سلفیت و وهابیت
بعضی افراد برعلیه شیعه شبهه میکنند ونسبتهای ناروا و خلاف واقعیت را به مذهب تشیع نسبت میدهند. مانند ابن تیمیه و وهابیت عصر حاضرکه به تبعیت از ابن تیمیه بر علیه تشیع تهمت میزنند. ابن تیمیه در مقایسه با یهود انواع دروغها را به شیعه نسبت داده که روح شیعه از آنها بیخبر است و در هیچ کتاب اعتقادی شیعه این امور وجود نداشته است.
آمریکا همانطور که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی فرمودند، شیطان بزرگ است. این کشور از یک سو فریاد مبارزه با تروریسم را سر میدهد و از سوی دیگر، خود به تروریستها کمک را میرساند تا منافع استعماری او را در منطقه تامین کنند. مثل اینکه به کسانی در اردن آموزش نظامی میدهد، که پس از چندی از گروههای تندرو مثل داعش سر در میآورند.
خیر الدین زرکلی، یکی از وهّابیون معاصر است که به ولادت حضرت مهدی تصریح کرده است. وی میگوید: «(محمد) فرزند حسن عسکری... آخرین امام از ائمه دوازدهگانه نزد شیعه است. او از دیدگاه شیعیان به مهدی، صاحب الزمان، منتظر، حجت و صاحب سرداب مشهور است. او در سامرا به دنیا آمد و در هنگام وفات پدرش پنج سال داشته است.»
حسن البناء اگر چه متاثر از رشید رضا بود، اما با وی تفاوت ساختاری داشت و بر خلاف رشید رضا معتقد به وحدت اسلامی و گریزان از طرح مسائل اختلافی بود. وی اگر چه توسل را نمیپذیرفت، ولی صراحتا آن را رد نمیکرد و آن را از مسائل فقهی فرعی میدانست، که لطمهای به اسلام وارد نمیکند، وی بر این باور بود، که باید حکومت اسلامی تشکیل داد.
صحویون از طیفهای مختلفِ پزشک، مهندس، شیمیدان، نویسنده، روزنامه نگار و عالمان مذهبی تشکیل شده است؛ به همین جهت یک جمعیت قدرتمند فراگیر اجتماعی هستند، اما به خاطر فضای بستهای که در جامعه عربستان وجود دارد، بیشتر افکار و نظریاتشان را در قالب موعظه، سخنرانی و شبکههای مجازی و وب سایت به اطلاع عموم میرسانند.
کشورهای غربی دائما در حال توطئه کردن بر علیه مسلمانان و کشورهای مسلمان بوده و هستند، یکی از حربههای آنها ایجاد جنگ داخلی میان مذاهب مختلف مسلمان است، شبیه آنچه هم اکنون در منطقه به راه انداختهاند، اما یکی از راه های توجیه افکار عمومی برای دخالت در کشورهای اسلامی هم، سوء استفاده از رسانهها برای جهت دادن به افکار عمومی است.
یکی از جریاناتی که در دهههای اخیر در عربستان سعودی رشد چشمگیری داشته است، جریان «سروریه» یا «سلفیه اصلاحگرا» است، که با نام «الحرکه الصوحیه» شناخته میشوند. شخصیتهای مهم و تاثیر گذاری مثل سلمان العوده، عائض القرنی، سفرالحوالی و ناصر العمر از این طیف بشمار میروند. حرکت صحوه از فساد گسترده حکام سعودی انتقاد میکند.
در حالی که بیشتر بزرگان و علمای اهلسنت بر ولادت حضرت مهدی در سال 255 هجری و آغاز غیبتش در سال 260 هجری صراحت دارند، اما در این میان، گروهی از شبههگران وهّابی با عبارات و ترفندهای گوناگون کوشیدهاند در اصل این که اساسا امام عسکری (علیه السّلام) فرزندی داشته که غیبت نموده باشد یا خیر، تشکیک نمودهاند.
لیبرالهای سعودی یکی از اهرمهای فشار بر وهابیت درباری و حاکمان سعودی هستند، که با انتقادات جدی تابوی وهابیت را درهم شکستهاند، تا جایی که به خاطر این فشارها و نامههای سرگشاده، ملک فهد پادشاه سعودی در سال 1992 مجبور شد قانون اساسی را در 83 بند بنویسد. زیرا تا قبل از آن، جامعه پادشاهی آل سعود از هیچ قانونی تبعیت نمیکرد.
بسیاری از کارشناسان منصف دنیا از زمان پیدایش داعش، بر این عقیده پافشاری میکنند که این گروه حاصل تلاشهای آمریکا و متحدانش در منطقه است، گروهی که با تمام وجود منافع غرب را تامین میکند. اما تصویری که در آن سناتور آمریکایی به همراه ابوبکر بغدادی در سوریه دیده میشوند، یکی از بهترین مدارک بر دخالت آمریکا در این مساله است.
از زمانی که پدیدهی شوم سلفی جهادی، پا به عرصهی وجود گذاشته است. تقریبا لحظهای جهان اسلام از دست پیروان آن، آسایش نداشته است. یکی از این گروهها القاعدهی مغرب است. یکی از راههای اصلی درآدمد این گروه، از راه آدم ربایی و اخاذی میباشد. بنابر این میتوان جهاد خودساختهی این گروه را، جهاد بر مبنای دزدان نامید.
یکی از پرسشهای مهم این است که چگونه از شخصی که مرده است می توان استمداد کرد؟ کسی که این پرسش را دارد باید درباره حقیقت توسل بلکه حقیقت انسان چیزهایی را بداند؛ اینکه حقیقت انسان روح اوست نه بدن مادی او و دیگر اینکه هر کس به پیامبری توسل میکند در حقیقت از خدا توسل کرده است. بعد از فهم این دو میتواند درستی آن را درک کند.
بسیاری از علما و بزرگان مورد قبول وهابیت به «تواتر احادیث مهدویت» تصریح نمودهاند. به عنوان نمونه: ابوالقاسم علی بن حسن بن عساکر در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» نقل میکند: «احادیثی که درباره خروج مهدی روایت شده، صحیحترین اسناد را داراست و در آنها بیان شده که مهدی از عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.»
مردم کشور عربستان از هیچ گونه اظهار نظر و رای برخوردار نیستند، و زنان حتی کارت شناسایی ندارند، تا جایی که یک خانم نوزده ساله عربستانی میگوید: یکبار در تاکسی تصادف کردیم و آمبولانس حاضر نشد تا رسیدن سرپرست، مرا به بیمارستان ببرد، خون زیادی ازدستداده بودم، اگر سرپرستم دقیقه آخر نرسیده بود، حتماً الآن مرده بود.