اسناد
ابنحبان در کتابش آورده است: پيامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) با قبليه بنیعامر بحث کرد و آنها را به سوی خداوند و اسلام دعوت کرد، آنها گفتند:
در کتاب الثقات ابن حبان آمده است که وی میگوید حبیب بن ابی ثابت مدلّس بوده است.
«حبیب بن أبی ثابت مدلس»
(الثقات، ابن حبّان، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج4 ص137)
از ابن حبان نقل شده است که میگفت:
«و ما حلت بي شدة في وقت مقامى بطوس فزرت قبر على بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعليه و دعوت الله إزالتها عنى إلا أستجيب لي وزالت عنى تلك الشدة وهذا شيء جربته مرارا.»
در کتاب الثقات محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی آمده است که صحابی بودن جندب بن کعب را ابن حبان نیز ثابت کرده است.
«جندب بن کعب الأزدی له صحبة»
(الثقات، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، ج 3، ص 57)
دربارهی خون گریستن آسمان در شهادت امام حسین (علیه السّلام) آوردهاند: «نضره آزدیّه گوید: هنگامیکه حسین بن علی (علیهما السّلام) شهید شد، آسمان خون بارید و ما همچنان میدیدیم که تمام اشیاء و اسباب ما مملو از خون است.»
طبرانی از زید بن ارقم روایت کرده: «همراه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بودیم که به غدیر خم رسیدیم. در آنجا درختی بود حضرت به آن اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز کردند و آن روز به اندازهای گرم بود که روزی به گرمی آن ندیده بودیم.
طبرانى با سند صحيح نقل مىكند كه عمر بن خطاب، در حضور رسول خدا (صلىاللهعليهوآله) اعتراف مىكند كه دخترانش را زنده به گور كرده است:
ام المؤمنین میمونه از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) روایت کرده:
«کنار پدرم بودم که شنیدم او از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پرسید: من نذر کردهام تا در روستای بوانه قربانی کنم؛ حضرت پرسید: آیا در آنجا بت یا شیطانی پرستیده میشود؟ عرض کرد: خیر! حضرت فرمود: به نذرت وفا کن.»
طبرانی با سلسله سند صحیح آورده که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) درباره امیرمؤمنان (علیه السّلام) فرمود:
«لمّا حضر قالت صفیة یا رسول الله لکلّ امرأة من نسائک أهل یلجأ إلیهم و إنّک أجلیت أهلی فإن حدث حدث فإلی من؟ قال إلی علیّ بن أبی طالب رضی الله عنه.»
حکمیه بنت امیمه از مادرش نقل میکند:
«...عن أبی عبد الله الجدلي قَال: قَالت أم سلمةَ: أيسب رسول الله على المنابر؟ قلت: وأنى ذلك؟ قَالت: أليس يسب علي ومن یحبه؟ فأشهد أن رسول الله كان يحبه.»
طبرانی در کتابش میگوید که پیامبر اکرم فرمودند:
«انا مدینه العلم و علیّ بابها؛ فمن اراد العلم فلیأته من بابه.»
من شهر علم هستم و علی دروازهی آن، هر که خواهد به شهر علم من درآید، از دروازه داخل شود.
(المعجم الکبیر، طبرانی، مکتبه الزهرا، موصل، عراق، ج11 ص65)
حبشی بن جناده میگوید: در غدیر خم از رسول خدا شنیدم که میفرمود:
«هر که من مولای اویم، زین پس علی (علیه السّلام) مولای اوست؛ خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد و یاری کن هر که او را یاری کند.»
«اللهم من کنت مولاه فعلیّ مولاه... .»
رشیدرضا در مجله المنار میگوید: مناظره جهمیه در مورد خدا که احمد بن حنبل نقل کرده است همان اصلی است که با آن جهمیه گمراه شدند که رؤیت خدا امکان ندارد و به حواس حس نمیشود و جوابش این است که وجود موجودی که حس نشود (طبق جوابی که در مناظره مطرح شد) ممکن است؛ متکلمین طبق این قاعده اثبات کردند که خدا