دور باز هم سیره و زندگی محمد (ص) رو میشه مطالعه کرد. تو این کتابهای هم حرفهای درست هست و هم اشتباه که با طالعه اصل این کتابها و بررسی سندهاش میشه حق رو پیدا کرد. ولی شما بیا کتابهای یونانی رو بریز دور !!! اون وقت میبینی که دیگه چیزی از کورش و خیارشورشاه نمیمونه !!!! اصلاً شما حتی یک بار هم اسم خیارشورشاه رو تو کتابهای قدیمی ایرانی می بینی ؟ کورش هم تو متون قدیمی فقط یک فرمانده نظامی و یک حاکم دست نشونده هست که بهمن اردشیر رئیسش بود.پس شما بدون کتابهای یونانی اصلن نفس هم نمیتونید بکشید !!!! در مقابلب یونانیها کاملن گدا هستید و دست گدایی تون جلوی اونها درازه !!!

ادبیات احمدی نژادی!!!

درود. سامان عزیز و دوستان هم عقیده با ایشان،شما با ترفند حمله و به چالش کشیدن دیگر مذاهب که در اقلیت هستند خواستار اثبات بی همتایی اسلام را دارید و این امر را با تمام توان و بدون هیچ گونه تاملی انجام میدهید زیرا اسلام دینی حمله ور وهجومیست و طبیعتا پیروان ان نیز اینگونه خواهند بود. خطا و نقصان در مطلبی دلیل بر صحت و درستی مطلب دیگرنمیشود همانگونه که خطای تحریفی در زرتشت دلیل بر صلاحیت و درستیه اسلام نیست. یگانگی و درستی زمانی به اثبات میرسد که در مقام دفاع از خود از هر حیث توانا باشی

اینکه هیچ کدوم از این فرقه ها و دینها نمیتونن با اسلام مبارزه کنن خودش یک حقیقته ! حتی طرفدارای زرتشتیها و باستانیها هم اگه شرف داشته باشن این شرف رو از اسلام گرفتن ! نشون به اون نشونی که اگه اسلام به ایران نیومده بود اینها الان با خواهر و مادر خودشون .... !!! بگذریم !! کورش هخامنشی در تمام عمرش مشغول تازش و حمله به کشورهای دیگه بود ! الان هم تخمش داره به دیگران حمله میکنه ! کورش پرستها فقط بلدن به عربها و تورکها و بقیه حمله کنن تا رسوایی های تاریخ خودشون رو مخفی کنن ! فکر میکنن با حمله به دیگران حق بودن خودشون ثابت میشه اما زهی خیال باطل !!!! درسته که کورش و زرتشت ربطی به هم نداشتن ولی هر کدوم اینها اونقدر فساد (از همبستری با محارم گرفته تا حشیش و خراب کردن سرزمینها و...) به بار آوردن که به این راحتی ها نمیشه جمعش کرد

آفرین آقای محمدخوب حالشونوگرفتین

همینکه دنبال حال گیری هستین یعنی اهل منطق و حق نیستید و فقط میخاید لجبازی کنید !!! حالا برو جواب اون یارو کورش پرسته رو بخون ! کورش پرستها همشون همینجوری هستن ! لجباز و از حق فراری !! هدفشون هم فقط حال گیری هست نه حق جویی !

خواهشاشمادیگه ازمنطق حرف نزنین شما وامثال شما اگه ازمنطق چیزی میدونستین درمورداسلام تحقیق میکردین نه اینکه کورکورانه قبولش میکردین اسلام دارای عیب وایراداته زیادیه شمابرین پاسخ این ایراداتو پیداکنین وبعدا ازمنطق حرف بزنین تواسلام به یه چیزی توجه نشده اونم منطقه

80 تا آیه از قرآن دعوت به عقلانیت و خردورزی میکنه. بیش از 1000 روایت و حدیث درباره عقل و منطق و خردورزی هست. حالا ! سودا خانوم ! اول قضیه ازدواج با محارم رو معلوم کنیم بعد به چیزای دیگه هم میرسیم

اسلام ازروی دین زرتشت کپی کرده یعنی خردورزی وعقلانیت کپی شده ی دین زرتشتیه ازدواج بامحارم جزئی ازتحریفاته والبته تهمتهای امثال شماها ست

چقدر راحت شما این مباحث را بیان می کنید؟ اینکه اسلام کپی برداری هست، منبع و دلیلتون چی هست؟ در مورد ازدواج با محارم در این پست با دلیل و مدرک از خود موبدان مطلب آورده شده است، ولی شما براحتی اینها را تهمت می خوانید!!!

