سلفیت و وهابیت
آنچه که از کتب تاریخی به دست میآید این است که از همان دوران حیات نبی مکرم اسلام، کینهها و حسادتها به ساحت مقدس حضرت علی فراوان بود. مظلومیت مولی امیرالمؤمنین از زمان صدر اسلام آغاز گردید و تا کنون نیز ادامه دارد. از همان موقع بودند کسانیکه توان پذیرش افضلیت حضرت علی(علیه السلام) را نداشتند و این امر تا زمان کنونی ادامه دارد
در زمان محمد بن عبدالوهاب، مرد نابینای خوش صدایی، بر بالای مأذنه رفت و صلوات بر پیامبر (ص) فرستاد. محمد بن عبدالوهاب او را از این کار نهی کرد، ولی او توجّهی نکرد و صلوات فرستاد. پس دستور داد که او را بکشند. سپس گفت: بدرستی که گناه زن فاحشه، در فاحشه خانه، کمتر از کسی است، که در مناره بر پیامبر (ص) صلوات بفرستد.
از زمانی که مذهب جعلی وهابیت، به وجود آمد تا کنون کشورهای بسیاری از صدور این اندیشه، دچار گرفتاری و مصیبت شده اند. از جملهی آنها چچن است که به بهانهی استقلال، پای وهابیت به آن باز شده و سالهاست که با گسترش عقیدهی وهابیت، گرفتار حملات تروریستی و خشونتهایی است که توسط سلفیها و وهابیهای این کشور، رخ میدهد.
بدون شک یکی از خطرات جدی جهان ترویج تفکر وهابیت در میان کشورهای مختلف است. به گونهای که کشورهای جهان یا از نتیجهی ترویج تفکر وهابیت زخم خوردهاند و یا اینکه در اثر ترویج این تفکرات آبستن حوادث تروریستی خواهند بود. یکی از این موارد، رئیس گروه تحریک نفاذ شریعت پاکستان است که مستقیما از سوی عربستان تامین مالی میشود.
ابن تیمیه انسانی است که برخلاف نظر رایج سخن میگوید و لذا هیچ تقدسی برایش مهم نیست. حتی صحابه که در مرام سلفیان مهمترین رکن بعد از قرآن و سنت است را درجایی که نیاز باشد مورد نقد و خدشه قرار میدهد و تا جایی پیش میرود که فضائل صحابه را نیز انکار میکند. او دارای مجموعه فکری است که هر چیزی با آن مخالف باشد مردود است.
مدت زیادی است که برخی از نشریات جهان، نسبت به خطر بالقوهای که حضور عربستان در کشورهای مختلف دارد، هشدار میدهند. از جمله نشریهی هانتینگتن پست که به کشورهای اسلامی هشدار میدهد، برای مقابلهی جدی و کارآمد با جریانات تروریستی نخستین و اصلیترین قدم، قطع کردن دست عربستان از حمایت مالی این جریان در کشورشان میباشد.
از همان ابتدای به وجود آمدن وهابیت، علمای اهل سنت، با این فرقه مخالفت کرده و آنان را فاسدالعقیده، ملحدانه و گمراه کننده دانستهاند. هنگامی که فرقهی وهابیت به وجود آمد، دو مناظره بین علمای وهابی و علمای اهل سنت مکه، صورت گرفت، که در هر دو مرتبه، علمای اهل سنت، عقاید این فرقه را مضحکانه، خنده دار و گمراه کننده دانستند.
شاید باور این قسمت از ذکر مصیبت حضرت ابا عبدلله الحسین در کربلا، برای بعضی افراد مشکل باشد که ظلم و ستم یزیدیان تا به آنجا رسید که حتی به کودک شیرخوار ایشان هم رحم نکردند و با تیر سه شعبه سر از بدنش جدا نمودند. خوارزمی در کتاب خود و عده دیگر از علمای اهلسنت شهادت این طفل شش ماهه که نشانه اوج سنگدلی یزیدیان بود را ذکر کردهاند.
بارها و بارها در مجامع رسمی و غیر رسمی از زبان متحققان و کارشناسان و حتی مقامات عالی رتبهی سیاسی کشور عربستان به عنوان یکی از منابع اصلی گسترش تفکر تروریستی در جهان معرفی شده است. اما نشریهی هافینگتن پست مینویسد، عرسبتان به خاطر اعمالی که انجام میدهد و اعتقاداتی که دارد همان داعش است با ظاهری آراسته و زیبا
همه مسلمانان از صدر اسلام، تا قرن هشتم هجری به زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میرفتند و زیارت نبی مکرم اسلام را مستحب میدانستند. تا این که در قرن هشتم، فردی به نام ابن تیمیه ظهور کرد و بر خلاف همه مسلمین ادعا کرد، احادیثی که در باب زیارت قبر نبی وارد شده است، به اتفاق اهل علم همگی ضعیف، بلکه موضوع هستند.
با توجه به تعریف طُریحی و امام صادق (علیه السلام) از ناصبی، قطعا ابن تیمیه ناصبی است، زیرا او چنان با شیعیان دشمنی دارد، که به خاطر دشمنی با شیعیان، حتی حاضر است به امیرالمومنین علی (علیه السلام) نیز توهین کند. تا جایی که حتی البانی سلفی، که از شیفتگان و مریدان سرسخت ابن تیمیه است، نیز اقرار به این مطلب میکند.
ابن تیمیه میگوید: توسل دارای سه کاربرد معنایی است، که دو معنای آن را سلف انجام داده و نه تنها جایز، بلکه قسم اول واجب و قسم دوم مستحب است، ولی قسم سوم حرام است. وی در کتاب «قاعده جلیله»، توسل را دستور قرآنی میداند و معتقد است، احادیث صحیح نیز ما را دعوت میکند به اینکه برای طلب حوائج از خداوند، از وسیلهای استمداد جوییم.
ابن تیمیه با استناد به فعل عمر، در توسل به عموی پیامبر (ص) در سالی که در مدینه خشکسالی شده بود، میگوید: این حدیث از احادیث مشهوری است که جمع زیادی از صحابه آن را نقل کردهاند، بنابراین توسل به این معنی جایز است، ولی توسل در اینجا به معنای توسل به دعای عموی پیامبر (ص) است، نه توسل به ذات عموی پیامبر (ص) که جایز نیست.
از اخلاق انسانی و اسلامی این است که فرد در موقع نقد افکار و عقاید مخالفان خود، جانب انصاف، وعدالت را رعایت کند، مسالهای که سلفیان و وهابیان به هیچ وجه از آن برخوردار نیستند. نمونهی آن ناصر القفاری است که در نقد شیعه از هیچ اتهام و کذبی علیه شیعیان اباء نداشته و میگوید شیعیان پشت به قبله و رو به قبور نماز میخوانند.