سرنوشت کورش از نگاه گزنفون مورخ يونانى

  • 1394/05/08 - 22:50
پیرامون سرنوشت کورش دوم (مشهور به کورش کبیر)، سخن بسیار است. این نوشتار به بررسی این مسئله از نگاه گزنفون، مورخ یونانی می‌پردازیم. گزنفون در كتاب 8، فصل 7 می‌نویسد، کورش هنگامی که پیر شد، برای بار هفتم به پارس سفر کرد. پس از ورود به پارس، مراسم قربانى را به جا آورد و براى خدايان (دقت شود: برای خدایان)...

بسم الله الرحمن الرحیم

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ پیرامون سرنوشت کورش دوم (مشهور به کورش کبیر)، سخن بسیار است. این نوشتار به بررسی این مسئله از نگاه گزنفون، مورخ یونانی می‌پردازیم.
گزنفون در كتاب 8، فصل 7 می‌نویسد، کورش هنگامی که پیر شد، برای بار هفتم به پارس سفر کرد. پس از ورود به پارس، مراسم قربانى را به جا آورد و براى خدايان (دقت شود: برای خدایان)، طبق رسم و رسومات پارسى، بزم رقصى تشکیل داد و بخشش‏ هایی به دیگران کرد. سپس به قصر خود رفت، در آنجا خوابيد و در خواب شخصى را ديد که به او گفت: «كوروش آماده شو، به زودى تو نزد "خدايان" خواهى رفت». پس از آن كوروش بيدار شد و فهميد، كه زمان مرگش فرا رسيده، بنابراين حيواناتى براى قربانى انتخاب كرده موافق عادات مذهبى به سر كوه‌ها رفت، تا آن‌ها را خدايان قربانى كند.[1]
به گفته گزنفون، کورش پس از قربانی کردن حیوانات، رو به خدایان چنین دعا کرد: «سپاسگزارم از اينكه به واسطه روده‏هاى قربانى، آيات آسمانى و فال‌ها به من نموديد، كه چه بايد بكنم و از چه چيزها دوری جویم. مخصوصاً از اينكه هيچ گاه از يارى خودتان مرا محروم نکردید...». چند روز بعد، کورش پسران خود را طلبيد و به آنان وصیت کرد: «در كودكى و جوانى و سن كمال از مزاياى هر يك از اين عهود متمتع بودم. دوستانم به واسطه نيكى ‏هاى من خوشبخت و دشمنانم پست گشتند...» پس کورش، به نمایندگی از سوی خدایان، کمبوجیه را به جانشینی برگزید.[2] گزنفون می‌گوید که کورش به جانشین خود (کمبوجیه) چنین وصیت کرد: «اى كمبوجيه، بدان كه عصاى زرين، سلطنت را حفظ نمى ‏كند، بلكه ياران صميمى براى پادشاه بهترين و مطمئن‏ ترين تكيه‏ گاه هستند. اما اين را بدان‏ كه مردمان عموما وفادار و صميمى نيستند».[3] همچنین به کمبوجیه وصیت می‌کند که در اداره امور، هم‌نژادان خود را بر دیگران ترجیح بده: « اگر در اداره امور مملكت كمك خواستى، ياران و همكاران خود را از بين اشخاص شريف و اصيل كه از خون و نژاد خودت هستند برگزين‏».[4]
سپس در مقام وصیت به فرزندان چنین گفت: «اگر روح پس از فناى بدن باقى می‌ماند، به احترام روح من، آنچه را كه من به شما توصيه می‌كنم، به جا آريد. اگر امر طور ديگر است و بقاى روح بسته به بقاى بدن، پس لااقل از خدايانى، كه جاويدان اند، همه چيز را مى ‏بينند و به هر كار قادرند، بترسيد. خدايان حافظ اين نظم ثابت و تغييرناپذير عالم ‏اند و جلال و عظمت آنها فوق هر بيانى است.»[5] در این فقره از وصیت‌نامه (و دیگر بخش‌های وصیت‌نامه)، او باز هم فرزندانش را به پیروی از خدایان فرامی‌خواند.[6] که به روشنی دلیلی است بر عدم یکتاپرستی او (از سویی باید دقت داشت، کورش در منشور مشهور خود، ابداً نامی از اهورامزدا نیاورده است. بلکه به مردوک –بت شیطانی- و دیگر خدایان قسم خورده است.) سپس وصیت می‌کند که بدنش را به خاک بسپارند: «اى فرزندان، چون من مردم، جسد مرا در طلا يا نقره و يا چيز ديگر مگذاريد، زود آنرا به خاك بسپاريد. واقعا چه چيز به از آن است، كه شخص با اين خاكى، كه بهترين چيزهاى زيبا و خوب را بار می‌آورد و مى ‏پرورد، مخلوط شود؟»[7] كوروش پس از اتمام وصیت، دست حاضرين را فشرد و نقابى بر سر كشيد و درگذشت.
با قرار دادنِ این گفتار (وصیت کورش به دفن او در خاک) در کنار سخن قبلی (پیرامون روح و بدن) در‌یابیم که منظور کورش به طور روشن، این بود که بدنش (جسمش) به عناصر طبیعت بازگردد تا روحش آزاد باشد. اما امروزه جریان باستانگرا، این کلام را تحریف لفظی و معنوی کرده و چنین وانمود می‌کند، که کورش عاشق خاک ایران بود! و دوست داشت ذره ذره بدنش جزئی از خاک ایران باشد! در حالی که در گفتار کورش، خاک ایران موضوعیت ندارد. بلکه ملحق شدن به طبیعت و رهایی روح، مدنظر کورش بود. گذشته از اینکه جریان باستانگرا، که بنیان عقائد خود را بر دروغ و خوش‌رقصی برای استعمار بنا کرده است، مدت‌ها است که وصیت‌نامه‌ای دروغین و غیرمستند به کورش نسبت داده است و در نسخه‌های فراوان به انتشار آن پرداخته است. (البته این دروغ‌پردازی‌ها از سوی باستانگرایان، روال معمول آنان و ناشی از توهمات و حس حقارت است).

