مسیحیت
يوحنا در كتاب مكاشفه خود حضرت مسيح (عليهالسلام) را طوری برای مخاطبين طراحی كرده است كه حتی تصور آنهم موجب اهانت به ساحت مقدس مسيح است، شخصيتی شبيه به يك بره با هفت شاخ و هفت چشم!
در مجله كودكانه سبزك، اين عقيده خرافی تورات برای كودكان گفتهشده كه خداوند هنگام خلقت انسان (نعوذبالله) نمیدانست او نياز به همسر دارد و ابتدا برای همراهیاش حيوانات را پيشنهاد میکند!
در یک مجله کوکانه بهنام مجله سبزک، داستان حضرت ابراهیم (علیهالسلام) طوری بیان شده که کودکان هم این دروغ را باور کنند که اسحاق اولین فرزند ابراهیم بوده، اما کودک بیچاره مسیحی نمیداند که کتاب مقدسشان هم گفته است اسماعیل فرزند اول ابراهیم است.
کشتن کودکان و شیرخوارگان، جنایتی است که نویسندگان دروغگوی کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، آن را به خدا نسبت دادهاند. آموزههای اسلامی مجاهدان را از این کار نهی کردهاند.
در كتاب مسيحيان، داستانهای تاريخی با اختلاف بسيار زيادی ذکرشده است مثلاً در داستان جنگ حضرت داود(عليهالسلام) تعداد کشتگان بنیاسرائیل را با سيصد هزار نفر اختلاف بيان كرده است و همين اختلافات ساده اعتبار اين كتاب را كمتر میسازد.
مسيحيان ادعا میکنند ايمان داشتن به خدا بودن حضرت مسيح (عليهالسلام) برای نجات مردم كافی است و اين ادعا را از سخنان پولس گرفتهاند، درحالیکه پولس در نامههای خود مردم را به انجام كارهای پسنديده دعوت كرده است؛ و اين تناقض در گفتار پولس است؛ و خودش هم اين خرافه را باور نداشته است.
کتاب مقدس مسیحیان، پیروان خود را به رعایت احکام شرعی گوناگونی امر کرده است. یکی از این احکام، پرداخت زکات است.
تورات داستان شكست قوم اشعيا را آورده است كه خداوند به اشعيا دستور میدهد سه سال در ميان مردم عريان باشد! و ظاهراً اين كار هم تنها برای پيشگويي شكست اين قوم است! اما اين دستور غیرمعقول نمیتواند از طرف خداوند حكيم باشد.
در كتاب مسيحيان با سه ترجمه متفاوت، داستانی درباره صندوق عهد آمده كه اختلاف روشن و مضحكی در آنها هست، و نمیتوان فهميد كه خداوند مردم را به دمل مبتلا كرد يا خراج و يا بواسير؟! بنابراین ترجمههای نخستین این کتاب هم دارای چنین مشکلاتی بوده که نتیجهاش ورود خرافات زیاد در دنیای مسیحیت شده است.
در كتاب مسيحيان اختلافات بسيار زيادی يافت میشود كه حتی مفسران كتاب مقدس هم به اين اختلافات اعتراف کردهاند، مثلاً دو بخش از تورات، بيست سال در بيان سن اخزيا هنگام منصوب شدن به پادشاهی در بنیاسرائیل، اختلاف دارند.
يك كشيش مسيحی در پاسخ به اين سؤال كه چرا بايد كتاب مقدس را بخوانيم، يك پاسخ الهياتی داده است كه اين كتاب، كلام خداوند است! اما به دلايل فراوانی میتوان ثابت كرد كه اين كتاب، نهتنها كلام خدا نيست بلكه ارزش مطالعه كردن هم ندارد و خواندن آن موجب گمراهی مردم خواهد شد.
پایبند نبودن به احکام در مسیحیت، از زمانی شروع شد که پولسِ نوکیش، برای راحتی نوکیشان دیگر، عمل به برخی از احکام سخت را غیر ضروری دانست.
خداوند ظالم نيست و ظلم را هم گناه بزرگی میداند، كتاب مسيحيان، داستان جنگ موسی (عليهالسلام) را آورده است كه ايشان دستور میدهد زنان و پسران اسير را هم بكشند! اما در قرآن كريم به آزادی و اطعام اسيران دستور دادهشده است.
برخی از افراد معاندی که نتوانستهاند عظمت اسلام را ببینند، سعی کردهاند با فرافکنی و زدن تهمتهای ناروا، چهرهی نبیّ گرامی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را به خاطر تعدد زوجات ایشان، تخریب کنند.