عدالت صحابه
افرادی مانند عبدالله بن عمر، با وجودیکه از زبان پیامبر اکرم، سخنان بسیاری در فضایل اهل بیت شنیده بودند ولی باز هم نسبت به آنان کینه و عداوت داشته و با حرکات و سخنان خود، ماهیت درون خود را روشن میکردند، عبدالله بن عمر با امیرالمؤمنین بیعت نکرد و روایت جعلی کاتب پیامبر بودن معاویه را نقل کرد و به خاطر پول با یزید بیعت کرد.
اهل سنت معتقدند که تمام اصحاب پیامبر عادل هستند، اما باز برخی از اینان با وجود سخنان پیامبر اکرم نسبت به حضرت علی (علیه السلام) جبههگیری و موضع منفی اخذ کردند و در سخنان و رفتار خود چنان پافشاری کردند که گویی از اسلام و مسلمانی فقط اسمی را یدک کشیده و در مقابل خلیفهی رسول خدا قد علم کرده و شروع به مخالفت با او کردند.
عمر بن خطاب در نوع مهره چینیای که شورای شش نفره کرده است، کاملا مدیریت شده، وزنه حامیان خلافت عثمان را در کمّیت و کیفیت، سنگینتر از وزنه موافقان خلافت امیرالمومنین (علیه السلام) قرار داده است به طوریکه در میان اعضاء، فقط خود حضرت و زبیر موافق خلافت امیرالمومنین (علیه السلام) بودند و چهار نفر دیگر رأیشان به سود عثمان بوده است.
خداوند میفرماید: «پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانیکه به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها نیز از او خشنود شدند و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند.» برخی با استناد به این آیه درصدد اثبات عدالت صحابه هستند، که اینطور نیست.
پس بر این اساس بین رهبران فکری اهل سنت هیچ انسجام و هماهنگی، جز تضاد و کشمکش وجود ندارد. در حالی که بین رهبران فکری شیعه یعنی ائمه دوازدهگانه، کوچکترین نقطه تضاد و تزاحم فکری و عملی موجود نیست و همگی در یک مسیر واحد به رهبری جامعه پرداختهاند؟ شاید هم راز تناقضات مذهب اهل سنت در افکار...
حدیث شریف غدیر از احادیث صحیح و متواتری است که دستکم 160 مرد صحابی، 7 زن صحابی، 100 مرد تابعی آن را روایت و قریب به 400 نفر از محدثان، مفسران، متکلمان و مورخان شیعه و سنی آن را در کتابهای خود آوردهاند. در حالی که بارها از اهلسنت دیده شده هر جا روایتی به نفع آنها بوده حتّی اگر 4 نفر آن را روایت کرده باشند «متواتر» دانسته و انکار...
مناظرهای در حرم امام رضا علیهالسلام، پیرامون وقایع جنگ صفین و جمل: روزی در حرم امام رضا علیهالسلام با برادری از اهل تسنن، بحثی راجع به ولایت آقا امیرالمؤمنین علیهالسلام داشتم؛ پس از اینکه بحثهای روایی به خاطر اختلاف نظر و اختلاف تعبیر در منابع به نتیجه نرسید، به فکر بحث عقلی پیرامون این مسئله افتادم.