پی‌نوشت:

[1]. گزنفون، كوروش‌‏نامه‏، ترجمه: رضا مشايخى‏، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، 1386‏، ص 266
حسن پيرنيا، تاريخ ايران باستان‏، تهران: نشر دنياى كتاب‏، 1375، ج‏1، ص 464
[2]. حسن پيرنيا، ج‏1، ص 464-465
[3]. گزنفون، همان، ص 268.
[4]. گزنفون، همان، ص 268.
[5]. حسن پيرنيا، ج‏1، ص 467؛ گزنفون، همان، ص 269-270
[6]. گزنفون، همان، ص 270
[7]. حسن پيرنيا، ج‏1، ص 468؛ گزنفون، همان، ص 270-271.

تولیدی

دیدگاه‌ها

حرفهای شما تناقض داره اقای کامبیز. میگید دین از سیاست جدا بود. پس چرا تو اون کتیبه‌هایی که میگید دائما داریوش خودشو نماینده خدا معرفی میکنه؟ که اهورامزدا منو انتخاب کرد که بر شما حکومت کنم. خوب سرکوب اغتشاشگران در آموزه‌های اشو زرتشت هست؟

تناقضی وجود نداره ... شما فرق بین حکومت دینی و غیر دینی رو نمیدونی ... اگه داریوش حکومت دینی داشت باید حکومتی شبیه حکومت های دینی دگیر که در طول تاریخ بوده اند میداشت. داریوش در کتیبه ها خود به ذکر نام خود و اجدادش و افتخارات خود اشاره کرده و از در بسیاری از موارد از عقاید خود و تساهل دینی که در پیش داشته و دیگر خدماتش سخن میگوید.

صدها بار تذکر دادم برای بدس اوردن پاسخ های مناسب و منطقی اول شرایط هر زمان را درک کنید سپس تحلیل کنید (بدون پیشداوری)

شما فکرشو بکن اگه مغان حکومت را بدست میگرفتند چه خون و خونریزی برای نشر دین (حال هردینی بود) میزدند ... داریوش در حقیقت به جامعه خدمت کرد.

