مکاتب اهل سنت
برای اثبات عصمت اهل بیت موارد متعددی از قرآن و روایات وجود دارد. آیات فراوانی وجود دارد که عصمت ائمه اطهار را ثابت می کند و نیازی به استدلالات عقلی نیست. همچنین روایات بسیاری که حجت را بر همگان تمام کرده است. یکی از این روایات روایت الحق مع علی و علی مع الحق است.
ابنحجر با تمسک به فراز اخیر روایت دوازده خلیفه یعنی «کلهم یجتمع علیه الناس» بر قول خود پافشاری کرده و مدعی است که بر لیست اسامی خلفای مورد عقیده وی، اجماع صورت گرفته است. این در حالی است که ضمن اعتراف علمای اهلسنت بر ضعف روایت، اجماعی بر اسامی مذکور اقامه نشده است.
به واقع باید چه کسانی را جانشین پس از پیامبر دانست؟ اهلسنت مدعی هستند که با توجه به روایت (یکون بعدی اثنیعشر خلیفه)، خلفا همان امویان هستند که هرج و مرج نیز در پایان حکومت ایشان بوده است. این در حالی است که هرج و مرج و خونریزی در اواسط حکومت آنها بوده است و این روایت بر دوازده امام قابل تطبیق است.
معاویة بن ابوسفیان جزء صحابهای است که پروندهای سیاه و تاریک دارد. او جزء معدود افرادی است که مورد لعن و نفرین رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) قرار گرفت. با این اوصاف دوستداران او برای تطهیر او، فضادلی جعلی را نقل میکنند تا چهره واقعی او را بپوشانند. شاید هم میخواهند با نقل چنین اکاذیبی او را همطراز حضرت علی قرار دهند.
آیه 124 سوره بقره بر انحصار امامت شخص عادل تاکید دارد. با توجه به این مساله تنها امام علی (علیهالسلام) است که ظلم نکرده و دیگران دچار بزرگترین ظلم (کفر) شدهاند. در این صورت امام علی (علیهالسلام) شایسته جایگاه امامت است.
آیه اولیالامر یکی از آیاتی است که در راستای اثبات ولایت امام علی (علیهالسلام) استفاده میشود. این آیه دلالت بر لزوم اطاعت مطلق از اولیالامر دارد که از اینروی باید، ایشان معصوم باشد؛ چرا که در غیر اینصورت قبح عقلی لازم میآید و تنها شخصی که پس از پیامبر معصوم بود، امام علی (علیهالسلام) است.
بعد از رحلت پیامبر اکرم، برخی از اصحاب خلافت را از دستان بهترین فرد این امت که همگان و حتی دشمنانش به آن اقرار داشتند ربودند و چنان ضربه ای را بر پیکره دین اسلام زدند که تا به الان و شاید تا روز قیامت هم کمر بلند نکند. بهخاطر چند صباحی حکومت کردن که در آخر پشیمانی به بار آورد.
برخی علمای اهل سنت با اتهامات بی اساس به مذهب شیعه سعی میکنند این مذهب را به انزوا بکشند چرا که این مذهب با استدلالهای قوی همگان را در برابر خود به زانو در آورده است. لذا با اتهاماتی از قبیل غلو و... آنها را مورد هجمه قرار میدهند، غافل از اینکه این تهمتها قبل از سرایت به شیعه به خودشان برمیگردد.
اهل سنت معتقدند احادیث شیعه ساختگی و غیر قابل اعتماد است در حالیکه اگر بخواهیم اشکال به روایات ایشان در کتب معتبرهشان داشته باشیم، خواهیم دید که راویان روایات ایشان و احادیث موجود در کتب آنها به مراتب از راویان و احادیث کتب در شیعه بیشتر دچار مشکل و قابل خدشه هستند.
برخی مدعیان اهل سنت با تهمتهای ناروا بر علیه شیعه سعی میکنند شیعه را طرد و منزوی کنند، فلذا با سخنان باطل از قبیل غلو کردن شیعیان در مورد امامان معصوم خود، قصد ضربه زدن به آنان دارند و این در حالی است که اگر قدری فکر کنند خواهند فهمید که پیشوایانشان جز اولین غالیان بودند.
اسنادی تلخ از صفحات تاریخی که حقایق را گاهی کتمان و گاهی آشکار میکند. مظلومیتی که قابل درمان و ظلمی که قابل جبران نیست. هجومی که باعث مهاجرت اجباری علمای شیعه شد و شهر بغداد خالی از بحث و مناظره و جریانهای فکری شد. با این همه ظلم و جنایت، همچنان مکتب شیعه در تمامی علوم حرف اول را میزند چرا که نور اهل بیت که همان نور حق است، خاموش شدنی نیست.
همواره اختلاف بر سر جانشینی پیامبر اسلام در میان امت اسلامی مطرح بوده است. اکنون این اختلاف به مثابه گفتگویی میان شیعه و سنی در این نوشتار مورد کنکاش قرار گرفته است. کانون این مناظره بر محور آیه ولایت و اثبات آن در جانشینی حضرت علی (علیهالسلام) میباشد.
اهلسنت معتقدند که شیعیان در استدلال به آیه ولایت (55 سوره مائده) به سیاق آیات توجه نداشته و از این روی دلیل ایشان ناقص است. این در حالی است که با گذاشتن تکههای پازل کنار هم و گفتار اهلسنت، سیاق آیات بر تثبیت ولایت امیرمومنان دلالت دارد.
قتل عثمان نقطه مهمی در تاریخ اسلام بود. این حادثه باعث شد که برخی از به ظاهر مسلمانها چهره واقعی خود را نشان دهند و به بهانه خونخواهی عثمان، دست به کشتار و قتل قاتلین عثمان زدند. کاملا واضح و آشکار است که این کشتار از روی دلسوزی نبود، بلکه برای نشستن بر کرسی خلافت و حکومت بود که این امر هرگز محقق نشد.