دوست عزیز تمام ادیان الهی حرفشون یکی و صاحب کلام هم کسی جزخدا نیست !

درود بر شما آقا حمید و علیزاد و سایر دوستان نیک اندیش؛ با نظر شما نه تنها بنده و همه ایرونی ها بلکه هر انسان فهیم و عاقلی با نظر شما موافق است. دوست عزیز شما با این سخنان چی رو میخوای ثابت کنی؟ من نه به عنوان یک ایرانی بلکه به عنوان یک انسان آزاده مسلمان و به تبعیت از امام حسین(ع)، از شما میخوام که به سخنان خود اندکی بیندیشد. این سرزمین سرزمین مردمان پاک سرشت و نجیب زاده ای است که سراسر آن فخر است حال چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام. از فخر ایرانیان باستان قبل از اسلام همان بس که شما هیجگونه تصویر برهنگی در کتیبه ها و سنگ تراشه های آن دوران نخواهید دید در حالیکه در سنگ تراشه های باستان سایر تمدن ها از جمله مصر و یونان بسیار فراوان میتوان یافت ودید. این نوع برخورد توهینی بس بزرگ به همه ایرانی ها و بشریت است.

رضای گرامی درود بر شما، مطلب خوبی را بیان داشتین ولی اینکه ایرانیان بیایند و کور کورانه تاریخ قدیم و تمدن و فرهنگ خود را قبول کند آیا درست می باشد؟ شما تنها یک نمونه اشاره کرده اید که تصویر برهنگی در کتیبه ها و سنگ تراشه ها وجود ندارد و خیلی از مطالب را فراموش کرده اید!!! بهتر است تاریخ را با دقت مطالعه کنیم و از آن عبرت بگیریم نه اینکه خودمان تاریخ باستان بشویم!!!

همه نظرات رو نمیشه اجازه نمایش داد ولی این کار اگه از روی سلیقه و سانسور عقاید باشه کار اصلا جالبی نیست. در هر صورت خود دانید و ...

کاش بجای این بحث های بی خود در مورد ازدواج با محارم به این روابط نامشروع دختر وپسر های مثلا مسلمون یه کم فکر میکردید بعد دنبال ایرادات اقلیت های مذهبی بودین ما مسلمونا بهتره اول خودمون به احکاممون برسیم بعد فضولی بقیه دین ها رو کنیم .

اولا، این سایت محلی هست برای بحث های ادیانی!!! دوما، دین اسلام دارای قوانین و چهارچوب های خاصی هست و اگر فردی بخواهد طبق آن عمل کند دچار مشکل و انحراف می شود و احکام اسلام هم در مورد روابط نامشروع دختر و پسر مباحثش رو خوب و روشن بیان کرده است!!! سوما، این کارها فضولی کردن در بقیه آیین ها نیست، بلکه دانستن آنچیز هایی که عده ای ملی گرا آنرا با نام ایران باستان افتخار خود می دانند!!!

درودوسلام مینوسم برای اون دسته دوستان که تواین عصر منفی گرا هستند ونمیتوانند م ث ب ت فکر کنند و ازاین کتابهای ارزشمند نیک گفتارهارو پیدا کنند و انرا در زندگیه روزمره خود باعملکرده خوب انجام دهند واین افتخاریس برای من ایرانی که کهن ترین کتاب اسمانی اوستا و کتابی که معجزه خاتم پیامبران محمد هست را دارم ومن حتی خود را ازین پیامبران جلو حس میکنم چون انهاسختی ها کشیدن که دین و ایین مقدس خود را ترویج کنند و امروز من این دو نگاشته را دارم ودر زندگی ازش استفاده میکنم بدون استرس و سختی و یکی از نکات مشترک این دو دین و ایین این است که هر دو به ازدواج با محارم اشاره کرده ر رابطه با ایین زرتشت و در قران هم ازدواج هابییل با خواهر قابیل و قابییل با خواهره هابییل ....

اولا در مورد ازدواج هابیل و قابیل با خواهرانشان اختلاف بسیار هست و چندین قول در این مورد وجود دارد. دوما، شما که به هر دو کتاب عمل می کنید، به کدام یک از موارد بخش وندیداد از کتاب اوستا عمل کرده اید؟ آیا اصلا از کتاب وندیداد و مطالب آن اطلاع دارین؟

راه در جهان یکی هست و ان راه راستی.