سلام گرامي؛‌در اين باره مبحثي ايجاد شده و موافق با ديدگاه شما، جعلي بودن لوح زرين آريارمنه با اسناد و مدارك اثبات گرديده است: http://www.adyannet.com/news/16487

اثبات جعلي بودن لوح زرين آريارمنه: http://www.adyannet.com/news/16487 و تناقض منشور کورش با کتیبه بیستون: http://www.adyannet.com/news/16599

در پورد تناقض کتیبه بیستون و منشور کوروش که اشتباه بزرگی داشتی خود مردم بخونن متوجه میشن

سلام؛ از اينكه جناب كامبيز درباره من چنين و چنان قضاوت كردند، مسئول هستند. از همه خوانندگان عزيز درخواست ميكنم كه پرسش‌هاي من و پاسخ‌هاي جناب كامبيز را به دقت بخوانند و مقايسه كنند. سپاس

البته من بخدا قصد جسارت نداشتم .... فقط نظرمو گفتم ..... اگه باعث رنجش خاطرتون شدم پوزش میطلبم

سلام. خواهش ميكنم. به نظر من گفتگو محترمانه بود، و نيازي به عذرخواهي نيست. خوانندگان ميتوانند داوري كنند. سپاس

سامان جان .... بنده تا حالا توی عمرم به کسی بی احترامی نکردم و سعی کردم همیشه احترام خودم و شخص متقابلو نگهدارم ... ولی از انجا که انسان معصوم از گناه نیست ممکنه بعضی مواقع دچار اشتباه گویشی بشه ... بنده باز از شما پوزش میخوام. .... برای شما هم احترام خاصی قاعلم ... بنده را عفو بفرمایید. اگر جوابی در باره ی نظرات بنده دارید خوشحال میشم بخوانم

در آیین باستانی آریایی، دئوها پرستش می‌شدند. در برخی آیینهآ اهوره ها دارای مقام خدایی بودند. وقتی اشو زرتشت آمد، پرستش همه خدایان و ایزدان را ممنوع کرد و اهورامزدا را خدای یگانه خواند. و پرستش و فدیه به آنان را ممنوع کرد. اینکه کورش برای خدایان یا به فرض ایزدان قربانی و فدیه و پرستش می‌کند نشان می‌دهد که زرتشتی نبود.

این نظر شماست .... ولی سندیت ندارد

شما فلسفه ی قربان کردن و نذر کردن برای امامان را توضیح دهید؟؟( با اینکه در قران صراحتا امده نماز و تمام اداب و شعائر مذهبی فقط برای خدا باید انجام بشه )

اقای کامبیز گفتید رفتار کورش مثل زرتشتی‌ها بود. از روی رفتار شخصی کسی که نمیشه دین معلوم کرد. امروز خیلی از مسلمونها مثل بی دین‌ها رفتار می‌کنند خیلی از مسیحیا مثل یهودیا. خیلی زرتشتيها مثل مسلمونها. از روی رفتار نمیشه تشخیص داد. تو همون کورش نامه گزنفون میگه بخث وصیت کورش که کورش به بچه هاش میگه من از بچگی دزدی می‌کردم و مال بقیه رو به زور می‌گرفتم. خوب این رفتار زرتشتی هست؟

