اسناد
ابن حجر عسقلانی مینویسد: «مدائنی میگويد: زيد بن ثابت، وحی را مینوشت و معاويه نامههای پيامبر را برای عربها مینوشت.»
الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، ج6، ص113.
ذهبی مینویسد: «زيد بن ثابت كاتب وحی بود و معاويه، نامههای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را به عربها مینوشت.»
سير أعلام النبلاء، ذهبی، ج3، ص123.
مقاله: «آیا معاویه بن ابی سفیان کاتب وحی بود»
قرطبی ذیل آیه 55 سوره نور مینویسد: «مقداد بن اسود از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل کرده که حضرت فرمودند: هیچ خانهای در زمین باقی نماند، مگر اینکه اسلام وارد آن خانه شده و با رغبت آن را پذیرا شوند و یا با ذلت مطیع آن میشوند.»
الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج12، ص299 و 300.
مسعودی مینویسد: «آنگاه مردم متوجّه منزل امام علی (علیهالسلام) شده و بر آن بزرگوار هجوم بردند. درب خانه او را سوزانیدند. آن برگزیده خدا را بدون رضایتش از منزل خارج کردند. فاطمه زهرا را بهوسیله لنگه درب طوری فشردند که محسن خود را سقط کرد.
ابن قتیبه درباره تهدید حضرت علی (علیهالسلام) برای بیعت با ابوبکر مینویسد: «گفتند با ابوبکر بیعت کن! حضرت علی (علیهالسلام) فرمود: اگر من بیعت نکنم، چه میشود؟ گفتند: قسم به خدایی که شریک ندارد، گردنت را میزنیم. حضرت فرمود: در این هنگام بنده خدا و برادر پیامبر را کشتهاید.
امام علی (علیهالسلام) در پاسخ به نامهی معاویه که اشاره به چگونگی بیعت امیرالمؤمنین (علیه السلام) با ابوبکر داشت، مینویسند: «در نامۀ خود نوشته بودی که من بسان شتر سرکش برای بیعت سوق داده شدم.
ابن ابیالحدید درباره هجوم به خانه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) میگوید: «عمر داخل شد و به علی بن ابیطالب گفت: برخیز و بیعت کن. حضرت خودداری و امتناع فرمود. عمر دست حضرت را گرفت و گفت: برخیز و بیعت کن، حضرت از برخاستن خودداری کرد، عمر و یاران او همگی همانطور که زبیر را گرفته بودند، علی بن ابیطالب
معاویه در نامهای که به امام علی (علیهالسلام) مینویسد؛ درباره بیعت ایشان با خلیفهی اول آورده است: «دستگاه خلافت، تو را مهار کرد و بسان شتر سرکش برای بیعت سوق داد.»
العقد الفرید، ابن عبدربه اندلسی، ج5، ص82.
در روایتی که عبدالرزاق نقل میکند ثابت شده است که امام علی (علیهالسلام) و تمامی بنی هاشم، به مدت شش ماه از بیعت با ابوبکر خودداری کردند.
المصنف، عبدالرزاق، ج5، ص472.
سید مرتضی، اقوالی که شیخ مفید در مورد بیعت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با ابوبکر نقل کرده را میآورد و مینویسد: «محققين شيعه بر اين باور هستند كه علی (عليهالسلام) حتی يک لحظه هم با ابوبکر بيعت نكرده است.»
الفصول المختاره، سید مرتضی، ص56.
در صحیح بخاری آمده است: «وقتی حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) از دنيا رفت، مردم از او روی گرداندند و اينجا بود كه خواستند علی با ابوبكر مصالحه و بيعت كند. حضرت علی در اين شش ماه كه حضرت فاطمه زنده بود، با ابوبكر بيعت نكرد.»
صحیح بخاری، ج3، ص143.
طبری مینويسد: «علی (علیهالسلام) در خانه بود كه آمدند و گفتند ابوبكر برای بيعت نشسته است. علی با پيراهن، بدون روپوش و ردا، از خانه بیرون آمد و خوش نداشت در كار بيعت تأخير شود و با ابوبكر بيعت كرد و پيش او نشست و جامه خود را طلب کرد، آوردند و پوشيد و در مجلس ماند.»
مروزی و احمد بن حنبل آوردهاند: «روزی حذیفه نزد نبی اكرم (صلیاللهعلیهوآله) آمد وعرض كرد: من در حال نماز بودم و شنیدم كه گویندهای میگفت: اللهم لك الحمد ... . پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: آن شخص مَلكی بوده و آمده به شما آموزش دهد که چگونه خداوند متعال را حمد و سپاس بگویید.»
آلوسی مینویسد: «ابی بن کعب میگوید: وارد مسجد شدم و نماز خواندم و مشغول تحمید خدای رحمان شدم. بعد از آنکه نمازم تمام شد، از پشت سرم شنیدم که شخصی کلماتی را در تحمید و تسبیح خداوند بر زبان خود جاری میکرد. هنگامی که خدمت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) رسیدم، داستان خود را برای ایشان بیان کردم.