مکاتب اهل سنت
ابوحنیفه میگوید: چهل مسالهای که از پیش آماده کرده بودم، از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم و ایشان در پاسخ میفرمود: عقیدهی شما در این باره چنین و چنان است، عقیدهی علمای مدینه در این مساله این چنین است و عقیدهی ماهم این است. به این ترتیب جعفر بن محمد، با متانت تمام و با تسلط خاصی که داشت، همه مسائل را پاسخ گفت.
عالمان فرق اسلامی، احترام خاصی نسبت به اهل بیت نشان داده و خود را محب اهل بیت نشان میدهند، اما در لابهلای کلمات برخی از علما، عقیده قلبی آنان نسبت به اهل بیت ظاهر میشود، که همین اظهارات باعث شده ذهبی نام ایشان را در دو کتاب، که یکی مخصوص ضعفاست، و دیگری در مورد کسانیکه در وثاقتشان بین علما اختلاف است، بیاورد.
امام صادق (علیه السلام) از شجره طیبه پیامبر است، او کسی است که به همراه پدر بزرگوارشان امام باقر (علیه السلام) علوم الهی پیامبر را در زمان خفقان حاکمان غاصب در آن روزگاران گسترش دادند، و از ره آورد این فرصت توانستند فرهنگ و معارف اهل بیت را پخش کنند و شاگردانی تربیت کنند تا علم اخذ شده از این دو امام همام را نشر دهند.
کسانیکه شیعیان را متهم به غلو زیادهگویی نسبت به پیشوایان خود معرفی میکنند، با غفلت از مسئله غلوی که به شیعیان نسبت میدهند، احمد بن حنبل را ملاک و معیار برای ورود و خروج در دین قرار دادهاند و در مورد وی میگویند: «بغض و دشمنی با احمد بن حنبل، نشانه خروج از دین است.»
دین مبین اسلام شاخصههایی را برای ارزیابی عمل بندگان در حوزه دین بیان داشته که با آن بتوان میزان ایمان و درجه خلوص مسلمانان با آن سنجید. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) دوستی و دشمنی برای خداوند باری تعالی را ملاک برای این مهم قرار داده است.
ملاک و معیار در امور دینی در درجه اول صاحب و آورنده آن دین است، زیرا او بهتر از هر کس دیگر به انجام امور آن واقف است.
در حوزه دین، شاخص قرار دادن یک فرد برای میزان عمل بقیه افراد، باید دقت بسیار بالایی لحاظ گردد و اینگونه نیست که هر کس بتواند شخص دیگر را شاخص در این خصوص قرار دهد، مگر اینکه آن شخص خودش مامور و فرستاده از جانب خداوند باشد.
در قرآن و احادیث نبوی حق تقدم حضرت علی (علیهالسلام) به امر خلافت مورد تاکید قرار گرفته که بعد از رحلت پیامبر این امر مهم صورت نگرفت، حال اگر قرآن و احادیث را نادیده انگاریم، اعترافاتی که از خلیفه دوم نقل شده و خصوصیات افراد حاضر در شورای خلافت را گفته، این مهم را میرساند.
غلو در امور دینی به معنای زیادهروی کردن در علم و دانش افراد و بالا بردن مقام و منزلت ایشان فراتر از حد واقع را گویند که البته از نظر کلیه فرق اسلامی مذموم و ناپسند است و همگان بر این اعتقادند که نباید کسی را از حد خودش فراتر دانست.
زندگی عمر بن خطاب، قبل از اسلام تا رحلت پیامبر و بعد از آن که بنای خلافت خودش را برای بعدها فراهم کرد، از جهاتی قابل تامل و حائز اهمیت است؛ او یکی از صحابه است که علاوه بر ضعفهای روحی فکری، کاستیهای فراوانی از نظر دینی و اعتقادی داشت که در نوع خود منحصر به فرد است.
رجالیون اهل سنت در مورد مجالد بن سعید تضعیفات زیادی نقل كردهاند؛ یحیی بن سعید قطّان در مورد امام صادق (عليهالسلام) مىگويد: مجالد را بيشتر از وى دوست دارم!! رجالیون اهل سنت در مدح قطان، کم نگذاشته و او را تا حد معصوم بالا بردهاند، ولی اگر راوی معاویه را قبول نداشت، روایاتش را نمیپدیرفتند.
همواره افرادی سودجو در تاریخ اسلام به دنبال تغییر تاریخ از طریق تحریف روایات هستند. به عنوان مثال میتوان به حذف روایت اقتدای ابنعباس به حجاج اشاره کرد که علی رغم گزارش آن توسط عالمان اهلسنت از کتاب بخاری، اکنون این روایت در بخاری دیده نمیشود.
تحریف در روایات، یکی از حیلههای علمی در راستای پنهان ماندن حقایق بر طالبین حقیقت است. متاسفانه برخی از عالمان اهلسنت در باب تحریم متعه از سوی عمر، اقدام به تحریف و تقطیع روایت کردهاند.
اهل سنت معتقدند که ازدواج موقت اگرچه در ابتدای اسلام بوده است، اما بعدا توسط پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) تحریم شده است. این در حالی است که بنا به گفته بخاری، تحریم از سوی عمر بوده است.