مخالفت متكلّمان اماميه با غلوّ و غاليان
دانشمندان و متكلمان اماميه نيز به مقابله با غاليان پرداخته و آنان را كافر و مشرك دانسته و از آنان تبري جستهاند.
شيخ صدوق ميفرمايد: «اعتقاد ما در مورد غلات و مفوضه آن است كه آنان كافران به خدا ميباشند».(368)
شيخ مفيد ميفرمايد: «غلات گروهي از متظاهران به دين اسلامند كه اميرالمومنين و ايمه از ذريه او را به الوهيت و پيامبري نسبت دادهاند. آنان گمراه و كافرند و اميرالمومنينعليه السلام به قتل آنان دستور داد. ايمه ديگر نيز آنان را كافر و خارج از اسلام دانستهاند».(369)
علامه حلي ميفرمايد: «برخي از غلات به الوهيت اميرالمومنينعليه السلام و دستهاي ديگر به نبوت او معتقدند. و اين باورها باطل است؛ زيرا ما اثبات نموديم كه خدا جسم نيست و حلول در مورد خدا محال و اتحاد نيز باطل است. همچنين ثابت كرديم كه محمدصلي الله عليه وآله خاتم پيامبران است».(370)
حال جاي بسي تعجب و تاسف است كه گاهي از طرف افرادي مغرض يا ناآگاه شيعه اماميه به غلو در مورد ايمه طاهرين متهم ميگردد؛ اين پنداري بيش نيست؛ زيرا حقيقت غلو - چنان كه قبلا توضيح داده شد - تجاوز از حد است، همانند اعتقاد به مقام الوهيت و ربوبيت، يا نبوت و پيامبري ايمه اهل بيتعليهم السلام، ولي آنچه از شوون الوهيت و از مختصات نبوت نيست هيچ ربطي به غلو در دين ندارد، بلكه در آن مواردي كه به آنها معتقدند دليل قانع كننده دارند و حقيقت داشته و گزافه نيست. مثلا اعتقاد به عصمت، وصايت، رجعت، علم لدني و... در حق اهل بيتعليهم السلام حقيقت داشته و براي آن ادله قطعي اقامه شده؛ از همين رو اين گونه اعتقادها از غلو خارج است.
اصولا برخورداري از مقام عصمت و موهبت اعجاز و كرامت و آگاهي بر غيب، از مقامات اولياي بزرگ الهي است و اختصاص به پيامبران و امامان نيز ندارد. قرآن كريم از عصمت حضرت مريم خبر داده، ميفرمايد: «ان الله اصْطفاك وطهرك واصْطفاك علي نساء الْعالمين»؛(371) «خداوند تو را برگزيد و پاكيزه گردانيد و بر زنان جهان برتري بخشيد.»
همچنين از كرامت يكي از ياران حضرت سليمان خبر داده، ميفرمايد: «قال الذي عنْده علْم من الْكتاب انا آتيك به قبْل انْ يرْتد اليْك طرْفك»؛(372) «و آن كس كه اندكي به علم الهي دانا بود، گفت: من پيش از آنكه چشم بر هم زني تخت را بدين جا آورم.»
در احاديث اسلامي در بابي با عنوان «محدث» از كساني كه داراي اين مقام بودهاند ياد شده است. محدث كسي را گويند كه بدون اين كه داراي مقام نبوت بوده و ملك و فرشته را در خواب يا بيداري مشاهده كند، چيزي از عالم غيب به او الهام شود.
محمد بن اسماعيل بخاري از ابوهريره روايت كرده كه رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «در ميان بني اسراييل افرادي بودند كه بدون اين كه داراي مقام نبوت باشند از غيب با آنان گفت و گو ميشد».(373)
در احاديث شيعه نيز از ايمه طاهرينعليهم السلام به عنوان (محدث) و از فاطمه زهراعليها السلام به عنوان «محدثه» ياد شده است؛ چنانكه كليني روايات آن را در «كافي» و علامه مجلسي در «بحارالانوار» آورده است.