دیدگاه علمای اهل سنت
اشاعره و معتزله و امامیه گروههایی هستند که در مسائل اعتقادی و کلامی یا با هم اختلاف دارند و یا در برخی از جاها با همدیگر هم عقیده هستند، در بین این سه گروه، اشاعره و معتزله در بسیاری از موارد نسبت به همدیگر اختلافات شدیدی دارند، و نسبت به دیدگاههای همدیگر با شدت برخورد کرده و همدیگر را تخطئه میکنند، از جمله در صفات خداوند.
از اختلافات شدید میان شیعه و اهل سنت، وجود خداوندی است که مذهب شیعه قائل به عدم جسمیت خداوند هستند، چرا که صریح آیه قرآن است که خداوند به حضرت موسی فرمود» ای موسی! تو هرگز مرا نخواهی دید؛ اما در مذهب اهل سنت قائل به جسمیت خداوند هستند، چرا که دلیل آنها وجود روایات جعلی است که در کتب معتبرشان وجود دارد.
عالمی منصف همچون ابنابیالحدید در وصف حضرت علی (ع) اینچنین بهحق و زیبا میگوید: «اگر سخن از جهاد و جنگ شود، علی، آقای مجاهدین و جنگجویان است و اگر صحبت از فقه و تفسیر گردد، علی رئیس فقهاء و مفسرین است و اگر از عدل و توحید سخن به میان آید، او امام اهل عدل و موحدین است و بر خدا کار مشکلی نیست که عالَمی را در یک نفر جمع کند.»
تقیه در دین اسلام از فروعاتی است که مسلمان باید آن را مدّ نظر داشته باشد تا به وسیله آن بتواند حفظ جان خود یا اموال و یا آبرو کند، و این دستور صریح قرآن و پیامبر و امامان معصوم میباشد. اما مغرضین از وهابیت با این اتهام سعی میکنند تا مذهب شیعه را از دین اسلام خارج کنند در حالیکه بزرگان اهل سنت به آن اعتقاد دارند.
عالم سنی جناب ابنابیالحدید در وصف خطبه 109 حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: این کلام چه اندازه ارزش و روشنی دارد و تا چه اندازه زیبا و خوشمنظر و عظیمالقدر است و چگونه در دلها اثر میکند و خوف و خشیت در انسان به وجود میآورد، حتی بر زندیق ملحدی که مطلقاً قیامت را قبول ندارد خوانده شود، قوایش را سست و قلبش را ترسان میکند.
از شیخ شلتوت، عالم بزرگ الازهر سؤال کردند که آیا تقلید از شیعه را منع میکنید؟ جواب داد: کسیکه مجتهد نیست باید از مذهبی صحیح تقلید کند؛ شیعیان، یا امامیه، هدایت یافتهاند؛ آنها اصولی برگرفته از قرآن و سنت دارند و اختلافی بین آنها و دیگر مذاهب سنی نیست؛ مذهب فقهی آنان تدوین یافته است، و اعتقاد به آن همانند سایر مذاهب جایز است.
شیخ سلیم البشری، رئیس دانشگاه الازهر مصر، طی نامهنگاریهای متعدد با عالم بزرگ شیعه، علامه شرف الدین، به راه حق آشنایی پیدا کرد و دیدگاه خود را دربارهی مذهب تشیع در نامهای اینچنین بیان میدارد: «گواهی میدهم که شما در اصول و فروع دین بر راه اهل بیت هستید و من پیش از این ارتباط با شما، دربارهی مذهب تشیع سخت در اشتباه بودم.»
از فخر رازی پرسیدند چرا "بسم الله الرحمن الرحیم" را در نماز بلند تلاوت میکنی؟ گفت: چون علی بن ابیطالب (علیه السلام) در جمیع نمازهایش «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند میخواند و هر کس در دینش به علی اقتدا کند، قطعا هدایت خواهد یافت، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حق علی فرمود: خدایا حق را آنجا قرار ده، که علی هست.
شیخ صالح المغامسی روحانی اهل سنت عربستان و امام جماعت مسجد قبا در جلسه تفسیر قرآن با تأکید بر مسئله وحدت مذاهب اسلامی گفت: اهل سنت و شیعیان و اسماعیلیه و اباضیه، همگی به ربوبیت خداوند اعتقاد دارند وهمگی به حضرت محمد (ص) معتقدند؛ بنابراین نباید میانشان کینه و کشتار و خونریزی باشد و نباید به آنچه موجب هلاکت یکدیگر است، دامن بزنند.
بعد از رحلت پیامبر وقتی مسیر مسلمانان منحرف شد، عدهی خاصی از اصحاب پیامبر در اطراف حضرت علی(ع) باقی ماندند، و مذهب تشیع از همان زمان، با این تفکر پایهریزی شد، اما عجیب اینجاست که مدعیان مذاهب جدید که خود را داعیهدار اسلام میدانند، پیشوایانی دارند که در اواخر صدهی اول و یا در قرن دوم هجری متولد شدند.
مولوی عبدالرحمن سربازی: روباه پیر فرنگ (انگلیس) برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان هند و رهبران دیوبندیه، ما را وهابی معرفی کردند در حالی که ما کتبا اعلام میکنیم، که سنی حنفی هستیم، تا در این زمان حساس، که وحدت کلمه در مقابل استکبار جهانی، از اوجب واجبات است، دست تفرقه افکنان را کوتاه و در یک کلمه خلاصه کنیم که ما وهابی نیستیم!
بخاری در کتاب الضعفاء در حرف نون وقتی به اسم نعمان بن ثابت میرسد، میگوید: «ابوحنیفه دو بار از کفر توبه داده شد و هنگامیکه خبر مرگ ابوحنیفه به سفیان ثوری رسید، سجده کرد و گفت: خدا را شکر از این که ابوحنیفه مرد، او داشت اسلام را تکه تکه میکرد. تاکنون مولودی در اسلام مانند ابوحنیفه به این بدی و شری متولد نشده بود».
برخی کارشناسان وهابی شبکه کلمه، در بررسی روایات باب مهدویت، آن روایات را از درجه اعتبار ساقط دانستهاند در حالیکه بسیاری از عالمان اهل سنت در طول تاریخ اسلام، علاوه بر معتبر دانستن روایات باب مهدویت، آن را متواتر و در بالاترین سطح اعتبار دانستهاند که هیچ خدشهای در باب مهدویت و خروج مهدی موعود در آخر الزمان وارد نیست
در روایات فراوانی وارد شده است که گریه بر اموات جایز است و این روایات به حدّی است که به تواتر رسیده است و علما و فقهای مذاهب اسلامی به همین گونه عمل میکنند و فتوی میدهند لذا جایز و مباح است. هر چند که در نوع سوگواری کردن، بعضاً نظراتشان با هم فرق دارد. اما من حیث المجموع این قبیل عزاداری ها هم مشروع است و هم مورد پسند می باشد