اسناد
ایجی در کتابش اینگونه مینویسد: روایت شده که رسول خدا نخست ابوبکر را بهطرف خیبر فرستاد که او فرار کرد و برگشت و سپس عمر بن خطاب را فرستاد او هم به همان سرنوشت دچار شد؛ پیامبر ناراحت و خشمگین شد. ...
شرح المواقف، عضدالدین ایجی، ج8، ص401.
از جمله فراریان جنگ احد، عثمان بود که به همراه دو نفر از انصار به نامهای سعد و عقبه چنان پا به فرار گذاشتند که سر از جاهای دور در آوردند و پس از سه روز بازگشتند.
الاستیعاب، قرطبی، ج3، ص1074، شماره 1826.
از حضرت علی (علیهالسلام) شاهکارهایی در جنگهای صدر اسلام بروز و ظهور کرده که از احدی از صحابه دیده نشده؛ مخصوصاً جنگ خیبر که در کتابهای فریقین، شجاعت ایشان که منجر به پیروزی سپاه اسلام شد، نقل شده است.
فهری مالکی در «سراج الملوك» اشعار تأثیرگذار امام هادی (علیهالسلام) در مجلس بزم متوکل را آورده، بدون اینکه ذکر کند که اشعار از چه کسیاست، با عبارت «موعظه عظیمه» آن را توصیف میکند.
سراج الملوك، فهری مالکی، ص56.
ذهبی متوکل را ناصبی و دارای انحراف میخواند؛ اما بعد از نقل قضیه تأثیرگذاری امام هادی (علیهالسلام) در مجلس بزم متوکل، میگوید: برخی به خاطر این جریان، ناصبی بودن متوکل را منکر شدهاند.
سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج12، ص41.
مردم در سخنانی که پیرامون ابن تیمیه گفتهاند، چند دسته شدهاند.
در مورد نامیده شدن امام باقر (علیهالسلام) به باقر، دو علت بیان شده است؛ بدان دلیل که شکافندهی علم بوده، یا به خاطر اینکه سجده زیاد باعث شکافته شدن پیشانی ایشان شده است.
تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، ص336.
ابنتیمیه در مورد امام باقر (علیهالسلام) میگوید: ابوجعفر محمد بن علی، مشهور به باقر، از نخبگان اهل علم و دین است و بدان دلیل که شکافندهی علوم اسلامی بود، باقر نامیده شده است. (نه به خاطر اینکه سجده زیاد باعث شکافته شدن پیشانی ایشان شده باشد)
منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، ج4، ص50.
ابن عساکر از مدائنی نقل کرده که گفت: «در حالیکه امام باقر در آستانه کعبه ایستاده بود، شخصی اعرابی بر او وارد شد و به حضرت عرض کرد: آیا زمانی که خدا را عبادت میکنی، مشاهده کردهای؟ تمام حاضرین سر به زیر انداخته، آنگاه امام باقر به او فرمود که من خدایی را که نبینم عبادت نمیکنم.
ابن صباغ مالکی در مورد امام باقر (علیهالسلام) میگوید: «محمد بن علی بن الحسین (علیهالسلام) با وجود علم و فضل و بزرگواری و ریاست و امامت، اهل جود و بخشش به خاص و عام بود، او مشهور به احسان و کرم بر همگان بود، او با کثرت عیال و متوسط الحال بودن در مال، معروف به فضل و احسان و بخشش و کرم بود.»
زرکلی در مورد امام باقر (علیهالسلام) مینویسد: «ابوجعفر الباقر (علیهالسلام)، پنجمین امام از پیشوایان دوازدهگانه امامیه است. او مردی پارسا و عابد بود و آراء و اقوال بسیاری از او در زمینه تفسیر قرآن و دیگر علوم در دست است.»
الاعلام، زرکلی، ج6، ص270.
ابن عساکر در مورد امام باقر (علیهالسلام) مینویسد: «ابوجعفر محمد بن علی (علیهالسلام) فردی درستکردار و راستگو بود که احادیث زیادی نیز از او روایت شده، و هرگز کسانیکه از او روایت کردهاند، با او به مجادله برنخاستند.»
تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج54، ص272.
در صحیح مسلم به نقل از امام باقر (علیهالسلام) روایت شد که فرمودند: من با جماعتی، نزد جابر بن عبدالله انصاری رفتم، او بسیار پیر شده و چشمان او نابینا؛ از هر یک میپرسید که تو چه کسی هستی؟ تا نوبت به من رسید، پرسید تو چه کسی هستی؟
ذهبی نقل میکند وقتی فاطمه (علیهاالسّلام) از ابوبكر نااميد شد، که با اینکه استدلالشان را تأیید کرد فدک را بازپس نداد، سراغ عمر رفت و آنچه را كه به ابوبكر گفته بود، به عمر نيز گفت. عمر نيز همان چيزی را كه ابوبكر به ایشان گفته بود، گفت.