عکس
مراد از طیببین، طیبات، خبیثین و خبیثات، (در آیه 26 سوره نور) زنان طیب برای مردان طیب و زنان خبیث برای مردان خبیث است، ولی طیب را به معنای عام خود را نگرفتهاند، بلکه گفتهاند مراد از طیب و طیبات، زنان و مردانی که عمل فحشاء انجام نمیدهند و مراد از خبیثات و خبیثین، زنان و مردانی که عمل فحشاء انجام
مراد از آیه 26 سوره نور، «کلام» است، یعنی کلام طیب، برای افراد طیب و کلام خبیث، از افراد خبیث است؛ اهل تسنن، خود روایات فراوانی در این زمینه در ذیل این آیه ذکر کردهاند؛ مجاهد و قتاده میگویند: خبیث از کلام، برای خبیثین از مردم است و طیب از کلام، برای مردم طیب است.
ابوبکر جزایری در تفسیر آیه 11 سوره عنکبوت نگاشته است که: این آیه، در شأن مردمی نازل شده که در مکه بودند و ایمان آورده، بلکه از آن نیز اعلام کرده بودند، مشرکین آنها را در سختی قرار میدادند، پس آنها روی به نفاق میآوردند؛ پس حق تعالی با این آیه، از آنان خبر میداد اگر مشرکین آنها را آزار و اذیت
سیوطی در تفسیر خود از ضحاک نقل کرده که در تفسیر آیه 11 سوره عنکبوت گفته است که: مردمی از منافقین در مکه ایمان میآوردند، پس اگر اذیت میشدند و بلایی از مشرکین به آنها میرسید، به جهت ترس از کسانیکه آنها را اذیت میکردند، به کفر و شرک باز میگشتند و آزار و اذیت مردم در دنیا را همانند عذاب خداوند
در صحیح بخاری، روایت عجیبی از نماز جماعت پیامبر نقل کردهاند: «از سهل بن سعد سؤال کردند که منبر پیامبر از چه چیزی ساخته شد؟
یوسف الرفاعی، از علمای معاصر اهل سنت، میگوید: شما به تخریب خانه امالمومنین خدیجه کبری، اولین حبیبه پیامبر، رضایت دادید و هیچ عکسالعملی از خود نشان ندادید؛ با اینکه آن مکان، محل نزول وحی قرآن بود و در برابر این جنایت، سکوت اختیار کرده و رضایت دادید که آن مکان مقدس، به دستشویی و توالت مبدّل شود
حسنی فاسی، متوفای 832 قمری میگوید: خانه امالمؤمنین حضرت خدیجه، همسر پیامبر، از عقیل خریداری شد؛ در این خانه، پیامبر اکرم با ایشان زندگی میکرد؛ فرزندان پیامبر در این خانه بهدنیا آمدند، و در آن از دنیا رفتند؛ آن محل در قدیم به بازار عطارها در مکه معروف بود؛ اکنون محل تولد حضرت فاطمه مشخص است و
یوسف الرفاعی، از علمای معاصر اهل سنت، میگوید: شما وهابیان در این سالها اخیر تصمیم گرفتید نیات شوم خود را از طریق تهدید و انتقام پیاده کنید، تمام تلاش خود را جهت نابودی محل ولادت رسول گرامی (صلیاللهعلیهوآله) به کار بستید، حتی از شخصیتها و علماء بزرگ سعودی مجوز ویران کردن آن مکان مقدس را گرفتی
یوسف الرفاعی، از علمای معاصر اهل سنت، میگوید: در کتب وهابیان، مجلات و نشریات ایشان، تکفیر موحدان و مسلمانان، فراوان به چشم میخورد و این اتهام به شرک جایز نیست.
نصیحه لاخواننا علماء نجد، یوسف الرفاعی، ص28.
جمیل صدقی زهاوی، از علمای اهل سنت عراق مینویسد: «به درستیکه وهابیت تمام مسلمانانی را که با آنها مخالف بودند را تکفیر کردند، شهرهای آنان را بلاد حرب اعلام کردند و خونشان را هدر و اموالشان را حلال و مباح دانستند.»
الفجر الصادق فی الردّ علی الفرقه الوهابیه المارقه، جمیل صدقی زهاوی، ص58.
محمد بن عبدالله نجدی مینویسد: بین محمد بن عبدالوهاب و پدرش اختلاف بود، و با اینکه محمد، بعد از مرگ پدرش، دعوت خود را آشکار کرد، اما برخی از اهل علم به من خبر دادهاند که پدرش بر او غضبناک بود؛ زیرا راضی نبود که او همانند پیشینیان و اقوامش مشغول به درس فقه شود و به زیرکی در مورد وی فهمیده بود که
مولوی عبدالرحمن سربازی میگوید: «خانه حضرت خدیجه کبری (رحمةاللهعلیها) که تا به حال برایم مجهول است، با وجود تفحص و تلاش به آن راه نیافتم، سالها قبل، یک محل منهدم شدهای را نشان میدادند که در این حدود است، ولی از سال 1368شمسی، کلیه آن منطقه تخریب و در قسمتی از آن برای نمازخانه، جزء توسعه بدون
ابن بشر از بزرگترین تاریخنگاران وهابیت است که خود از شاگردان محمد بن عبدالوهاب بوده و تاریخنگاران وهابی او را قبول دارند. او در تاریخ خود میگوید: سعود بن عبدالعزیز در سال 1217 هجری قمری با یورش به مکه، دستور تخریب قبهها و گنبدهای واقع بر قبور را داد.
نوهی محمد بن عبدالوهاب، در کتاب خود میگوید: ابن مسعود گفته است که اگر شخصی سوگند دروغ به خداوند یاد کند، بهتر از آن است که سوگند راست به غیر خدا یاد کند.
فتح المجید فی شرح کتاب التوحید، عبدالرحمن بن حسن بن محمد بن عبدالوهاب (آلشیخ)، ص393.