جناب پرسین گولد ... خواهشا اول یکم در مورد حرفایتان فکر کنید سپس صحبت کنید .... بنده کوروش رو فرد معصوم از گناه ندانستم که ... هر کسی ممکنه در زندگی کارای اشتباهی کرده باشه ... کوروش هم یک انسان معمولیست ... بعد این چیزی که شما میگی متعلق به زمان بچگی کوروشه(چه ربطی به عقاید زرتشتی داره)(کدوم بچه ایی ایست که اشتباه نکنه شما خودت در کودکی اشتباهی نداشتی ؟؟ اشتباهات تو ربطی به دیانت تو در سنین کودکی داره؟؟)(تورو خدا جوری صحبت نکنید که ...)... خیلی بچه ها حتی باهم دعواشون میشه حتی در بعضی مواقع سر یه موضوع ساده کار به کتکاریو دعوا میشه خب این میتونه ربطی به کفر یا موحد بودن ادم داشته باشه ؟؟در سنین کودکی بچه ها بخاطر کامل نبود فکر و عقل قادر به درک ب خوبی و بدی کاراشون نیستن و وقتی بزرگ و بلغ میشن افکار شکل میگیره و در بعضی مواقع عوض میشن. بچه ها طرز فکر ساده ایی دارند و تا وقتی که به بلوغ فکری نرسن نمیتونن فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدن و عقیدشونو انتخاب کنن.در ضمن کوروش میگه: ((هنگامیکه من پسربچه بودم(نه از بچگی تا بزرگسالی دزدی میکردم)، من هَمِِۀِ میوه ها را از دستِ پسربچه هایِ دیگر که بهترین ها شناخته میشُدند، کِش میرفتم؛ هنگامیکه من یک پسر جوانی شُدم، من از آنچیزی بهرهمند بودم که در میان مَردانِ جوان بهتر ازهمه به شمار میمد؛ و هنگامیکه من یک مَرد بُرنایی (بالغی) شُدم و...)) این نشون دهنده ی اینه که کوروش هم همانند مردمان عادی بوده و وقتی بزرگتر و بالغتر شده فکرش دگرگون گشته. بنده از این پس به این سوالا مضحک پاسخ نمیدم.

اقای کامبیز اینکه اون حرف رو مضحک دونستی خیلی خوبه!!!! این دقیقاً حرف خودتون هست که شما الان مضحک نامیدیش! چون به ضررتون شده!‌ شما اولش گفتی کورش رفتارش مثل میترائیستها نبوده و اهل قتل عام نبوده! پس میترایی نبوده! من هم گفتم اگر این حرف باشه، پس کورش که دزدی می‌کرده مگه رفتارش مثل زرتشتی‌ها بوده؟ مگه کورش هم مردم اوپیس رو قتل عام کرده رفتارش مثل اشوزرتشت بوده؟ شما یک نمونه به یار که اشو زرتشت برای ایزدان یا دئوها قربانی کرده باشه!‌ شما یک نمونه به یار که اشو زرتشت در مقابل بتها کوتاه اوده باشه و باهاشون به خاطر سیاست مبارزه نکرده باشه! رفتارهای کورش هیچ شباهتی با اشو زرتشت نداره

صدها بار گفتم که هر حادثه ایی رو مطابق با زمان خودش باید سنجید بعد نظر داد(چه بسا کارهایی در گذشته درست بوده ولی بر اساس معیار امروز غلطه ).... شما که خطاهای کودکی ادما رو پای دیانتشون میگذاری نشون میده که اصلا اهل بحث نیستی ... همانطور که مثالی عرض کردم که حضرت امیر(امام اولتون) گاه برای برقراری عدالت و .. دست به شمشیر میشدند چون شرایط ان زمان ایجاب میکرد .. .کوروش هم همینطوره ... اگه میشد و راهی داشت مانند مردم بابل از در دوستی و صلح در میامد و اگه ممکن نبود از در خشونت ... هر چیز بجای خود . من نظرات چندین دانشمند محترمو در مورد کوروش مطرح کردم که همه سندیت داره... در ضمن برادر نظر هرکس محترمه بنده نظرمو به هیچ عنوان تحمیل به کسی نکردم. فقط یه نکته ایی بهت بگم که توی بحث بالا بیای .. اولا زرتشت 3700 سال پیش ظهور کرد (1200 سال قبل از کوروش) بعد یک پیامبر بود (نه پادشاه ... وظیفه و جایگاه یک پیامبر با پادشاه خیلی فرق دراه) و وقتی مردم رو به دینش دعوت میکرد (بدون تحمیل عقیده) در ضمن بارها و بارها در گاتها به ازادی عقیده در انتخاب دیانت اشاره شده یعنی هرکس هر عقیده ایی بپذیره محترمه ولی نتیجش بپای خودشه(یعنی به عقاید کسی بی احترامی نمیکرد) (حرف کوروش در منشور و حتی در وصیت نامش : انسانها در پرستش خدا و تنخاب دین خود ازادند موید همین حرفه ) ... جنگ های کوروش جنگ های دینی نبود و هیچگاه عقیدشو تحمیل نکرد .... در بابل وقتی سخن میگفت با اصنام پرستان سخن میگفت میخواستی چیکار کنه دست به شمشیر ببره همه به زور یکتا پرست کنه؟؟ نخیر به عقیده ی انها احترام گذاشت و با زبان خودشون با انها صحبت کرد(این هوش و ذکائت او را میرساند و دقیقا با پیام گاتایی مرتبت است).

