عکس
«عکرمه میگوید: روزی ابنعباس به من و به پسرش علی، گفت: نزد ابوسعید بروید و از او حدیث بشنوید؛ ما نزد ابوسعید رفتیم و دیدیم که او در حال تعمیر دیوار خانهای است؛ پس عبایش را جمع کرد و گوشهای نشست و شروع کرد به نقل روایت، تا اینکه رسید به روایت ساختن مسجد، گفت: ما در ساخت مسجد خشتها را یکی یکی
ابن عبدالبر روایت نبوی در مدح عمار که «وای بر عمار! گروهی طغیانگر او را میکشند، در حالیکه عمار آنها را به بهشت میخواند و آنها او را به سوی آتش جهنم میخوانند» را متواتر و از صحیحترین احادیث دانسته است.
الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، 1415ق، ج3، ص1140.
مناوی نیز همچون سایر بزرگان اهل تسنن تصريح میکند که معاویه فئه باغیه است.
فيض القدیر، مناوی، ج4، ص359.
مقاله: «معاویه مصداق فئه باغیه، به اعتراف بزرگان اهل سنت»
ابن حجر عسقلانی ابایی ندارد که در شرح حدیث: «تقتل عمارا الفئه الباغیه»، تصریح کند به اینکه امیرالمومنین (علیهالسلام) بر حق بودند و معاویه فئه باغیه است.
فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، ج6، ص619.
ابن عمر همواره اظهار ندامت میکرد از اینکه چرا همراه امیرالمومنین (علیهالسلام) با فئه باغیه جنگ نکرد.
مجمع الزوائد، ابن حجر هیثمی، ج7، ص242.
این خود تصریح در فئه باغیه بودن معاویه و لشکریانش دارد.
حذیفه بن یمان که از اصحاب سرّ پیامبر بوده، به ابومسعود انصاری و دیگر اصحاب نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله) توصیه میکند که همراه گروهی باشند که عمار بن یاسر در آن است و دلیل او حدیث مشهور «تقتلک الفئه الباغیه» هست.
المستدرك علی الصحيحين، حاکم نیشابوری، ج3، ص442.
عماره، فرزند خزیمه بن ثابت، میگوید: پدرم خزیمه (که از صحابه است) جنگ جمل را دید، ولی شمشیر خود را نکشید، سپس صفین را دید و باز هم شمشیر او در غلاف بود، تا اینکه عمار به شهادت رسید و از شهادت عمار به گمراهی معاویه پی برد؛ لذا بر علیه او شمشیر خود را کشید واین حکایت از آن دارد که فهم این صحابی بر
دمیجی از عالمان معاصر اهل سنت، میگوید: «در نصب امام، (یعنی اینکه انتخاب امام توسط خدا هست و یا اینکه مردم نیز میتوانند دخالت کنند) هیچ آیه و روایت صریحی در این زمینه نداریم!!»
الامامه العظمی عند اهل السنه والجماعه، دمیجی، ص125.
در حالیکه شیعه آیات فراوانی در این زمینه دارند.
ابن عطیه حارثی از سهل نقل میکند که او پیوسته میگفت: «هر کس که امامتِ برای سلطان را منکر شود؛ زندیق است.»
قوت القلوب فی معامله المحبوب، ابن عطیه الحارثی، ج3، ص1274.
مقاله: «اهمیت امامت نزد اهل سنت»
هیتمی نقل میکند که: «بدانکه صحابه اجماع کردهاند بر اینکه نصب امام بعد از انقراض زمان نبوت، واجب است، بلکه آن را مهمترین واجب دینی دانستهاند؛ بدین جهت که جسد مبارک پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را رها کردند و به نصب امام مشغول شدهاند.»
الصواعق المحرقه، ابن حجر هیتمی، ج1، ص55.
ابن تیمیه به این مطلب نیز اذعان کرده و در اهمیت امامت، همانند شیعه سخن گفته که: «واجب است مکلف بداند ولایت امر مردم (امامت) از بزرگترین واجبات دین است، بلکه دین و دنیا نمیتوانند قوام یابند، مگر با امامت.»
السیاسه الشرعیه فی اصلاح الراعی والرعیه، ابن تیمیه، ص232.
«اگر کسی بمیرد و بیعتی بر گردن او نباشد، یعنی امام زمانی نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج1، ص150.
مقاله: «اهمیت امامت نزد اهل سنت»
احمد بن عبدالله عجلی میگوید: از سعدویه پس از بازگشت از واقعه فتنه پرسیدند: چهکار کردید؟ گفت کافر شدیم و بازگشتیم.
سعدویه از راویان بخاری است که مورد قبول اهل سنت است.
سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج10، ص482.
ابوحنیفه به جهت ترس از ابن ابیلیلی، از مخلوق بودن قرآن دست بر میدارد؛ با اینکه اهل تسنن و وهابیت تقیه را قبول ندارند و فراوان از این جهت به شیعه هجوم میبرند؛ ولی خود به آن عمل میکنند و هنگامیکه فرزند ابوحنیفه از پدرش میپرسد، چرا از مخلوق بودن قرآن دست برداشتهاید؟