مسیحیت
کتاب های تبشیری فراوانی در سطح جوامع مختلف عرضه شده که رسالت اصلی آنان، دعوت به مسیحیت انحرافی است. انحرافی بودن این نوع از مسیحیت به این خاطر است که در کتابهای تبشیری به مطالبی استناد میشود که در سیرهی عیسی مسیح به عکس آن عمل شده است. «پرسشهای جوانان، پاسخهای مفید» یکی از این کتابها است.
حواريون مسيح، بعد از او، مسئول هدايت مردم بودند و مسيح (عليهالسلام) پطرس را بهعنوان جانشين خود معرفی میکند درحالیکه تمام مسيحيان از پولس اطاعت میکنند، پولس در تبليغات خود نسبت به حکومتهای زمان ناتوان بود و همه آنها را قدرت خداوند معرفی میکند و به جناب پطرس كه برگزيده مسيح است، اهانت میکند زيرا پطرس را مانع تحقق اهداف خود میدانست.
وقتي يهوديان برای دستگيری عيسی (عليهالسلام) اقدام كردند، اناجيل متی و يوحنا، نحوه دستگيری او را به دو طريق متفاوت ذكر کردهاند، يكجا يهوديان بهواسطه يهودای اسخريوطي او را شناختند و در جای ديگر بدون دخالت او، مسيح را شناختند، همين مطلب میتواند ثابت كند كه اناجيل كنونی توسط حواريون نوشتهنشدهاند و قابلاعتماد نيستند.
مسیحیان نه تنها در تحریف کتاب مقدس خود مهارت خاصی دارند، بلکه در تحریف شخصیتها نیز تبحر خاصی داشته و دارند. آنان برای پیشبرد اهداف انحرافی خود دست به تحریف یکی از شخصیتهای بزرگ مسیحیت به نام برنابا زده و علیه ایشان تبلیغات منفی گستردهای را شکل دادهاند. اما به راستی برنابا به استناد کتاب مقدس کیست؟
فدا از اعتقادات مهم مسيحيت محسوب میشود به اين معنا كه به سبب گناه آدم و حوا، همه انسانها، فاسق به دنيا میآیند و مسيح (عليهالسلام) هم برای پاك كردن اين گناهان به دنيا آمد! اما چند اشكال مهم و بیپاسخ در اين خرافات وجود دارد، مثلاً چرا خود مسيح اين اعتقاد مهم را بيان نكرد و شخصی به نام پولس كه هیچگاه مسيح را ندید، اين كار را میکند؟!
از زمان بعثت پیامبر اسلام (ص) تا کنون همواره بر سر سرگذشت و تاریخ زندگی مریم و عیسی (ع) بین مسلمانان و مسیحیان اختلاف بوده است. هر کدام از این دو گروه نظر خاصی در مورد این دو شخص برجستهی تاریخی داشته و نتیجهی خاصی نیز حاصل میشد. اما به راستی نظر اسلام در مورد داستان زندگی مریم و عیسی (ع) چیست؟
کتاب مقدس مسیحیان بدترین تهمتها و ناسزاها را در حق انبیای الهی بیان داشته است. و این در حالی است پیامبران معصوم بوده و عصمت آنان اشتباه و اغلاط محتوایی کتاب مقدس و در نتیجه سستی استدلال به آن را اثبات میکند. حال باید آیا عقل حکم به معصوم بوده پیامبران خواهد کرد تا نتیجهی مذکور حاصل شود؟
اسماعیل اسلوام اسقف تازهمسلمان کلیسای پروتستان سنت جان در ایالت ویرجینیا آمریکا درباره دلیل تشرف خود به اسلام گفت: «همواره از خودم میپرسیدم که چرا پسر خدا باید بر روی صلیب کشته شود؟ مگر وی از جنس خدا نبود؟ پس چگونه مثل خدا نباید از مرگ دور میماند!» اسلوام در ادامه افزود: «اینکه در مسیحیت گفته میشود، ایمان بیاور تا رستگار شوی! بدون اینکه دلایل عقلی برای ایمان بیان شود، باعث شد که در حقانیت انجیل کنونی شک کنم و به مطالعه بیشتری دراینباره بپردازم.»
مسلمانان معتقدند که هیچ پیامبر زنی برای هدایت بشر از سوی خداوند ارسال نشده است. اما کتاب مقدس معتقد است چند زن به عنوان پیامبر از سوی خداوند مبعوث شدهاند. یکی از این پیامبران زن، مریم خواهر حضرت موسی و هارون است. کتاب مقدس نسبتهای ناروایی را به این پیامبر زن زده است.
داستان کتاب مقدس ازاینجا جالب میشود که پیامبر سالخورده پس از معرفی خود بهعنوان پیامبر و اولیای الهی، به آن نبی اهل یهودا بهدروغ میگوید که به من از جانب خداوند پیغام رسیده که تو را پیدا کنم و به خانهی خود ببرم و به تو آبونان و غذا دهم. پسازآنکه پیامبر سالخورده، آن پیامبر را به خانهی خود میاورد، از جانب خداوند به او وحی میشود که به مهمان خود بگو چون از دستور خدا سرپیچی کردی، مستحق عقاب و سرزنش و مجازات خواهی شد.
اقتصاد در زندگی اجتماعی، بهعنوان يكی از اصل جدایی ناپذیر محسوب میشود و از نشانههای كامل بودن دين اسلام اين است كه در كنار مسائل مهم ديگر، به مسئله اقتصاد هم توجه كرده است و آن را مهم میشمارد، اما كتاب مقدس مسيحيان، اقتصاد را برای مردم مايهی بدبختی و دور شدن از ملكوت خداوند دانسته است.
در بخشی از کتاب مقدس چنین ادعا شده است که عیسی مسیح به شاگردان خود قدرت خارج کردن الواح ناپاک را از بدن مردم و شفای بیماران را عطا کرده است. جالب آنکه در بخشهای دیگر کتاب مقدس درست نقطه مقابل این ادعا بیان شده و تصریح شده است که شاگردان عیسی مسیح قدرت شفای بیماران را نداشتهاند.
در جای جای کتاب مقدس مسیحیان، وجود تناقض و اختلافات مشهود است. حکم قطع درختان میوه یکی از موضوعات مورد اختلاف کتاب مقدس است. در بخشی از کتاب مقدس قطع درخت میوه در شرایط جنگی ممنوع اعلام شده و در بخشی دیگر از همین کتاب خداوند وعدهی قطع درختان را توسط مردان پیامبر خدا داده است.
قرآن كريم در آيات متعدد، مطالبی را بيان فرموده است كه دانشمندان بعد از سالها توانستهاند بخشهایی از آن را درك كنند اما در كتاب مقدس و در بخش خلقت جهان، مطلبی درباره آفرينش خورشيد و گياهان آمده است كه ازنظر علمی کاملاً مردود است، مطالب اینچنینی میتواند دليل مناسبی در سست بودن كتاب مقدس مسيحيان در كنار دلايل ديگر باشد.