سلفیت و وهابیت
ساختن بنا بر قبور یکی از امور مشترک بین تمام مسلمانان است و در فقه اسلامی مذاهب برای ساختن بنا بر روی قبور اجازه وارد نشده است. در فقه شیعه نیز بنا و بلندی قبر محکوم و غیر اسلامی است. تنها و تنها بنا بر روی قبور ائمه و بزرگان اهل بیت که باعث توجه و اهتمام مسلمانان به ایشان و هدایت ایشان میشود، اجازه داده شده است.
فنآوری اطلاعات در فضای مجازی حجم گستردهای از اطلاعات و اخبار را در اختیار مردم قرار داده است که امور اعتقادی را نیز شامل میشود. وهابیت با سوء استفاده از فضای به وجود آمده و تبلیغات فراوان سعی در عادی جلوه دادن شهادت حضرت فاطمه نمودند اما هوشیاری شیعیان سبب گردیده تا با استفاده از منابع مورد قبول ایشان واقعیات را نشر نمایند.
با وجود احادیثی که در کتب اهل تشیع و اهلتسنن مبنی بر هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (علیها السّلام) است و هیچ شکی در آن نیست، گاهی اوقات دیده میشود دشمنان اهلبیت در سخنان خود به اباطیل تمسک کردهاند و در مورد این واقعیت تشکیک ایجاد کردهاند. که ما در این مقاله به بعضی از روایاتی که در کتب اهلسنت آمده اشارهای خواهیم داشت.
روایات فضائل در شأن فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فراوان است. گرچه معاندان اهل بیت در کتب خود، در بیان فضیلت آن حضرت کوتاهی کردند، ولی این هرگز از فضیلت آن بانو نمیکاهد. آنان همین مقدار کم روایات را برنتابیده و در صدد تخریب آن برآمدند و طبق میل خود آن را توجیه میکنند که این امر بزرگترین خیانت به جایگاه آن ذوات مقدسه است.
شفاعت یکی از اعتقادات مهم شیعه است و برخی از فرق و مذاهب اسلامی و خصوصاً فرقه ضاله وهابیت با این تفکر و عقیده که از شاخصههای شیعه میباشد را مورد حمله قرار میدهند، اینان معتقدند که شفاعت از نظر شیعه یک نوع چراغ سبزی است که پیشوایان و رهبران آنها به پیروان خود، برای گناهانی که انجام دادهاند میدهند.
محمد بن عبدالوهاب به اعتراف بسیاری از تاریخنویسان معاصر و متاخر از وی، در خانوادهای اهل علم، به دنیا آمده است. پدر وی قاضی و فقیه حنبلی بود، که بر اساس فقه حنابله در منطقه خویش، بر کرسی افتاء و قضاوت مینشسته است؛ برادرش نیز از بزرگان مذهب حنبلی، در منطقه خود بوده است، اما وی مطرود خانوادهاش بود.
اگر چه مکتب و جریان سلفیگری از دل ظاهرگرایی حنبلی برخواسته است، ولی هرگز نباید تمام حنابله را با این فکر همراه دید. این گروه با بسیاری افکار سلفیها مخالف است. در آثار این افراد میتوان نادرستی افکار سلفی را به وضح دید. ابن جوزی که خود از بزرگان سلفیه و عالمی حنبلی است، بر این موضع در ذیل سخنی در باب استغاثه اشاره میکند.
قرضاوی یکی از بزرگان سلفیگری است که در جهت پیشبرد اهداف سلفیگری و جریانهای تندرو تلاش کرده است. اما خود وی از دست این مبنای خطرناک که هر جوانی به صرف اطلاع از کتاب و صحیحین میتواند اجتهاد کند بر حذر میدارد. او با تاکید بر ایجاد انحراف توسط ابن تیمیه به خوبی بر اشتباه بودن این روش اذعان دارد، ولی از راه خود بر نمیگردد!
کوچکترین آشنایی با مفهوم اجتهاد برای ما روشن میکند که اجتهاد یعنی تطبیق فروع بر اصول و لحاظ شرایط زمان و مکان. این امری است که تمامی گروهها و فرق اسلامی در تعریف اجتهاد قبول دارند. اما سلفیها با ادعای باز بودن باب اجتهاد از طرفی و عملکرد ظاهرگرایانه و متعصبانه بر مبانی، راه را بر اجتهاد در عمل بستهاند.
یکی از شاخصههای سلفیگری باز بودن باب اجتهاد است. جریانی که برخلاف اهل سنت برای فتوا دادن نیاز چندانی به تحصیل و مطالعه و پژوهش در منابع اسلامی و تعمق در دلالت ادله نمیبیند و هر جوانی به صرف اطلاع از قرآن و صحیحین و تفکر سالم داشتن، میتواند فتوا داده و اجتهاد کند. این البته برای بزرگان سلفیگری مشکل ساز شده است.
یکی از اموری که شاید به اشتباه برای برخی تصور شده باشد، این است که دیوبندیه با گروههای سلفی و از جمله وهابیت ارتباط محکم و اعتقادی دارد. این امر اشتباه است. اهل سنت در جریان دیوبندی، هرگز با وهابیت رویکردی هم جهت نداشتهاند. شواهدی از کتابهای ایشان از این اختلافات خبر میدهد. صفی الرحمان مبارکفوری از این اختلافات مینویسد.
کسب قدرت و به دست آوردن قلمرو از اهداف آل سعود بوده است. برای همین در تاریخ این گروه دورههای فراوانی میتوان دید که برای به دست آوردن قدرت از هیچ عمل ننگینی فروگذار نکردهاند. ایشان برای دستیابی به این هدف از دین استفاده ابزاری کردهاند. تاریخ وهابیت خود نشان دهنده آینده وهابیت است. همانگونه که امروزه در یمن میبینیم.
درباره ارتباط وهابیت و دول استعمارگری چون بریتانا که همیشه بر علیه اسلام اقدامات زیادی انجام دادهاست سخنها و نظریههای زیادی بیان شده است. اما در تمامی این نظریهها قطعا یک نکته مورد تاکید قرار گرفته است که وهابیت و انگلیس با داشتن اهداف مشترک همیشه به دفاع از یکدیگر پرداختهاند و امروزه نیز به دفاع ازهم میپردازند.
در خصوص شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) سخنان و شبهات بسیار است. عمق فاجعه آن قدر دردناک است که طرفداران عاملین و مسببین این اتفاق در صدد این هستند که آنها را تبرئه کنند، و به هر نحوی که شده و با ایجاد شبهات در تلاشند که اصل واقعه را انکار کنند، ولی غافل از این هستند که این حادثه تلخ هرگز فراموش نخواهد شد.