اسناد
ابن تیمیّه از اندیشمندان مشهور عالم اسلام است که در اثر مخالفت با فلسفه و جمود بر ظواهر به وادی خطرناک جسمانیت خداوند وارد شده و مرئی بودن خداوند را پذیرفته است. او معتقد است موجود قائم به نفس و غیر قابل اشارهی حسّی و غیرقابل رؤیت وجود خارجی ندارد.
ابن تیمیه در کتاب منهاج السنة (شما بخوانید منهاج البدعة) مینویسد: «به روافض (شیعیان) گفته میشود: اگر ناصبیها به شما بگویند: «علی (علیه السلام) خون مسلمانان را حلال دانست و بدون دستور خدا و پیامبر برای ریاست خودش جنگید -و حال آنکه حضرت حضرت فرموده: فحش دادن به مسلمان سبب فسق است و جنگ با او ک
ابن تیمیه حقیقت دیگری را که دوست و دشمن به آن اعتراف کردهاند را منکر گردیده: «این سخن پیامبر که علی در قضاوت کردن از همه صحابه شایستگی بیشتر دارد، در حالی است که لازمه قضاوت، آگاهی و دینداری است، بدین جهت مشخص میگردد که این حدیث بی سند، غلط و غیر قابل استدلال بوده و هیچکس آن را در کتابهای رو
«قفاري: و تجد هذا المعنی فی اخبار الاثنی عشریه فانهم قد اشاعوا بین اتباعهم ان ائمتهم "یعلمون ما کان و ما یکون و لا یخفی علیهم الشی"» «قفاری: این معنا (علم غیب امامان) در تراث روایی شیعیان ذکر شده است، ایشان میان پیروان خود این مساله را که امامان ما کان و ما یکون را می شناسند و بر ایشان
عدهای برای کسب فضیلت بزرگان خویش و تبلیغ مذهبشان، با استناد به یک خواب، اینگونه میگویند که: ابوعبدالله حسین جوهری، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) را در خواب دیده و از آن حضرت میپرسد: بهترین مذهب، مذهب چه کسی است؟
ابن تیمیه، در بسیاری موارد، حتی چشم دیدن مقامات علمی امیرالمؤمنین که دوست و دشمن بدان معترفند را ندارد؛ به همینرو، میکوشد تا این مقام را نیز انکار کرده و دشمنی آشکار خود را به نمایش گذارد و از سوی دیگر، موقعیت علمی دیگرانی که خودشان اعتراف به ناآگاهی و عجز علمی داشتهاند را بالا ببرد؛ وی در این
غالیان برای بالا بردن مقام علی بن موفق، ادعای همصحبتی و تکلم وی با خداوند را طرح میکنند که امری ناممکن و غیر معقول برای افراد بشر است؛ زیرا اشرف مخلوقات، پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآله) نیز به واسطه با خداوند صحبت میکرد، ولی در حق علی بن موفق آوردهاند: «علی بن موفق میگوید: روز جمعه، هنگام
فضیلت تراشان خوابی را بدینگونه تنظیم کردند که: شخصی از حنابله، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و حضرت عیسی (علیهالسلام) را در خواب میبیند، که حضرت عیسی (علیهالسلام) به اصحاب و پیروان خود افتخار کرده و خطاب به پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) میگفت: آیا احبار از امت من و جزو پیروان من نیس
ابن تیمیه در یکی از اهانتهایش به ساحت مقدس امیرالمؤمنان (علیهالسلام) این چنین در ایمان آن حضرت تشکیک کرده: «راه و روش اهلسنت در این باب، درست و مستقیم است؛ اما شما (شیعیان) با هم اختلاف نظر دارید؛ به این دلیل که اگر خوارج و یا کسانیکه علی (علیهالسلام) را کافر یا فاسق میدانند، یا معتزلیها
«ابن جوزی مینویسد: به شخصی در خواب گفتند: هر کس احمد بن حنبل را زیارت کند، تمامی گناهان او بخشیده میشود.
ابن عساکر از ابوالعباس واعظ رازی نقل میکند: شخصی ابوزرعه را در خواب دید و از وضعیت وی جویا شد. وی در پاسخ گفت: در مقابل پروردگار ایستادم و به خداوند عرض کردم: من به خاطر حفظ دین تو دچار مشکلاتی شدم و از ناحیه مردم، مورد آزار و اذیت قرار گرفتم.
ابن عساکر از پیروان احمد بن حنبل، با استناد به خواب یک نفر نقل میکند: احمد بن نصر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) را در خواب دیده و از آن حضرت میپرسد: «به چه کسی مراجعه کرده و از چه کسی پیروی کنیم و به سخنان چه کسی اعتماد کرده و مذهب و اعتقادات چه کسی را انتخاب کنیم؟» پیامبر بعد از نام بردن از
از جمله غلوهای بسیار بزرگ که کذب آن واضح و آشکار است، کلام قتیبة بن سعید است که ابن عساکر در کتاب خود آورده است: «احمد بن حنبل در میان امت اسلامی، مقام نبوت را عهدهدار بود.»«قال سمعت قتيبة بن سعيد يقول لولا الثوري مات الورع ولولا أحمد بن حنبل لأحدث في الدين فقلت تقيس أحمد بالثوري فقال أقيس أحمد
غالیان نسبت به احمد بن نصر، رؤیت خداوند و دیدن خنده خداوند را با خواب اثبات کرده و آوردهاند: «شخصی پس از کشته شدن احمد بن نصر، وی را در خواب میبیند و از وی میپرسد: خداوند با تو چه کرد؟