بله هر چیزی رو باید با زمان خودش سنجید. ولی من خوندم که زرتشت هم برای دینش جنگید. و آزادی عقیده‌ای که شما میگید ترجمه تحریف شده موبدان هست. در هر حال کورش که میاد خدایان رو پرستش میکنه این چه ربطی به شرایط زمان داره؟ این نشون میده که کورش یکتاپرست نبوده

در رابطه با عقاید کوروش سخن گفته ام گرامی و نیازی به تکرار نیست. شما ترجمه اقای پورداود رو نیز مشاهده بفرمایید جزو صحیحترین ترجمه هاست .به سخن خود میامبر اکتفا کنید تا دیگر کتب ها که در زمان های دیگر نوشته شده است

اگه از روی حرف و اعمال ادما نشه دشخصیت و دیانتشونو مشخص کرد چجوری باید بفهمیم طرف چه عقاید و چه طرز فکری داره؟

تو گفتی ((از روی رفتار شخصی کسی که نمیشه دین معلوم کرد و ...)) ... پس یزید هم که میمون باز بود و شراب میخورد و زن بازی میکرد و امام حسین(امام سومتونو ) رو کشت نمیتونه کافر باشه نه؟؟!!

سلام فرشید! منظورم از رفتارها، همانطور که در متن هم معلومه رفتارهای دینی تبود!‌ بلکه رفتارهای سیاسی اجتماعی بود. از روی اینها نمیشه دین رو تشخیص داد. خودت هم اینو میدونی چون چند تا سؤال پرسیدم جواب ندادی!

فقط از روی رفتارهای دینی میشه مذهب کسی رو تشخیص داد. رفتارهای سیاسی و اجتماعی کورش که معلوم نمیکنه دین کورش چی بوده. این معلومه آقای کورش

اقای به اصطلاح persian gulf ... متن مقالمو در مورد قتل عام اوپیس بخون بعد جواب بده ببینم چی میگی

سلام گرامي؛ کامنت شما به آدرس مربوطه منتقل شد: [http://www.adyannet.com/news/16452]

متأسفم خیلی زیاد واس این باستان گراها که چطور به یاو گویی افتادند. اولا اومدن با یک سری کپی پیستهای بی معنی جو رو شلوغش کردن ! بعد هم شروع کردن به استدلال های مزخرف و بچگونه که نشون داد در قعر ناتوانی علمی و عقلی به سر می برن. گزنفون گفته کورش ، خدایان رو پرستش میکرد . اما این باستان گراها رفتن ب ترجمه خشایار رخسانی که سر و تهش جعلیات و خیانت به اصل متن گزنفون هست رو ملاک قرار دادن ! شما برو کل ترجمه های رسمی دنیا رو بخون. نوشته کورش خدایان رو پرستش میکرد ولی رخسانی خائن و دروغگو اومده کلمه خدایان رو به خدای یکتا ترجمه کرده !! تو روز روشن دروغ میگه و یه مشت مثل خودش هم دنبالش تأییدش میکنند ! در حالیکه حقیقت برای دنیا روشن هست. و فقط کورش پرستان افراطی دارن زور بیخود میزنن که قضیه رو انکار کنن. بعدش هم کورش پرستان البته کوتاه اومدن و گفتن منظور از خدایان، همون خدا + فرشتگان هست !!!!!!!!!!!!!!! آدم دهنش از این همه حماقت کورش پرستان باز میمونه ! اگر اینجوره پس ابوسفیان و کفار مکه هم که خدایان رو پرستش میکردن باید یکتاپرست باشن ! یعنی خدا + فرشتگان رو پرستش میکردن !!!! به همین راحتی !!! کار کورش از توجیه گذشته ! باستان شناسان هم دیگکه قبول دارن که کورش چندگانه پرست بود (مثل نماد بعل و مردوک در منشور و کاخ کورش ). اما جریان فراماسونری دارند جوونهای این مملکت رو فریب میدن و از کورش قاتل چندگانه پرست که در زندگیش به همه کشورهای همسایه تجاوز کرد، یک اسطوره ساختن . کورش اگر واقعا آدم خوبی بود، فردوسی در شاهنامه بین شاهان ازش یک اسمی میآورد ! ولی دریغ از یک اسم ! حتی موبدان زرتشتی هم ابدا اسمی از کورش به عنوان شاه ایران یا شاه جهان نیاوردند.