این مطلب رو بچه کوچولوی 2 یا 3 ساله هم متوجه می شه!!! هرچند این مطلب برای مردم زمان زرتشت، مهم و ضروری بوده است.

در چند سال اخیر یکی از موضوعاتی که توسط گرو ههای ضدایرانی بویژه اقلیت پانترکیست بسیار برجسته شده است مسأله ی ازدواج با محارم در ایران باستان است که پیش از این هم مطرح بوده که از آن جمله می توان به منابعی اشاره کرد که اعراب صدراسلام معمولا برای توجیه گذشته ی خود و تحقیر و تخریب شکوه ایرانیان مطرح کرده اند وگه گاه روایتی نیز برای آ نجور کرده اند( 1) که مثلا فلان امام پس از طرح آن توسط یکی از اعراب نسبت به ایرانیان درصدد توجیه آن برآمده! یکی از نقاط اتکای این افراد، آسانگیری خود ایرانیان دراین باره است از جمله نوشته های خسرو معتضد در کتاب « پشت پرده های حرمسرا » درباره ی ازدواج کمبوجیه پسر کورش بزرگ و همچنین پادشاهان اشکانی که مطمئناً هنگام نوشتن این جملات فکر سوءاستفاده ی دشمنان ایران را از طرح چنین مسائلی را هم نکرده است. افزون بر این پس از پیروزی انقلاب 57 نیز برخی افراد متشرّع بخیال خدمت به اسلام درصدد تخریب باستان برآمدند تا حمله ی اعراب به ایران را توجیه کرده و ایشان را ناجی مردم معرفی کنند،غافل از اینکه ، هیچ گاه باور کسی با زور عوض نمیشود. بنابراین سعی کردند همه ی پادشاهان را ستمگر و همه ی مردم را(بخاطر مسلمان نبودن)دچار انحرافات اخلاقی و رفتاری معرفی کنند که با تهاجم اعراب اصلاح شدند. هم اکنون نیز همگی دسته های نامبرده راه خویش را ادامه داده و خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه ی ایران و ایرانی می زنند هرچند اقلیتی شاید انگشت شمار راه خلاف ایشان را میروند.( 2) جدا از دلیل تاریخی- سیاسی بالا، در این تحقیق میکوشیم از چندجنبه این مسأله را مورد بررسی قرار دهیم: 1- جنبه ی منطقی 2- جنبه ی پزشکی از لحاظ منطقی می خواهیم ببینیم طرح چنین مسائلی آیا با عقل سازگار است یا مغالطه بودنش را می توان به آسانی دریافت .از لحاظ پزشکی بررسی می کنیم چنین کاری اصولً ممکن است یا خیر. سرآغاز و مهمترین بخش سناریوی مذکور داستان کمبوجیه است که (مشابه آن را درباره ی حضرت ابراهیم و ساره گفته اند)ودر آن چنین گفته می شود: "به گفته هرودوت، کمبوجیه دلباخته یکی از خواهرانش شده بود و می خواست با او زناشویی کند ، » ولی چون نقشه اش بر خلاف همه رسوم بود پس موبدان و مغان را فراخواند و از آنان پرسید که آیا قانونی هست که اجازه دهد مردی با خواهر خود زناشویی کند.آنان پاسخی به وی دادند که هم جانشان را ایمن می داشت و هم مطابق عدالت بود. آنان گفتند که قانونی نیافته اند که زناشویی خواهر و برادر را جایز شمارد ، ولی قانون دیگری یافته اند که اجازه می دهد شاه هر چه دلش خواست انجام دهد." در این مطلب آمده است که « موبدان را فراخواند » و « آنان گفتند که قانونی نیافته اند » که این بدان معناست که در دین زرتشت چنین چیزی یافت نمی شود( 3) و همچنین آمده است " چون نقشه اش بر خلاف همه ی رسوم بود" یعنی ازدواج با محارم نه تنها در دین زرتشتی خلاف است بلکه با عرف نیز مخالفت دارد. سومین مطلبی که به مرور به وارد کارزار می شود اتصال این داستان به دین و بقیه ی مردم است که چون « پادشاه هرچه دلش خواست انجام دهد » (بدون اینکه ترس از رغبا و اطرافیان داشته باشد) پس دین او اینچنین است و مردم هم اینچنینند!! افزون بر قصه ی کمبوجیه، بر