مسیحیت
پنطیکاست جنبشی نوظهور در مسیحت است که ادعا دارد با نیروی ایمان میشود دیوهای شریر را که عامل بیماری در انسانند اخراج کرد و افراد را شفا داد و البته که در این راه، از تکنیکهای فرادرمانی و هیپنوتیزم بهره میگیرد، این در حالی است اگر دیوها علت بیماریها بودند جایی برای درمان با دارو و علم طب نبود.
حکم طلاق در مسیحت با محدودیتهای بسیار زیادی مواجه است و فرد تنها در صورتی میتواند طلاق بگیرد که همسرش زنا مرتکب شده باشد و هر دلیل دیگری مانند اختلافهای اخلاقی و غیره، طبق کتاب مقدس مسیحیت، مجوز موجهی برای طلاق نیست. اما امروزه میبینیم که این حکم توسط روحانیون مسیحی مخصوصا پروتستانها به راحتی نادیده گرفته میشود و طلاق را جایز میدانند!
مسیحیت تبشیری برای موجه نشان دادن دین خود به مخاطب تلقین میکند که اگر مسیحیت حق نبود این همه انسان در عالم مسیحی نبودند، ولی ما شاهد هستیم در عرض مسیحیت ادیان دیگری هم مانند اسلام و بودیسم هستند که پیروان زیادی دارند و از همه مهمتر کتاب مقدس هم تعداد کسانی که پیرو باطل هستند را از حق جویان بیشتر میداند.
مسیحیت دینی است که برخی از اعتقادات اساسی خود را از ادیان دیگر وارد کرده؛ به عنوان مثال یکی از این ادیان برهمنیزم در هندوستان است که تثلیثی به نام تریمورتی را ارائه مینماید که کارایی اقانیم آن مشابه کارایی اقانیم تثلیث مسیحی است.
در برخی داستانهای کتاب مقدس مسیحی آنچه زیاد به چشم میخورد ماجراهای قتل و عام و نسل کشی است که توسط قوم بنی اسرائیل رقم میخورد. همانهایی که اجداد صهیونیست های امروزیاند. یکی از این موارد را فرزندان یعقوب مرتکب میشوند و به جای محاکمه ی شخص خطا کار اهالی یک شهر را محاکمه میکنند!
طبق عبارات کتاب مقدس، کسانی که از نسل عمون و موآب هستند تا ابد نمیتوانند وارد جماعت خدا شوند. اما با بررسی نسب نامهی مسیح، میبینیم که در این نسبنامه اشخاصی وجود دارند که هم از نسل عمون هستند و هم از نسل موآب. سوال اینجاست که چگونه عیسی که از نسل این دو است میتواند مسیح خداوند باشد و بسیاری را وارد جماعت خدا کند؟
اینکه مسیح درچه تاریخی باز میگردد، برای برخی دانشمندان مسیحیت به نکتهای مهم تبدیل شده و با وجود اینکه خود مسیح میگوید کسی از تاریخ آن اطلاع ندارد اما گروهی از صاحب نظران کتاب مقدس مسیحی، تاریخهایی را اعلام کرده اند که با گذشت زمان، کذب و بیاساس بودن همهی آنها مشخص شده است.
مبشران مسیحی جملهای معروف را برای مخاطبان خود تکرار می کنند «مسیحت دین نیست و یک رابطه با خالق است» که البته با مراجعه به منابعی که دین را تعریف نمودهاند و ملاکهایی که برای تشخیص دین ارائه کردهاند در مییابیم مسیحت وجه مشترک همهی تعاریف دین از دین پژوهان را دارا است و نتیجه میگیریم بر خلاف ادعای مسیحیت تبشیری مسیحت دین است.
یهودیان و مسیحیان تورات کنونی را نوشتهی حضرت موسی (علیه السلام) میدانند اما در سفر تثنیه که یکی از بخشهای تورات است، وقایع بعد از ایشان را بیان میکند که نشان میدهد جناب موسی (علیه السلام) این کتاب را ننوشته است.
کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، داستانی از حضرت اسحاق و یعقوب نقل میکند که درآن برکت الهی که سهم فرزند دیگر جناب اسحاق، یعنی عیسو بود از طرف برادر دیگرش یعقوب، با حیله دزدیده می شود و جناب اسحاق هم در صدد جبران اشتباه خود نیست و یعقوب که از بزگان کتاب مقدس و پدر بنی اسرائیل است با حیله و فریب برکت الهی را تصاحب میکند.
تناقض و ناهماهنگ بودن کتب مقدس دلیلی بر غیر الهی بودن و یا تحریف آنها است. با مطالعهی کتاب مقدس میتوانیم نمونههایی مانند ماجرای غنائم حضرت داوود (علیه السلام) را که در دو آیه با هم متناقض هستند، مشاهده کنیم.
مسیحیان برای فرار از جواب به ضد عقل بودن تثلیث، یکی از مهم ترین دلایلی که می آورند عبارت است از اینکه چون حجم مغز کم است نمی تواند خدای تثلیث را درک کند اما باید توجه داشت که اولا حجم مغز ارتباطی با عقل ندارد و ثانیا عقل، در ارتباط با تثلیث، به نفی آن، نه عدم درک آن، حکم میکند.
پولس ادعا میکند که در مکاشفهای، مسیح او را دعوت و مامور ترویج مسیحت در عالم نموده است اما مسئله مهم اینجاست که هیچ دلیل قانع کنندهای که اثبات کند پولس چنین مکاشفهای داشته و یا داستانی که نقل میشود از او صحیح است، وجود ندارد.
دشمنان اسلام، شبانه روز در تلاشند تا با مخفی کردن تمام آموزههای اخلاقی اسلام، و با تبلیغات دروغ، آن را خشن جلوه دهند، اما حقجویان، هیچگاه فریب این تبلیغات را نمیخورند. چرا که اساس اسلام بر روی محبت کردن بنا شده است تا جاییکه شرط جواز ورود به بهشت، محبت کردن به یکدیگر است.