شما نظرت مهترمه اما فقط برای خودت/ اما اون حرفی که در مورد فردوسی زدی ....یعنی میخوای بگی فردوسی اوردن نام کوروش را در شان شاهنامه نمیدونسته ؟؟، پس یعنی فردوسی اونجوری که دوست داشته تاریخ کشورشو نوشته؟؟ یعنی بنا به ذوق و پسند شخصیش ، نکته ها یی را که به ان علاقه نداشته رو نادیده گرفته و مواردی رو در شان شاهنامه ندونسته؟؟، اگه منظورت اینه ... این یک توهین به فردوسی نیست ؟؟ با این برداشت اثر فردوسی دیگه ارزش تاریخی داره؟؟ با این حرفت خوب فردوسیو خراب کردی.

آقای فرشید به نظر شما چرا اصلاً فردوسی اسمی از کورش نبرده؟ جز اینکه اون رو در شأن ایران و ایرانی نمیدونسته؟ تو یک نظری خوندم که به نظرم درست اومد کورش اون قدر به یهود خدمت کرد به ایرانی‌ها نکرد و اصلاً فردوسی کورش رو در شأن این نمیدونست که ازش اسم بیاره و ازش تمجید کنه

خب با این حرفی که شما زدی کلا فردوسی رو تخریب کرد برادر.بقول خود شریفتان تاریخنگار نباید به حسب دلخواه تاریخ را بنویسد. باید انچه را که بوده بیان کند نه انچه که مورد پسند یا دلخواه اوست.مثلا در شاهنامه کیکاووس با اینکه بسیار جوانمرد مرد است اعمال موزیانه ایی هم دارد.و در خیلی جاهای دیگر فردوسی حتی نکته منفی رفتار پادشاهان ساسانی رو بیان میکند این نشان میدهد فردوسی بدون وارد کردن نظرات شخصی تاریخ را منصفانه نگاشته(حالا انچه را که میپنداشته درسته و سندیت داره ) او میتوانست از کوروش اسم بیاورد و نکات مثبت و منفی او را بیان کند همانند کیکاووس. این نشان میدهد یا فردوسی با نام کوروش اشنا نبوده(مثل خشایار شاه و ...و پادشاهان ایلامی که نامی ازشون در شاهنامه نیست ) یا بصورت شاهان پیشدادی اورده . در ضمن کوروش یهود را ازاد کرده باشد چه اشکالی داره؟؟مگر نه اینکه هرکاری بر روی زمین(طبق عقاید شما ) با خواست پرور دگار انجام میشود؟ ، پس ازاد سازی یهود بدست کوروش خواست خدا بوده. یقینا هرکسی بد مطلق یا خوب مطلق نیست.هرکسی کار اشتباه و درست دارد. چرا بر تمام افراد یهود(در 2500 سال پیش ) مهر باطل میزنید ؟؟مگه نه اینکه در ان زمان پیامبران الهیی همانند دانیال نبی در اسارت بودن؟؟ اینگونه قضاوت کردن با پیشداوری کار کسی که اهل بحث منصفانه است نیست.