دیگر پادشاهانی هم،چنین اتهاماتی زده شده که همگی اسنادی به مراتب ضعیفتر دارند ازجمله پادشاهان اشکانی که تنها با استناد به آمدن واژه ی خواهر بر روی زن پادشاه( 4)به این نتیجه رسیده اند. یا در شاهنامه صرف اینکه پادشاه ایرانی شرط می گذارد که هرکه بتواند به توران حمله کند دخترش را به عقدش درمی آورد و در پایان هم پسر خودش این کار را میکند، همین نتیجه را می گیرند!! نکته ای که در میان کتاب ها مورداستناد قرار می گیرد این است که هیچکدام از این کتاب ها را افراد مورد اعتماد زرتشتی ننوشته اند( 5) بلکه به دست مسلمانان و گاه مستشرقین غربی نوشته شده که معمولا هم ترجمه ی غیر قابل اعتمادی از متون اوستایی و پهلوی میباشند. از دیگر تکیه گاه های این مسأله عبارت « ختودس » است که بسیار روی آن مانور داده می شود. این واژه در برخی متون بمعنی فداکاری آمده است که صدالبته بخاطر اهمیتی که در دین زرتشت و آداب ایرانیان باستان به خانواده داده می شده است،فداکاری برای خویشان و به ویژه خانواده موردنظر این موارد بوده است.(6) افزون بر این،گاه این واژه به شکل خوئیدوک بکار رفته است.خوئی به معنی خویشی و دودک یعنی دودمان و خاندان، قیاس امروزی آن خویش دودکی می شود و از آن افزودن بر خویشاوندان از طریق زناشویی و زناشویی درون دودمان معنی می دهد و در گاهان که سروده ی خود زرتشت است این واژه دیده نشده است و در روایات پارسی قرن هفدهم خوئیتک دس می باشد که آن را پیوند میان عموزادگان و خاله زادگان معنی کرده اند و بیش از یکصدو بیست نویسنده یونانی و رومی سریانی و یهودی و ارمنی همزمان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان بوده اند و از میان آنان چند نفر آداب و رسوم و قوانین ایرانی را به خوبی می شناختند و توصیف کرده اند. این چند نفر عبارتند از هرودت و گزنفون، افلاطون ، ارسطو استرابن، آمیانوس ، مارسلینوس ، پروکوپیوس . ولی هیچ کدام از آنان نگفته اند که ازدواج با محارم رسم بوده است اگر چنان رسمی در ایران شایع بوده است محال است این نویسندگان از آن بی اطلاع باشند وگرنه چرا باید ازدواج خودی را به درون خانواده نسبت داد مگر خویشاوندان خودی نیستند؟ و البته که چنین ازدواج هایی هم در اسلام( 7) و هم سنت اقوام ایرانی و غیرایرانی( 8 )تشویق شده است.حتی در زمان کنونی هم در روستاها همه ی مردم با هم نسبت دور یا نزدیک و معمولا از چندطرف با هم خویشاوند هستند .گهگاه می بینیم که در اسناد خود مواردی را آورده اند که تقبیح یک کار را نشانه ی معمول بودن آن می دانند( 9)!این همانند آنست که نتیجه بگیریم چون در قرآن صحبت از تحریم ازدواج با برخی زنها شده است بنابراین مسلمانان تا پیش از نزولش چنین می کردند( 10) جنبه دیگر بحث، بعد زیستی (پزشکی) است که در آن باید معلوم کنیم آیا مردم یک کشور که در آن ازدواج با محارم( 11 ) رایج است آیا می توانند مردمی سالم و نیرومند باشند یا خیر؟ بطور کلی ازدواج بی خطر دنیا سراغ نداریم. ازدواج هر فرد با هر فرد غریبه ای احتمال خطری حدود 2 تا 3 درصد دارد. ازدواج با خویشاوندان بر حسب درجه خویشاوندی متفاوت است. ازدواج خویشاوندان درجه یک (ازدواج برادر و خواهر و یا ازدواج پدر و مادر با فرزند) و ازدواج درجه دو (ازدواج دایی با خواهر زاده) که این دو گروه در همه ادیان حرام است. ثابت شده است که به دلیل تشابه ژنی زیاد خطر تولد فرزند مبتلا به ناهنجاریها وعقب ماندگی ذهنی خیلی زیاد است ازدواج فامیلی ازدواجی است که در آن زوجین با یکدیگر فامیل هستند و بنابراین ژنهای مشابه دارند . در حال حاضر هزاران نوع بیماری ارثی مختلف شناخته شده اند که ممکن است از طریق به ارث رسیدن ژنهای مشترک در پدر و مادر ، فرزندان را مبتل سازند . این خطر در ازدواجهای فامیلی به علت وجود ژنهای مشترک بیشتر خواهد بود . این بدان معنا نیست که در ازدواجهای غیرفامیلی هیچگونه خطری وجود ندارد ، بلکه احتمال خطر پایین تر خواهد بود . بنابراین ازدواج فامیلی از نظر علم ژنتیک منطقی نیست . جدول زیر ارتباط بین درجه خویشاوندی و درصد ژنهای مشترک را مشخص می کند : درجه خویشاوندی افراد فامیل درصد ژنهای مشترک پدر ، مادر ،فرزندان ، خواهران و برادران 50% خاله ها ، دایی ها ، عموها ، برادر و خواهرزاده ها 25% دختر عمو ، پسر عمو ، دختر خاله ، پسر خاله ، دخترعمه ، پسرعمه ، دختردایی ، پسردایی 12.5% نوه خاله ،نوه دایی ،نوه عمو ، و نوه عمه 6.25% نتیجه خاله ، نتیجه دایی ،نتیجه عمو ،نتیجه عمه 3.12% نبیره خاله ، نبیره دایی ، نبیره عمو ، نبیره عمه 1.5% با چنین تحلیل هایی وقتی در یک جامعه ازدواج خانوادگی رایج باشد مردم بطور معمول باید انواع بیماری را داشته باشند چراکه هر نوزاد 50 درصد ژن مشترک دارد و از هموفیلی گرفته تا نابینایی همگی بالاترین احتمال بروز را دارند. یعنی، چه آ نهایی که مستقیماً حاصل چنین ازدواج هایی هستند و چه آ نهایی که به صورت جهش ژنتیکی دچار شده اند. با توجه به اینکه در هیچکدام از منابع تاریخی هیچ اشاره ای به وجود یک بیماری رایج حتی در یک روستای ایرانی نشده است( 13 ). آیا علم پزشکی دروغ می گوید یا دشمنان ایران؟ برخی چنین از پاسخ طفره می روند که چنین رسمی بوده ولی همه گیر نبوده! ولی وقتی استناد به فلان واژه ی دینی می کنند که سفارش به این کار کرده فکر نمی کنند حداقل بخاطر سفارش دین هم رایج شود؟ پرسش دوم من این است که تا عصر کنونی که خانواده ها برای بی شوهر نماندن دخترانشان رسم بده و بستان را انجام می دهند و عروس میگیرند به شرط ازدواج برادر عروس با دخترشان آیا وقتی براحتی می توانستند بدون هیچ ذلتی و زیربار هیچ شرطی رفتن فرزندان خود را با هم تزویج کنند عقل حکم نمی کرد که چنین چیزی همه گیر شود؟ آیا وقتی خواهر و برادری نصف عمر خود را با هم گذرانده اند با فرض وجود چنین رسمی منطقی نیست بقیه ی عمر را هم با یکدیگر ادامه دهند؟ پرسش سوم اینکه چرا در کتاب های دینی زرتشتی مستقیماً واژه ی ازدواج با محارم گفته نشده که ایشان را به دردسر تفسیر یک اصطلح بیاندازد؟ قابل ذکر است تنها جایی که ازدواج با محارم ثابت شده است خاندان سلطنتی فراعین و بطالسه ی مصر باستان است(نه به دین ایشان ارتباط دارد و نه بومیان قبطی مصر)که در آنجا هم پژوهش ها نشان داده که پادشاهانشان بیش از 25 سال عمر نمی کرده و بر اثر بیماری ناشناخته ای بدنی گلبی شکل داشته اند.( (14) آیا چنین گزارشی درباره ی پادشاهان ایران وجود دارد؟؟ سخن آخر: به عنوان یک جمع بندی باید گفت که احکام هر دین اگرچه برای کافران آن دین ممکن است دست آویز تمسخر باشد ولی هیچ گاه مؤمنین از احکام دینشان بخاطر تمسخر و تحقیر دیگران دست برنمی دارند. برای نمونه ازدواج موقت در تشیع است که بسیار مورد تحقیر اهل سنت است ولی باز نه کسی وجودش را انکار می کند و نه حتی کنارگذاشته می شود.

