اسناد
سیوطی از جزری شافعی، عالم قرن نهم اهل سنت، نقل میکند که در کتاب «التعریف بالمولد الشریف» آورده است: روایت تخفیف عذاب ابولهب را (که به خاطر خبر تولد پیامبر، کنیزش را در راه خدا آزاد کرد) در جنهم ذکر کرده و پس از آن تصریح میکند، اگر کار ابولهب کافر، باعث تخفیف عذاب وی شود، پاداش آن مسلمان موحدی ک
صالحی شامی در نقد کلام یکی از کسانیکه جشن ولادت پیامبر را صحیح نمیداند، میگوید: برگزاری جشن ولادت نبی مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله)، جز به قصد شکر در این ماه شریف برگزار نمیشود، این معنای نیت جشن میلاد است، پس این نیت، بدون شک خوب و قابل ستایش است.
دمياطی میگويد: نيكو است كه از جانب خود عقيقه کنیم؛ چنانچه در روايتی نقل شده كه رسول خدا از جانب خودش بعد از بعثت عقيقه انجام داد؛ ادعای نووی بر بطلان اين روايت مردود است، بلكه اين روايت، حديث حسن است.
حاشية إعانة الطالبين علی حل ألفاظ فتح المعين، دمیاطی، ج2، ص560.
مقدسی میگوید: «انس نقل میکند که پیامبر پس از مبعوث شدن به رسالت، از طرف خود عقیقه کردند، که سند این روایت صحیح است.»
الأحاديث المختارة، ضیاءالدین مقدسی، ج5، ص205.
مقاله: «پیامبر اکرم در سالگرد ولادتش، قربانی كرد»
بیهقی نقل میکند: رسول خدا (صلیاللهعليهوآله) بعد از رسيدن به مقام نبوت، از جانب خودش عقيقه (قربانی) کرد.
سیوطی مینویسد: «ولادت پیامبر بزرگترین نعمت بر ما است و وفات ایشان بزرگترین مصیبت است و شریعت ما را مأمور به اظهار شکر نعمت کرده است و شریعت ما را مأمور به صبر در مصائب کرده است. همچنین شارع امر کرده است که در ولادت عقیقه کنیم. عقیقه کردن نیز اظهار شکر و شادی است به جهت مولود.
نسائی نقل میکند: «از بهترین و با فضیلتترین روزها، روز جمعه است. حضرت آدم در آن روز خلق شده است و در همین روز حضرت آدم وفات یافته است.»
سنن نسائی، نسائی، ج3، ص91.
سخاوی شروع برگزاری مراسم جشن میلاد پیامبر اکرم را بعد از قرن سوم میداند و مینویسد: تمامی مسلمانان در سراسر سرزمینهای اسلامی و شهرهای بزرگ در ایام تولد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) مراسم جشن و سرور برگزار میکنند و در همان شبها با دادن صدقات مختلف و خواندن مولودی به جشن و شادی میپردازند.
ابن قُتَیْبَه میگوید: «عمر افراد داخل خانه را تهدید به آتش زدن خانه میکرد که با اعتراض مردم مواجه شد، مردم گفتند: ای اباحفص! فاطمه سلاماللهعلیها در خانه است، ولی خلیفه دوم گفت: هرچند فاطمه داخل خانه باشد، من این کار را خواهم کرد.»
الإمامة والسياسة، ابن قتیبه دینوری، ص30.
بلاذُری میگوید: «ابوبكر سراغ علی علیهالسلام فرستاد تا بیعت بگیرد و او بیعت نكرد. عمر با آتش آمد و فاطمه سلاماللهعلیها او را بر آستانه درب دید. فاطمه فرمود: پسر خَطّاب! آیا تو دربِ خانهام را به آتش میكشی؟! عمر گفت: آری!»
أنساب الأشراف، بلاذری، ج2، ص268.
ابن شَحْنه میگوید: عمر سوی خانه علی آمد تا خانه را با اهلش بسوزاند.
روضة المناظر، ابن شَحْنه، ص18.
مقاله: «شهادت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)»
زمانی که عبیدُالله بن زیاد، امام حسین (علیهالسلام) و اصحاب او را به قتل رساند و سرهای آنان را برای یزید فرستاد، ابتدا یزید از این عمل شاد و خرسند شد، اما طولی نکشید که از کشته شدن آنها نادم شده و همواره میگفت: خدا لعنت کند ابن مرجانه، یعنی عبیدالله بن زیاد را که او حسین را به عسر و حرج و اضطرا
بعضی از دشمنان امام حسین (علیهالسلام) در کربلا خطاب به ایشان دارند: (یا حسین! یا کذّاب ابن کذّاب.)
آیا این افراد، شیعیان امام حسین (علیهالسلام) بودند؟
الکامل فی التاریخ، ابن أثیر، ج3، ص423.
قاتلان امام حسین (علیهالسلام) در کربلا به حضرت خطاب میکردند و میگفتند: این جنگ و قتال ما با تو از روی دشمنی و عداوت با پدرت علی بن ابیطالب است.
ینابیع المودة، قندوزی، ج3، ص80.