ممنون آقای persian gulf خواستم تو بحثها شرکت کنم ولی دیدم به خوبی نظراتی رو نوشتید که تقریباً موافق نظر من هست. کورش واقعاً زرتشتی نبوده و یکتاپرست هم نبوده

مقاله رو خوندم. نظرات رو هم خوندم. مخالفین مقاله دو حرف اصلی برای نقد مقاله زدن. یکی اینکه در ترجمه خشایار رخسانی اصلاً کلمه خدایان نیومده و فقط درباره کورش و خدای یکتا حرف زده شده. درباره این اشکال اقای سامان به نظرم عالی جواب دادن که در ترجمه‌های رسمی جهانی و ترجمه‌های فارسی همیشه کورش خدایان رو پرستش می‌کرد. فقط خشایار رخسانی که یک شخصیت مجهول هست بر خلاف متن کتاب گزنفون، کلمه خدایان رو به صورت خدای یگانه ترجمه کرده و این کار خشایار رخسانی خیانت در ترجمه و تحریف تاریخ هست یعنی به قول آقای سامان، خیانت در امانت کرده و متن رو تغییر داده. پس همون ترجمه‌های بین المللی درست هست که کورش "خدایان" رو پرستش می‌کرد. اشکال دوم هم این بود که کورش خدایان رو پرستش نمی‌کرد. یعنی منظور از "خدایان" همون اهورامزدا + فرشتگان هست. در جواب این هم میگیم که گزنفون میتونست بگه خدا و فرشتگان. چرا گفت خدایان؟ بعدش هم اگه اینجور حساب کنیم پس عربهای بت پرست هم همینجور بودن خدا + فرشتگان!! مثلاً! همه بت پرستها میتونن این رو بگن. تو کورش نامه گزنفون هم اومده که کورش همه این خدایان رو دارای قدرت مطلق میدونست (کتاب ۱ فصل ۶) این یعنی واقعاً خدایان رو قبول داشت.

در این باره نیز قبلتر سخن گفته شده گرامی نیازی به تکرار نیست

گزنفون میگه کوروش طبیعی مرد نه در جنگ پس گفتا رشما ها که در جنگ با مساگت ها کشته شد خالی بندیه

تعحب آور نیست که شما بی سواد ها وصیت کوروش در کوروش نامه گزنفون را ندیده باشید و اصلا از شباهت آن به اندرزهای کیخسرو در شاهنامه اطلاع نداشته باشید... بنابراین وصیت کوروش را جعلی می خوانید لازم نیست لینک مطالب پر اشکال خود درباره کیخسرو بر اساس اوستا پیش از کوروش بوده است را نشان دهید. پژوهشگران و تاریخ دانان مدت هاست که به این مسائل پاسخ داده اند

کورش ! از تو کودن بیسواد هم تعجب آور نیست که دو چیز کاملا بی ربط رو به هم ربط میدی !!!!! کورش هخامنشی 1500 سال بعد از کیخسرو زندگی میکرده ! حالا چون چند تا جمله شبیه هم از اینها نقل شده اونها رو ب هم ربط میدی !!!!!! و اون قدر بیسواد و متعصب و کندذهن هستی که حتی حاضر نیستی اون مقاله رو بخونی ! عمر بن خطاب قبلا یک بار به تو و امثال تو یاد داد که به مادرت احترام بذاری ! الان باز هم اون شمشیر عمر باید بالای سرت قرار بگیره تا حقیقت رو بفهمی ! ضمناً !!!!! مطلب رو بخون و اگه "تونستی" جواب بده ! اگه عرضه جواب دادن نداری بهتره دست پیش نگیری ! چون پس افتادنت رو نمیتونی انکار کنی !!!!!! صدای پارس میاد...

