سلفیت و وهابیت
هجوم به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن خانه مطهر، از مسلمات ننگین در تاریخ اسلام است. عمر با آتش زدن خانه سبب شهادت صدیقه طاهره (س) شد. اما مقایسه این عمل شیطانی با افسانه آتش زدن خانه قریش به دست پیامبر (ص) قیاس مع الفارق است. هیچگاه سوزاندن خانههای کسانی که امر مستحبی نماز جماعت را کنار گذاشتهاند، با روح رسالت الهی سازگاری ندارد.
خداوند متعال برای خانه انبیاء الهی، احترام ویژه اى قائل شده است و ورود بدون اجازه به خانه آنها در قرآن نهی شده است و پیامبر (ص) در پاسخ به ابوبكر که پرسید: آیا خانه علی و فاطمه (سلاماللهعلیهما) نیز از همان خانهها است؟ حضرت فرمود: آری! از برترین آن خانهها است.
از نشانههای مظلومیت حضرت زهرا (س) تشییع و دفن شبانه ایشان توسط امیرالمؤمنین (ع) است. عدم رضایت صدیقه طاهره (س) از خلفای اهل سنت سبب آن شد تا شبانه بدن مبارک حضرت به خاک سپرده شود و فقط تعداد انگشتشماری از صحابه توسط امیرالمؤمنین علی (ع) از مراسم تدفین حضرت زهرا (س) مطلع شدند.
اهانت به مقدسات اسلامی خط قرمز هر مسلمانی است که در دل خود محبت اهل بیت (ع) را دارد. توهین اخیر آقای گرگیج به ائمه اطهار (ع) دسیسهای بود که ایشان را دانسته و یا ندانسته در شروع جنگ مذهبی وارد میکرد. اعلان برائت علمای اهل سنت و موضعگیری شخصیتهای علمی و سیاسی جامعه اهل سنت از این سخنان نسنجیده، آتش فتنه صهیونیستی آمریکایی در منطقه را خاموش کرد.
مفتیهای وهابی با ادعای باطل خود معتقدند، شیعیان نسبت به اهل بیت رسول خدا (ص) بیارادت وبیمحبت هستند. آنان میگویند: به کار بردن جمله «علیهالسلام» امری بیارزش و عادی است که شیعیان بعد از اسم اهل بیت (ع) به کار میبرند. اما استفاده از این جمله مقدس، ریشه در آیات قرآن کریم دارد و تنها شیعیان هستند که به دلیل محبت قلبی و ایمان واقعی به آن عمل میکنند.
وهابیون با شبهات پوچ و خام خود قصد دارند تا بر خلاف آیات قرآن، مقام اهل بیت رسول خدا (ص) را هم ردیف با صحابه معرفی کنند. قصد آنان از این کار، پایین آوردن مقام اهل بیت (ع) و برابری با افرادی است که در قرآن بارها به نفاق بعضی از آنان اشاره شده است. طلب رضایت خدا برای اهل بیت (ع) که سیدة النساء و سیدی الشباب هستند، بیمعرفتی به مقام آن انوار طیبه است.
مفتیهای وهابی با سیاهنمایی و ایجاد تهمت و دروغگویی، همواره در تلاش بوده و هستند تا شیعه را زاییده یهود معرفی کنند. آنان شخصیتی مجهول الحال به نام عبدالله بن سبأ را رئیس جریانی منحرف معرفی میکنند که سبب ایجاد دشمنی مسلمانان با خلفای اهل سنت شده است. این در حالی است که ائمه معصومین (ع) و به تبعیت از آنان علمای بزرگوار شیعه، عبدالله بن سبأ را مورد لعن قرار میدهند.
عدهای با جسارت به ساحت مقدس ائمه معصومین (ع) با اظهاراتی سخیف، صحیح بودن ازدواج امام حسین (ع) را مشروط به قبول خلافت عمر بن خطاب دانستهاند. در پاسخ به این توهین باید بدانند، ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو با خواندن خطبه عقد بوده و کنیزی ایشان ثابت نیست.
مولوی گرگیج، امام جمعه ضد وحدت اهل سنت، در سخنان به ظاهر منطقی ولی با استدلالی که نه علمی است و نه منطقی به اهل بیت (ع) توهین کرده است؛ او در زمانی چنین صحبتی داشته که احتمال تنش بین شیعیان و اهل سنت بیشتر است و هرگونه اختلافی به نفع او در مقابل علمای تقریبی اهل سنت است.
عدهای با جسارت به ساحت مقدس ائمه معصوم (ع) به ازدواج سیدالشهدا (ع) و بانوی گرامی ایشان حضرت شهربانو، جسارت کردهاند. آنان با اظهاراتی سخیف، عقد نکاح امام حسین (ع) را مشروط به قبول خلافت عمر دانستهاند. آنان بدانند، بر اساس فقه اسلام در دوران حکومت ظالمین، هر آنچه که غنیمت گرفته شود از آن امام معصوم (ع) است.
تکفیر، بهانهای است که سالها برای کشتن مسلمانان مظلوم در سراسر دنیا استفاده میشود و استعمارگران از آن سود میبرند. در روایات شیعه به تعامل با اهل سنت اشاره شده است، اما وهابیون بر خلاف فرمایش اهل بیت (ع) هر کسی که مخالف آنان باشد را کافر میدانند و او را تکفیر میکنند و کشتن آن مسلمان را واجب شرعی میدانند.
وهابیون با توهین به مقام امیرالمؤمنین ایشان را فردی هوس ران معرفی میکنند و برای اثبات به یک روایت بیسند و فاقد اعتبار از نویسندهای مجهول الحال، ادعای کذب هوس رانی علی (علیهالسلام) را مطرح میکنند. این ادعا در حالی است که در روایات صحیح السند و معتبر اهل سنت، توهینهایی خاص به مقام شامخ زن مسلمان شده است.
شیعیان معتقدند که انبیای الهی از جانب خداوند متعال صاحب عصمت بودهاند. اما گاهی از بعضی انبیای الهی، ترک اولی سرزده است. وهابیون با استناد به اصول کافی، از امام صادق (ع) نقل میکنند که ایشان معتقد به کفر حضرت آدم (ع) بودهاند. با بررسی در آیات قرآن مشخص میشود کفر حضرت آدم در این روایت، کفران نعمات الهی بوده است که به معنای کفر اعتقادی و ایمانی نیست.
مفتیهای وهابی با شبهه پراکنی پیرامون عمل حرام استمناء، به دروغ ادعا میکنند که شیعیان این عمل را جایز میدانند. این در حالی است که در کتب معتبر اهل سنت، فتوا به جواز آن داده شده است. آنان معتقدند که صحابه در سفرها و غزوات، از این عمل برای لذتجویی خود استفاده میکردند.