عکس
مبارکفوری در باب استحباب تبرک جویی به قبور شهدا، بعد از بیان مقدمهای در باب عظمت مقام شهیدان تصریح دارد: شهیدان کسانی هستند که مردم به قبور و مشاهد شریف ایشان تبرک میجویند و این همان دلیلی است که مردم به خاطر آن، به سوی کوه احد میروند و به آن تبرک میجویند.
ابن بلبان در کتاب خود که روایات صحیح مسند ابن حبان را جمع کرده است، بابی را با عنوان «ذکر مواردی که بر شخص تبرک به صالحین مستحب است» آورده است.
صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، ج2، ص319.
خادمی در باب جواز تبرک به بدن میت در صورت صالح بودن تصریح دارد: اگر میت، صالح باشد، جایز است که به بدن آن تبرکجویی شود و از باب تبرک لمس شود.
بريقة محمودية في شرح طريقة محمدية وشريعة نبوية في سيرة أحمدية، خادمی، ج2، ص1306.
ابن نجيم در بحث جواز صدا زدن و اعلان عمومی برای نماز و تشیع جنازه میت آورده است: اگر میت شخصی باشد که مردم به او تبرک میجستند، جایز است اعلان عمومی شود تا مردم در نماز میت او و تشیع پیکرش حضور داشته باشند.
البحر الرائق شرح كنز الدقائق، ابننجیم، ج2، ص317.
ابنعابدین در بحث زیارت قبور زنان آورده است: اگر زیارت ایشان از باب ترحم و تبرکجویی به قبر صالحین باشد و همراه با گریه و شیون نباشد، جایز است.
رد المحتار على الدر المختار، ابنعابدین، ج3، ص150.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) خطاب به یکی از اصحاب که شکایت از کوچک بودن خانه خود داشت، فرمودند: دستهایت را به آسمان بلند کن و از خداوند خانهای بزرگ طلب کن.
المعجم الكبير، طبرانی، ج4، ص117.
برای بدعت شرایطی از قبیل: دینی بودن مسأله، نداشتن دلیل برای آن (اعم از ادله عام و خاص) در دین، و تنافی داشتن با صریح دین وجود دارد که تنها در صورت نبود این شرایط میتوان گفت فلان فعل، بدعت است.
جامع العلوم والحکم، ابن رجب حنبلی، ج2، ص128.
کاتب احمد بن حنبل میگوید: قلمی که با آن مینوشتم، شکست؛ از اینرو احمد بن حنبل، قلمی را به من داد و من هم آن را به ابوعلی جعفری هدیه دادم، و او نیز قلم را به غلامش داد و به او گفت: قلم را در نخلستان بگذار، امید است که به برکت این قلم، نخلها بارور شوند؛ پس او نیز همین کار را کرد و همه نخلها بار
ابن کثیر قضیه ارسال نامه شافعی به احمد بن حنبل را آورده که بهدست شخصی به نام ربیع داده بود؛ ربیع پس از دادن نامه و صحبت با احمد بن حنبل، لباسی را که وی بر تن داشت را به عنوان تبرک از او گرفت؛ وقتی ربیع بازگشت، شافعی به وی گفت: من نتوانستم به محضر او برسم؛ حال لباسش را آب بکش تا به آن تبرک بجویم.
عبدالغنی مقدسی حنبلی، گفت که در بازویش دملی وجود داشت که مدتهای زیادی بازوی او را میآزرد و به سبب آن اذیت میشد، تا اینکه وی به اصفهان رفت و از آنجا به سوی بغداد حرکت کرد، تا اینکه به قبر احمد بن حنبل رسید؛ بازویش را در حالیکه دمل بر آن بود، و درد شدیدی داشت، به قبر احمد مالید و به برکت قبر احم