سلام،نمی دانم کوروش ستیزی از چه زمانی اغاز شده کوروش را باید فرا از دین و ائین نگریست شخصیتی که اولین دموکراسی جهان را پایه گذاری کرد در زمانی که بخش عمده ای از جهان امروزی شناخته نشده بود و در ان بخش شناخته شده نیز حرف اول و اخر را توحش می زده . ایشان به مانند یک منجی رفتار کرد. انانکه 17 سروده زرتشت را خوانده اند می دانند که اهورامزدا شش فرشته را برای کمال انسان نام برده و معرفی کرده و دائما انسان را توصیه به پیروی از انان کرده لذا انسان زرتشتی دائما خود را با ان شش صفت باز خوانی می کند مثل ما شیعیان که به ائمه توسل می کنیم البته زرتشتیان مدرن انرا شش صفت یا مفهوم می دانند که انسان مومن با درک انها به کمال خواهد رسید و کمال مطلق همانا پروردگار یکتاست. منتقدین کوروش و سلسله های پادشاهی هخامنشی و اشکانی و ساسانی نتوانستند حتی یک بت یا لوح پیدا کنند که نسبت ثنویت را به اجدادمان بدهند اما بنظر حقیر هر چه را می پرستیدند بهترین وام داران تمدن بشری بودند . ملتی بودیم که دستاوردهای تمدنهای پیشین را حفظ کردیم که انرا بسط و گسترش دادیم . و امروزه جهانیان ما را بر اساس عملکرد انان صاحب تمدن می دانند و سر تعظیم فرود می اورند همان بس که امریکایها برای تدوین و تنظیم قانون اساسی خود به منشور کوروش مراجعه کرده اند . همان بس که در قلمرو پادشاهی کوروش هر کسی از هر دین و ائین می توانسته با اسودگی و ارامش زندگی کند همان بس که هویت ایران و ایرانی به شخصیت کوروش گره خورده . همان بس که در ان دوران کسی جرات تکفیر کسی را نداشته است نشانده ان بوده که اجداد باستانی ما مردمانی بهتر از ما بودند و یقینا در مسیر درست تاریخ قرار گرفتند. من با متن جناب فرشید موافقم. گزنفون یونانی بوده و یونانیها خدایان متعددی را می پرستیدند و یقینا درک درستی از 6 فرشته ائین زرتشت نداشته است. و اینطور تلقی شده که فرشته ها همان خدایان هستند خاصه انکه گزنفون در دوره اردشیر اول به ایران پناهنده شده و اصلا کوروش را ندیده و درک نکرده است . و صد البت که منویات خود را در نوشته هایش دخیل کرده است انانکه که به شدت با گذشته و اجدادشان مشکل دارند بدانند که ما مردم ایران در این زمان هم با وصف مسلمان بودن حتی نمی توانیم شخص دیگری را با دین و ائین متفاوت تحمل کنیم او را کافر می دانیم و ..

هیچ کس بخاطر افرادی چون کوروش و داریوش و ... ایران و ایرانیان را متمدن نمی دانند، بلکه، متمدن خواندن ایرانیان بخاطر وجود مردم و ایرانیان در طول تاریخ است. براستی، شما این اطلاعات در مورد کوروش را از چ منبعی بدست آورده اید؟ آیا غیر از مورخین یونانی و ... بوده است؟

گزنفون اصلا در زمان کوروش نبوده بلکه 400 سال بعد از کوروش زندگی کرده ونوشته هاش معتبر نیست برو تاریخ هرودت بخون که 30 سال بعد از کوروش نوشته شده

سلام. با تشکر از لطف شما... پیرامون مرگ کورش از نگاه هرودوت: [http://www.adyannet.com/fa/news/16058]... همچنین تصوير مربوط به تاريخ هرودوت، بلايی كه كورش بر سر مردم بابِل آورد: فقر و فحشاء در بابِل: [http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/876567.jpg]

اگر تاریخ هرودوت رو قبول دارید، خیلی مطالب هست که در تاریخ هردوت آمده و ممکن است بعدها موجب آن شود که شما تاریخ هرودوت را هم رد کنید مانند ازدواج کمبوجیه با خواهر خود. ولی امروزه غالب تاریخ گزنفون را قبول دارند و به آن استدلال می کنند. بطور کلی از زمان هخامنشیان و کوروش منابع زیادی وجود ندارد، و اگر گزنفون هم از آن کم شود، دیگر منابع زیادی نیست.

با سلام ؛ بررسی کاملتر شرک کورش در کورش نامه : « http://offer13.blog.ir/post/201 » با استناد به دو ترجمه انگلیسی ؛ البته متأسفانه در ترجمه آقای خشایار رخسانی در قریب به بالای 90 درصد موارد ، بجای واژه خدایان واژه خدا یا پروردگار آمده است .

سلام. از خشایار رخسانی فقط یک اسم شنیدم. همین و بس. اینکه او کیست... و اصلا آیا شخصیتی واقعی است یا خیر را هم تحقیق نکردم. اما ترجمه او از کورش‌نامه شدیداً دروغین و خلاف واقع است. برای نمونه همین که شما گفتید... همه جا خدایان را به خدا ترجمه کرده است.

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.