اثبات وجود ازدواج با محارم در دین زرتشتی . وجود ازدواج با محارم مربوط به این چند سال نیست! بلکه از زمانهای قدیم و هزاران و صدها ساله قدمت داره. یونانیها و رومیها به زرتشتیها بابت این کار زشت کنایه میزدن! حتی پس از ورود اسلام به ایران، این بحث اونقدر رای زرتشتیها سنگین بود که مجبور شدن بغ نسک و ورشتمان نسک اوستا رو از اوستا حذف کنند (چون ازدواج با محارم به صراحت تو این قستهای اوستا اومده بود.) گفتی این بحث رو گروه های ضد ایرانی راه انداختن ؟ یعنی فردوسی که این رو تأیید کرده ضد ایران بود ؟ یا ابوریحان بیرونی که میگه زرتشت کذاب و دروغگو بود هم ضد ایران بوده ؟ موبدان زرتشتی که این ازدواج با محارم رو تأیید کردند هم ضد ایران بودند ؟

کسی مدعی نیست که همه مردم ایران این کار رو انجام میدادند. به هر حال بودند افرادی که ازدواج با محارم (که در منطق شاهان و موبدان ایران باستان، هنجار شمرده میشد) رو زیر پا بگذارند.

در اداغمه شما به هرودوت استناد کردید و بعد هم جلوتر گفتید که هرودت و گزنفون، افلاطون ، ارسطو استرابن، آمیانوس ، مارسلینوس ، پروکوپیوس فرهنگ ایران رو به خوبی میشناختن !!!! واقعاً به نظر شما این افراد به خوبی با ایران و تاریخ و فرهنگش آشنا بودند ؟!! (جواب بدید خیلی مهمه!!) اما اینکه شما دائما دست گداییتون جلوی منابع غربی دراز هست واسه اینه که خودتون میدونید اولا به شدت گرفتار فقر متون مکتوب هستید و دوما اگر به همین مقدار متون مکتوب هم اعتنا کنید آبرویی واستون نمیمونه ! شما چرا به متون پهلوی توجه نمیکنید ؟ از دینکرد گرفته تا ویزیدگیهای زادس‌پرام و..... که تو متون پهلوی اومده که خود زرتشت هم با دخترش همبستر شد و شخصاً ازدواج با محارم رو اجرا کرد.

گفتید نکته ای که در میان کتاب ها مورداستناد قرار می گیرد این است که هیچکدام از این کتاب ها را افراد مورد اعتماد زرتشتی ننوشته اند ! پاسخ: عجب ! پس اون همه متون پهلوی و اوستا رو کی نوشته ؟!!!!!! واقعاً وقتی خود موبدان و حتی بزرگترین موبدان قابل اعتماد نباشن پس دیگه کی قابل اعتماد هست ؟ً!!!!!!!!!! اینی که گفتید این کلمه به معنی فداکاری اومده هم دروغه و بازی با کلمات هست. شما هرچی در متون تفسیری و نوشته های موبدان مطالعه کنید بیشتر یقین براتون میشه که این کلمه هم در معنی و مهمتر از همه در مصداف به معنی همبستری با خواهر و مادر و دختر هست

درباره اینکه گفتید گاتها مال زرتشت هست هم حرف درستی نیست ! گاتها ربطی به زرتشت ندارد. این کتاب در گذر تاریخ شدیداً مورد نقصان و زیاده قرار گرفته است. و از طرفی هیچ دلیل عقلی و تاریخی وجود ندارد که نشان دهد این کتاب از سوی زرتشت است. نقدی بر سخنان موبد خورشیدیان درباره ی اعتبار گاتها : http://www.adyannet.com/news/1533 .............................. گاتها ربطی به زرتشت ندارد ... : http://www.adyannet.com/news/1515 ........................ نقدی بر سخن موبد کورش نیکنام درباره ی اعتبار گاتها : http://www.adyannet.com/news/1509 .............................. زیاده در گاتها : http://www.adyannet.com/news/1496 ........................... حذف بخش عظیمی از گاتها در گذر تاریخ : http://www.adyannet.com/news/1470 ........................... اخراجی های گاتها : http://www.adyannet.com/news/1464 ............................... نقدی بر کتابت گاتها ؛ وقتی اهریمن سخنان اهورامزدا را نوشت : http://www.adyannet.com/news/1460

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.